کوردانه: محمدرضا اسکندری:من خاک پای یارانی هستم که همچون میثم و مجتبی ویسی، برای بیداری هویت کوردانه خود کوشیدند؛ آنان که شادی را با رقص نوروز به میان مردم آوردند و آگاهی به خویشتن را با کتاب و کتاب‌خوانی در فقیرترین محله‌های کرماشان گسترش دادند. برای من، آنان قهرمان‌اند؛ نماد آزادی، کرامت، کوردایتی اصیل و ایستادگی فرهنگی. آنان نشان دادند که هویت، تنها یک نام یا شعار نیست؛ هویت یعنی روشن‌کردن چراغ دانایی در تاریک‌ترین کوچه‌ها، یعنی رساندن شادی به دل مردمی که سال‌ها از حق خویش دور نگه داشته شده‌اند. آری، من نیز یارسانی‌ام؛ همانند برادران ویسی. و به این ریشه، به این فرهنگ، به این راه و به این کوردایتی انسانی و آزادی‌خواهانه افتخار می‌کنم.


در حالی که رژیم، در پی شکست‌های خود، همچنان به سرکوب و کشتار جوانان در ایران، به‌ویژه در کوردستان، ادامه می‌دهد، اکنون خانه به خانه در جست‌وجوی کسانی است که برای هویت، فرهنگ و آرمان‌های خود مایه گذاشته‌اند.
در این میان، برادران ویسی در کرماشان نمونه‌ای روشن از این فعالیت‌های هویت‌خواهانه بودند. آنان در فقیرترین محله‌های کرماشان به فعالیت فرهنگی و اجتماعی مشغول بودند و مهم‌تر از همه، یارسانی بودند. برخلاف بسیاری از یارسانیان که از بیم حذف شدن، به حاشیه رانده شدن و محرومیت از ابتدایی‌ترین حقوق و امکانات اجتماعی، ناچار به پنهان کردن بخشی از هویت خود شده‌اند، آنان نه‌تنها هویت کوردی و یارسانی خویش را پنهان نمی‌کردند، بلکه با صدایی رسا آن را فریاد می‌زدند و می‌کوشیدند دیگران را نیز در این مسیر همراه سازند.
آن‌ها در تلاش بودند تا با ایجاد کتابخانه، ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی و برگزاری جشن‌ها و آیین‌های بزرگ کوردی، ارزش‌ها، سنت‌ها و میراث فرهنگی کوردی و یاری را زنده نگه دارند و به نسل‌های بعدی منتقل کنند. آنان باور داشتند که آگاهی، فرهنگ و شناخت هویت، پایه‌های استواری برای ساختن جامعه‌ای آگاه و سربلند هستند.
این فرزندان غیور و مبارز، پس از جنبش دی‌ماه، هدف فشارها و تعقیب نیروهای امنیتی قرار گرفتند. آنان برای آنکه دستگیر، شکنجه یا اعدام نشوند، ناچار شدند به روستاهای دالاهو پناه ببرند.
برخلاف ادعای برخی مخالفان هویت‌خواهی که با انتشار تصاویری از آنان در حالی که سلاح در دست داشتند، تلاش می‌کنند فعالیت‌های مدنی آنان را انکار کنند، باید یادآور شد که آنان سلاح را تنها در شرایطی به دست گرفتند که خود را در معرض تهدید مستقیم می‌دیدند و آن را وسیله‌ای برای دفاع از جان خویش می‌دانستند. اگر هدف آنان مبارزه مسلحانه بود، فرصت‌های بسیاری برای رویارویی نظامی در اختیار داشتند؛ اما آنچه رخ داد، روایت دیگری را بازگو می‌کند.
رژیم و نیروهای محلی همکار آن، با اطلاع از محل حضورشان، خانه‌ای را که در آن پناه گرفته بودند محاصره کردند و با وجود آگاهی از اینکه راه گریزی برای آنان باقی نمانده بود، بدون هیچ‌گونه هشدار و بدون تلاش برای دستگیری، آنان را به قتل رساندند.
امروز نام و یاد برادران ویسی برای بسیاری از مردم کرماشان، کوردستان و جامعه یارسان، نماد ایستادگی، حفظ هویت و دفاع از کرامت انسانی است. ملت کورد، به‌ویژه مردم یارسان در روژهلات، خود را ادامه‌دهنده راه آنان می‌دانند و بر پاسداری از آرمان‌های فرهنگی و هویتی‌ای که آنان برایش تلاش کردند تأکید می‌ورزند.
یادشان جاودان و راهشان پررهرو باد.
زنده باد کوردستان، زنده باد یارسان و یاران شهید، زنده باد برادران ویسی، زنده باد کرماشان، دروازه پهلوانی روژهلات.
این نسخه تلاش کرده است لحن احساسی، هویت‌خواهانه و یادبودگونه متن شما را حفظ کند، در عین حال از نظر ادبی و نگارشی منسجم‌تر و روان‌تر باشد.