افشین اِلیان نه نماد تحول فکری، بلکه نمونه‌ای روشن از تغییر موضع‌های افراطی و جهت‌گیری‌های مبتنی بر منفعت است. فردی که از اردوگاه چپ رادیکال و هواداری از سازمان چریک‌های فدایی خلق در سایهٔ حمایت‌های بلوک شرق به‌یک‌باره به صفوف راست افراطی اروپا پناه برد و امروز در قامت مدعی «عدالت» ظاهر شده است.

انتصاب او توسط رضا پهلوی به «کمیتهٔ تدوین مقررات عدالت انتقالی» با ریاست شیرین عبادی یک روز مخالف جنگ یک روز با پهلوی که خواستار جنگ با هر بهای و حضور ایرج مصداقی و لیلا بهمنی نه یک انتخاب حرفه‌ای، بلکه نشانه‌ای از شکل‌گیری محفلی محدود، همسو و انحصارطلب است؛ محفلی که تلاش دارد خود را به‌عنوان صدای غالب اپوزیسیون جا بزند.

الیان سال‌هاست که به‌جای ایستادن در برابر استبداد حاکم بر ایران، به یکی از چهره‌های هم‌صدا با جریان‌های ضد مهاجرت و ضد اسلام در اروپا بدل شده است. او نه در میدان مبارزه برای آزادی، بلکه در خط مقدم پروژه‌های ایدئولوژیکی قرار گرفته که همسو با راست‌گراترین نیروهای غربی تعریف می‌شوند. این تغییر مسیر، بیش از آن‌که نشانهٔ بلوغ فکری باشد، بوی سازگاری با قدرت و موج‌سواری سیاسی می‌دهد.

این چارچوب، برخی او را با حسی علی مقایسه می‌کنند؛ زنی سومالیایی که او نیز از سوسیال‌دموکراسی به جریان‌های راست گرایش پیدا کرد و در دوره‌ای به چهره‌ای مطرح در هلند، اروپا و آمریکا تبدیل شد. با این حال، منتقدان معتقدند افشین الیان، با وجود تلاش‌های فراوان، نتوانست به جایگاه مشابهی دست یابد

اما مسئله فقط شخص افشین الیان نیست. حضور او در کنار افرادی مانند ایرج مصداقی که از سوی منتقدان به ترویج ادبیات نزدیک به آلمان نازی، حذف مخالفان و انحصارطلبی سیاسی متهم می‌شود تصویری نگران‌کننده از پروژه‌ای ارائه می‌دهد که نام «عدالت انتقالی» را یدک می‌کشد، اما نشانی از عدالت در آن دیده نمی‌شود.

واقعیت تلخ این است: مجموعه‌ای که تحمل کوچک‌ترین صدای متفاوت را ندارد، چگونه می‌خواهد برای یک جامعهٔ متکثر نسخهٔ «عدالت» بپیچد؟ کسانی که در عمل به اقتدار‌گرایی، حذف و تک‌صدایی باور دارند، چگونه می‌توانند مدعی گذار دموکراتیک باشند؟

آنچه امروز در قالب این کمیته دیده می‌شود، نه نویدبخش عدالت، بلکه هشداری جدی است؛ هشداری دربارهٔ بازتولید همان الگوهای خطرناک قدرت‌طلبی، این‌بار با چهره‌ای جدید و ادبیاتی فریبنده. اگر قرار باشد آینده‌ای ساخته شود، قطعاً با تکرار این مسیر نخواهد بود.

کاریکاتور از صفحە ایکس توکا نیستانی