کوردانه: محمدرضا اسکندری: از هفته‌ها پیش، جریان سلطنت‌طلب با تبلیغات گسترده و اعلام حضور ۳۰ هزار نفر، تلاش می‌کرد تجمع فرانکفورت را به بزرگ‌ترین نمایش قدرت خود در خارج از کشور تبدیل کند؛ نمایشی که قرار بود بار دیگر رضا پهلوی را نه صرفاً به‌عنوان یکی از چهره‌های مخالف جمهوری اسلامی، بلکه به‌عنوان رهبر و نماینده سیاسی مردم ایران معرفی کند.

در این مسیر، حمایت‌های سیاسی، رسانه‌ای و تبلیغاتی جریان‌های راست افراطی بین‌المللی، شبکه‌های نزدیک به ترامپ و حامیان سیاست‌های نتانیاهو نقش مهمی در برجسته‌سازی موقعیت رضا پهلوی داشتند. همچنین منابع مالی قابل توجهی از سوی بخشی از حامیان ایرانی مقیم آمریکا در اختیار پروژه سیاسی او قرار گرفته است. گزارش تحقیقی رویترز در ژوئیه ۲۰۲۶ نیز از دریافت بیش از سه میلیون دلار کمک از اهداکنندگان ایرانی‌ـ‌آمریکایی برای فعالیت‌های سیاسی او خبر داده بود.

اما تحولات ماه‌های اخیر، معادلاتی را که این جریان روی آن حساب باز کرده بود، به‌شدت تغییر داده است.

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، برخلاف انتظارات اعلام‌شده حامیان آن، به تغییر حکومت در تهران منجر نشد. در آمریکا نیز حزب جمهوری‌خواه در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶ اکثریت هر دو مجلس کنگره را از دست داد. در اسرائیل، ائتلاف نتانیاهو در انتخابات ۲۷ اکتبر نتوانست اکثریت پارلمان را به دست آورد و در هفتم نوامبر، رئیس‌جمهور اسرائیل گادی آیزنکوت، رقیب نتانیاهو، را مأمور تشکیل دولت کرد.

از سوی دیگر، بخشی از رهبران راست افراطی اروپا که پیش‌تر نزدیکی سیاسی خود به ترامپ را سرمایه‌ای برای پیشبرد موقعیت انتخاباتی‌شان می‌دانستند، اکنون در پی فاصله گرفتن از او هستند. رویترز در گزارشی در پنجم نوامبر به این تغییر موضع و نگرانی راست‌گرایان اروپا از پیامدهای سیاسی و اقتصادی جنگ ایران پرداخت.

در چنین شرایطی، تجمع فرانکفورت فرصتی بود تا سلطنت‌طلبان با نمایش جمعیت و دریافت جایزه آزادی بنیاد فریدریش ناومان، بار دیگر پروژه رهبرسازی از رضا پهلوی را به نمایش بگذارند.

با این حال، آمار رسمی شبکه هسن‌شاو از حضور حدود ۲۵ هزار نفر حکایت دارد؛ در حالی که برگزارکنندگان از ابتدا برای حضور ۳۰ هزار نفر برنامه‌ریزی کرده بودند و در پایان حتی رقم ۵۰ هزار نفر را ادعا کردند.

البته حضور ۲۵ هزار نفر را نمی‌توان نادیده گرفت، اما مسئله اصلی جای دیگری است: آیا چنین تجمعی، حتی با حمایت رسانه‌ای و سیاسی وابسته با سازمانهای امنتیتی منطقه و راست افراطی جهانی گسترده، می‌تواند برای یک فرد حق نمایندگی ملتی با تنوع سیاسی، ملی و اجتماعی ایران ایجاد کند؟

واقعیت این است که نه جایزه یک بنیاد اروپایی، نه حمایت راست افراطی بین‌المللی و نه تجمع‌های خارج از کشور، جایگزین مشروعیت دموکراتیک و انتخاب آزاد مردم ایران نمی‌شوند.

پروژه‌ای که می‌خواست با تکیه بر حمایت ترامپ، نتانیاهو و متحدان راست‌گرای آنان، رضا پهلوی را به رهبر از پیش تعیین‌شده آینده ایران تبدیل کند، اکنون با واقعیت‌های سیاسی تازه‌ای روبه‌روست.

آینده ایران نه در واشنگتن، نه تل‌آویو و نه در محافل راست افراطی اروپا تعیین می‌شود؛ بلکه حق تعیین آن متعلق به مردم ایران و انتخاب آزادانه آنان است.