رهبران چپ و مترقی جهان در بارسلونا گرد هم آمدند؛ نشستی که اگرچه با عنوان «دفاع از دموکراسی» برگزار شد، اما در عمل به صحنه‌ای برای بازتعریف صف‌بندی‌های جهانی در برابر یک‌جانبه‌گرایی ایالات متحده، گسترش راست افراطی و تداوم جنگ‌ها تبدیل شد. دو رویداد هم‌زمان؛ «چهارمین نشست در دفاع از دموکراسی» و آغاز به کار «بسیج جهانی مترقی»، نه‌تنها طیفی از دولت‌ها و احزاب چپ‌گرا را کنار هم قرار داد، بلکه تلاش کرد زبان مشترکی برای پاسخ به تحولات پرشتاب نظم جهانی پیدا کند.

این گردهمایی در شرایطی برگزار شد که سیاست خارجی تهاجمی دولت دونالد ترامپ، از جنگ علیه ایران گرفته تا تهدید به مداخله نظامی در کوبا و فشار بر متحدان اروپایی برای افزایش هزینه‌های نظامی، به یکی از محورهای اصلی اختلاف در سطح بین‌المللی تبدیل شده است. بارسلونا به‌نوعی به سکویی برای بیان این اختلاف بدل شد؛ هرچند بسیاری از رهبران حاضر ترجیح دادند بدون نام بردن مستقیم از ترامپ، به نقد رویکردهای او بپردازند.

بارسلونا؛ صحنه هم‌گرایی چپ جهانی

در این نشست، پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، به‌عنوان میزبان، در کنار لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا، رئیس‌جمهور برزیل، نقشی محوری ایفا کرد. حضور چهره‌هایی چون کلودیا شینبائوم از مکزیک، سیریل رامافوسا از آفریقای جنوبی و گوستاوو پترو از کلمبیا، به‌همراه مقام‌های ارشد از آلمان و بریتانیا، نشان‌دهنده تلاش برای ایجاد یک ائتلاف گسترده فراتر از مرزهای منطقه‌ای بود.

ابعاد این گردهمایی نیز قابل توجه بود: حدود شش هزار فعال، سیاست‌گذار و نماینده از بیش از ۴۰ کشور و ۱۰۰ سازمان در آن شرکت داشتند. چنین ترکیبی، این نشست را از یک دیدار صرفاً دولتی فراتر برد و آن را به فضایی برای تعامل میان دولت‌ها، احزاب و جامعه مدنی تبدیل کرد.

در سطح نمادین، این تجمع به‌عنوان اعلام موجودیت نوعی «همبستگی جهانی مترقی» تعبیر شد؛ تلاشی برای پاسخ به آنچه شرکت‌کنندگان «بین‌المللی شدن راست افراطی» می‌نامند. لارس کلینگ‌بایل، معاون صدراعظم آلمان، این ایده را به‌صراحت بیان کرد: «راست افراطی بین‌المللی است، پس ما هم باید چنین باشیم.»

«دموکراسی بدیهی نیست»

سانچز در سخنرانی افتتاحیه خود، بر شکنندگی دموکراسی تأکید کرد؛ تأکیدی که در بسیاری از سخنرانی‌های دیگر نیز تکرار شد. او گفت: «دموکراسی را نمی‌توان بدیهی فرض کرد، بلکه باید با تلاش مداوم از آن محافظت کرد.»

این گزاره، محور مشترک سخنان بسیاری از رهبران حاضر بود: اینکه دموکراسی نه‌تنها از بیرون، بلکه از درون نیز تحت فشار است — از طریق رشد نیروهای پوپولیست راست‌گرا، گسترش اطلاعات نادرست، و افزایش شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی.

سانچز در ادامه، بدون نام بردن مستقیم از ترامپ، از «حملات به نظام چندجانبه»، «تلاش برای تضعیف حقوق بین‌الملل» و «عادی‌سازی خطرناک استفاده از زور» سخن گفت. این سه محور، عملاً چارچوب انتقادی اصلی این نشست را شکل دادند.

او همچنین در سخنرانی دیگری، با لحنی تندتر، راست افراطی را هدف قرار داد: «آن‌ها فریاد می‌زنند، نه به این دلیل که در حال پیروزی هستند، بلکه چون می‌دانند زمانشان رو به پایان است.» سانچز این نیروها را متهم کرد که با انکار تغییرات اقلیمی، ترویج بیگانه‌هراسی و تقویت تبعیض جنسیتی، در حال تخریب بنیان‌های نظم جهانی هستند.

