کوردانه: جلیل آزایخواز: تهدیدها و مواضع تند پهلوی صرفاً سخنانی گذرا و مقطعی سیاسی نیستند؛ اگر به‌صورت علمی و نظام‌مند با آن‌ها مواجهه شود، می‌توانند به سندی تاریخی ـ حقوقی بدل گردند. این اظهارات و تهدیدها، چنانچه در چارچوب حقوق بین‌الملل و موازین حقوق بشر مورد خوانش و تحلیل قرار گیرند، قادرند مبنایی جدی برای مطالبات ملت کُرد فراهم آورند.

این مسئله یک واکنش احساسی نیست و پاسخ آن نیز نباید با خشم و هیجان داده شود؛ بلکه موضوعی حرفه‌ای و حقوقی است. لازم است تیمی از حقوقدانان و متخصصان حقوق بین‌الملل تشکیل شود، تمامی اسناد و شواهد گردآوری گردد و به‌صورت رسمی در مسیر پیگیری‌های حقوقی بین‌المللی قرار گیرد. در غیر این صورت، معنای آن چیزی جز سوزاندن یک فرصت تاریخی به دست خودمان نخواهد بود.

در همین حال، نیروها و سازمان‌های سیاسی کُرد نیز نباید صرفاً به صدور بیانیه یا نگارش چند نامه‌ی اعتراضی بسنده کنند. این لحظه، لحظه‌ی سنجش بلوغ و هوشیاری سیاسی است. اگر در این مقطع، این خطر به‌درستی در سطح جهانی برجسته و پیگیری نشود، هرگونه انتقاد و گلایه‌ی بعدی از خود، بی‌ثمر خواهد بود.

جامعه‌ی کُرد در تبعید نیز می‌تواند نقشی مؤثر ایفا کند؛ از طریق سازمان‌دهی اعتراضات و کنش‌های مدنی مستمر، تا صدای نگرانی و نارضایتی به جهان رسانده شود و روشن گردد که این موضوع یک تهدید عادی و نسنجیده نیست، بلکه نشانه‌ای از آمادگی و طرحی از پیش طراحی‌شده است که بوی خطر پاکسازی قومی می‌دهد و نباید بی‌پاسخ بماند.

یک خطای سیاسی می‌تواند به فرصتی راهبردی تبدیل شود، اما تنها در صورتی که با خونسردی، برنامه‌ای روشن و پروژه‌ای بلندمدت با آن مواجه شویم. تاریخ همواره برای ما فرصت نمی‌آفریند؛ اگر این فرصت از دست برود، چه‌بسا دیگر هرگز تکرار نشود