کوردانه:جمهوری اسلامی که با گسترش شبکههای اجتماعی دیگر قادر نیست با توقیف روزنامهها جریان اطلاعرسانی را متوقف کند، اینبار پاتوقهای اجتماعی جوانان را هدف گرفته است. پلمب همزمان دستکم هفت کافه شناختهشده در خیابانهای سنایی و ایرانشهر تهران، تنها یک برخورد صنفی نیست؛ اقدامی هماهنگ برای پراکندهکردن جوانان، محدودکردن ارتباطات اجتماعی و جلوگیری از شکلگیری همبستگی در فضاهای عمومی است.
دستکم هفت کافهرستوران شناختهشده در خیابانهای سنایی و ایرانشهر تهران، روز دوشنبه ۲۹ تیر، بهطور همزمان و پس از دریافت اخطار از نهادهای نظارتی پلمب شدند. «جو کافه»، «۱۴۰۱»، «سام کافه»، «دو بار»، «مان»، «نووک» و «تئوری» از جمله واحدهایی هستند که نام آنها در گزارشها و تصاویر منتشرشده از محل دیده میشود.
گزارش میدانی آتیهآنلاین نشان میدهد که اخطارها روز ۲۷ تیر صادر شده و تنها دو روز بعد، مأموران فعالیت شماری از کافههای این محدوده را متوقف کردهاند. روی برگههای نصبشده بر کرکرهها، تاریخ اخطار، زمان پلمب و کد نهاد اجراکننده درج شده است. برخی کافهها نیز بدون نصب برگهای بر در ورودی، تعطیلی شعبه خود را در شبکههای اجتماعی اعلام کردهاند.
بیشترین تعطیلیها در خیابان سنایی صورت گرفته است؛ خیابانی که بهدلیل تمرکز کافهها، کتابفروشیها و مراکز هنری، یکی از پاتوقهای شناختهشده جوانان، دانشجویان و هنرمندان تهران محسوب میشود. شاهدان از خاموششدن چراغها و پایینآمدن پیدرپی کرکرهها در بخشهایی از این خیابان خبر دادهاند. در خیابان ایرانشهر، دامنه برخورد محدودتر بوده و برخی کافهها همچنان به فعالیت خود ادامه دادهاند.
تا زمان تنظیم این گزارش، پلیس، دادستانی تهران و اتحادیههای صنفی توضیح رسمی و یکپارچهای درباره نهاد صادرکننده دستور و علت تعطیلی این واحدها منتشر نکردهاند. برخی رسانههای داخلی تنها از اجرای دستور «مراجع ذیصلاح» سخن گفتهاند، بیآنکه متن دستور، مستند قانونی یا نام دقیق نهاد تصمیمگیرنده را منتشر کنند.
پایگاه خبری امتداد به نقل از منابع خود گزارش داده است که برای پلمب هر کافه، دلیلی متفاوت عنوان شده است؛ از قراردادن ساندویچ در منوی واحدی که احتمالاً مجوز عرضه آن را نداشته، تا چیدن صندلی در پیادهرو و در مواردی رعایتنشدن حجاب اجباری. تنوع این بهانهها، این گمان را تقویت میکند که مجموعهای از عناوین صنفی، انضباطی و ایدئولوژیک برای اجرای یک طرح هماهنگ به کار گرفته شده است.
خبرگزاری هرانا نیز بر اساس پیگیریهای خود نوشته است که «عدم رعایت شئونات اسلامی» و حجاب اجباری از جمله دلایل مطرحشده برای بخشی از این پلمبها بوده است. به نوشته این خبرگزاری، چند کافه دیگر در همین محدوده نیز طی روزهای گذشته درباره پوشش کارکنان و مشتریان تذکر دریافت کرده بودند.
کافهداران خیابان سنایی پیشتر نیز از اخطارهایی درباره حجاب مشتریان و کارکنان، نوع موسیقی، تجمع جوانان و نشستن مشتریان در پیادهرو خبر داده بودند. به گزارش آتیهآنلاین، در اردیبهشتماه امسال بسیاری از صاحبان کافهها بهدلیل نگرانی از پیامدهای امنیتی، حاضر نبودند دریافت این تذکرها را علناً تأیید کنند؛ اما همان اخطارها اکنون به تعطیلی عملی شماری از پررفتوآمدترین کافههای این خیابان انجامیده است.
بر اساس آمار سالانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در سال ۱۴۰۴ دستکم ۱۹۱ مورد پلمب واحدهای تجاری و صنفی ثبت شده است. بخش قابلتوجهی از این تعطیلیها نه به تخلفات اقتصادی، بهداشتی یا ایمنی، بلکه به دلایلی مانند رعایتنکردن حجاب اجباری، ارائه خدمات در ماه رمضان یا فعالیت در روزهای سوگواری مذهبی مربوط بوده است.
موج تازه پلمبها در شرایطی آغاز شده که جنگ و حملات نظامی، قطعیهای مکرر برق، تورم، کاهش قدرت خرید و رکود اقتصادی، فشار سنگینی بر کسبوکارهای کوچک وارد کرده است. با این حال، دستگاههای حکومتی حتی در میانه چنین بحرانهایی، کنترل پوشش، روابط اجتماعی و فضای عمومی را کنار نگذاشتهاند؛ سیاستی که هزینه مستقیم آن بر دوش صاحبان کافهها، کارکنان این واحدها و شهروندانی قرار میگیرد که برای لحظاتی معاشرت و آرامش به این فضاها پناه میبرند.
در گذشته، حکومت برای جلوگیری از افشای سرکوب و فساد، روزنامهها را توقیف، روزنامهنگاران را بازداشت و رسانهها را تعطیل میکرد. اما با گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی، توقیف یک روزنامه دیگر نمیتواند مانع گردش اطلاعات شود. خبرها، تصاویر و روایتها در چند دقیقه منتشر میشوند و سانسور رسمی را پشت سر میگذارند.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد هدف حکومت از پلمب گسترده کافهها تنها کنترل منو، صندلی پیادهرو یا پوشش مشتریان نیست. کافهها در سالهای اخیر به فضاهایی برای دیدار، گفتوگو، تبادل نظر و شکلگیری روابط اجتماعی میان جوانان تبدیل شدهاند. حکومت که نمیتواند ارتباطات مجازی را بهطور کامل مهار کند، اکنون میکوشد مکانهای واقعی گردهمایی را نیز محدود کند.
پایینکشیدن کرکره کافهها، در حقیقت تلاشی برای پراکندهکردن جوانان، قطع ارتباطات اجتماعی و جلوگیری از شکلگیری اعتماد و همبستگی در فضاهای عمومی است. جمهوری اسلامی از هر مکانی که انسانها بتوانند آزادانه کنار یکدیگر بنشینند، گفتوگو کنند و تجربههای مشترک خود را به اشتراک بگذارند، احساس خطر میکند.
اما همانگونه که توقیف روزنامهها نتوانست حقیقت را خاموش کند، پلمب کافهها نیز نخواهد توانست میل جوانان به ارتباط، آزادی و همبستگی را از میان ببرد. حکومت شاید بتواند برای مدتی کرکرهها را پایین بکشد، اما نمیتواند اندیشه، گفتوگو و مقاومت اجتماعی را پلمب کند.