لولا: «جهان دیگر تاب جنگ ندارد»

لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا نیز در سخنان خود، تمرکز را بر خطرات جنگ و نظامی‌گری قرار داد. او با اشاره به رفتار قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه اعضای دائم شورای امنیت، گفت این کشورها به‌جای ایفای نقش به‌عنوان حافظان صلح، به «سالاران جنگ» تبدیل شده‌اند.

لولا با لحنی هشدارآمیز افزود: «اگر از عقب‌گرد دموکراسی جلوگیری نکنیم، هیولاهایی مانند هیتلر دوباره متولد خواهند شد.» این جمله، بازتاب نگرانی عمیق بخشی از چپ جهانی نسبت به تکرار تجربه‌های تاریخی قرن بیستم در قالب‌های جدید بود.

او همچنین بر ضرورت پایان دادن به جنگ‌ها تأکید کرد: «به این جنون جنگ پایان دهید، زیرا جهان دیگر تاب جنگ‌های بیشتر را ندارد.» این موضع‌گیری در چارچوب گسترده‌تری قرار می‌گیرد که شامل مخالفت با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز می‌شود؛ جنگی که در بسیاری از سخنرانی‌ها، به‌عنوان نمونه‌ای از «عادی‌سازی استفاده از زور» مورد انتقاد قرار گرفت.

کوبا؛ نقطه تمرکز یک بیانیه مشترک

یکی از خروجی‌های ملموس این نشست، بیانیه مشترک اسپانیا، برزیل و مکزیک درباره کوبا بود. در این بیانیه، این سه کشور اعلام کردند که برای کاهش بحران انسانی در کوبا، کمک‌های خود را افزایش خواهند داد؛ بحرانی که به‌گفته آنان، نتیجه مستقیم محاصره ایالات متحده است.

در این بیانیه، علاوه بر محکومیت محاصره، بر ضرورت گفت‌وگو و مخالفت با هرگونه مداخله نظامی تأکید شد. همچنین تصریح شد که «مردم کوبا باید خود درباره آینده‌شان تصمیم بگیرند» — عبارتی که به‌طور ضمنی در برابر تهدیدهای مکرر ترامپ برای حمله به این کشور قرار می‌گیرد.

طرح این موضوع در سطحی بین‌المللی، نشان‌دهنده آن است که کوبا بار دیگر به یکی از نقاط کانونی تقابل میان چپ جهانی و سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. در عین حال، پیشنهاد کلودیا شینبائوم برای هشدار نسبت به اقدام نظامی آمریکا علیه کوبا، نشان می‌دهد که این نگرانی صرفاً نظری نیست.

حضور دموکرات‌های آمریکایی؛ شکاف در داخل آمریکا

یکی از نکات قابل توجه این نشست، حضور چهره‌هایی از حزب دموکرات آمریکا بود. سناتور کریس مورفی و فرماندار مینه‌سوتا، تیم والز، در کنار رهبران خارجی در این گردهمایی شرکت کردند.

مورفی در سخنرانی خود، برخلاف بسیاری از رهبران دیگر، مستقیماً ترامپ را هدف قرار داد و گفت: «دونالد ترامپ به‌دنبال پایان دادن به دموکراسی ماست. ما در آستانه یک حاکمیت تمامیت‌خواه نیستیم، بلکه در میانه آن قرار داریم.»

این موضع‌گیری، نشان‌دهنده عمق شکاف سیاسی در داخل ایالات متحده است؛ شکافی که اکنون به عرصه سیاست بین‌الملل نیز کشیده شده است. ارسال پیام‌های ویدیویی از سوی چهره‌هایی چون برنی سندرز و هیلاری کلینتون نیز این تصویر را تقویت می‌کند.

در حالی که این نشست در جریان بود، ترامپ در شبکه اجتماعی خود به‌شدت از اسپانیا و شخص سانچز انتقاد کرد. او وضعیت اقتصادی این کشور را «فاجعه‌بار» توصیف کرد و از سهم پایین آن در ناتو انتقاد کرد.

این واکنش، بخشی از تنش گسترده‌تر میان واشنگتن و مادرید است؛ تنشی که پس از امتناع اسپانیا از اجازه دادن به استفاده از پایگاه‌های نظامی خود برای عملیات علیه ایران و مخالفت با افزایش هزینه‌های نظامی تشدید شده است.

با این حال، داده‌های اقتصادی نشان می‌دهد که اسپانیا در سال‌های اخیر یکی از سریع‌ترین رشدها را در میان اقتصادهای اروپایی داشته است — نکته‌ای که سانچز و حامیانش از آن به‌عنوان پاسخ به انتقادات ترامپ استفاده می‌کنند.

پیشنهادها؛ از مالیات بر ثروتمندان تا جنگل‌کاری

نشست بارسلونا تنها به بیان مواضع سیاسی محدود نماند و برخی پیشنهادهای مشخص نیز در آن مطرح شد.

سیریل رامافوسا اعلام کرد که آفریقای جنوبی قصد دارد پیش‌نویس قطعنامه‌ای برای ایجاد «هیأت بین‌المللی مقابله با نابرابری» به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه دهد. هدف این ابتکار، مقابله با شکاف فزاینده ثروت در سطح جهانی است.

کلودیا شینبائوم، رئیس‌جمهور مکزیک، پیشنهاد کرد بیانیه‌ای در مخالفت با هرگونه مداخله نظامی در کوبا صادر شود و تأکید کرد «گفت‌وگو و صلح باید حاکم باشد».

رئیس‌جمهور مکزیک، همچنین پیشنهاد کرد که کشورها ۱۰ درصد از بودجه نظامی خود را به پروژه‌های جنگل‌کاری اختصاص دهند. او این ایده را با جمله‌ای نمادین بیان کرد: «به‌جای کاشتن بذرهای جنگ، بذرهای زندگی را بکاریم.»

در سطح اقتصادی، دولت اسپانیا اعلام کرد که در حال همکاری با برزیل برای اعمال مالیات بر ابرثروتمندان است — اقدامی که می‌تواند به یکی از محورهای سیاست‌گذاری مشترک در میان دولت‌های مترقی تبدیل شود.

سانچز همچنین بر ضرورت تنظیم‌گری شبکه‌های اجتماعی تأکید کرد؛ موضوعی که به‌ویژه در زمینه مقابله با نفرت‌پراکنی و اطلاعات نادرست اهمیت دارد.

راست افراطی؛ رقیبی که سازمان یافته است

در حاشیه این نشست، رهبران راست افراطی اروپا نیز در میلان گرد هم آمدند و هزاران نفر در اعتراض به مهاجرت و اتحادیه اروپا تظاهرات کردند. این هم‌زمانی، تصویری از دو روند متقابل در سیاست جهانی ارائه می‌دهد: از یک‌سو تلاش برای سازمان‌دهی نیروهای مترقی، و از سوی دیگر بسیج راست افراطی.

با این حال، برخی تحولات نیز به نفع اردوگاه مترقی تفسیر شد؛ از جمله شکست ویکتور اوربان در انتخابات مجارستان. این رویداد در سخنان برخی از شرکت‌کنندگان، از جمله کریس مورفی، به‌عنوان نشانه‌ای از امکان عقب‌نشینی راست افراطی مورد اشاره قرار گرفت.

در میان همه این تحولات، نقش پدرو سانچز بیش از دیگران برجسته شد. تحلیل‌گران اروپایی معتقدند که او تلاش می‌کند از این نشست به‌عنوان سکویی برای تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یکی از رهبران اصلی چپ جهانی استفاده کند.

ترکیب مواضع او، از دفاع از چندجانبه‌گرایی و انتقاد از جنگ گرفته تا طرح سیاست‌های اقتصادی مترقی نشان‌دهنده تلاشی برای ارائه یک الگوی جایگزین در برابر سیاست‌های مسلط فعلی است.

در عین حال، روابط او با ترامپ و مواضع مستقلش در قبال سیاست‌های آمریکا، او را به یکی از چهره‌های بحث‌برانگیز در سطح بین‌المللی تبدیل کرده است.

نشست بارسلونا را می‌توان تلاشی برای بازسازی یک گفتمان مشترک در میان نیروهای چپ و مترقی دانست؛ گفتمانی که بر چند محور اصلی استوار است: دفاع از چندجانبه‌گرایی، مخالفت با جنگ و نظامی‌گری، مقابله با نابرابری و ایستادگی در برابر راست افراطی.

با این حال، چالش‌های پیش روی این پروژه نیز قابل توجه است: از اختلافات درونی میان دولت‌ها گرفته تا فشارهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی، و همچنین قدرت سازمان‌یافته نیروهای راست‌گرا.

آنچه در بارسلونا شکل گرفت، بیش از آنکه یک ائتلاف منسجم باشد، نوعی تلاش برای آغاز گفت‌وگویی گسترده‌تر است — گفت‌وگویی درباره اینکه در جهانی که بیش از پیش به‌سوی قطبی‌شدن پیش می‌رود، آیا هنوز می‌توان بر سر اصولی مشترک برای نظم بین‌المللی به توافق رسید یا نه.

اخبار روز