رادیو کوردانه: محمدرضا اسكندري: اگرچه احزاب روژهلات کوردستان بهصورت انفرادی و در اطلاعیههای مختلف حمایت خود را از خیزش مردم ایران در شهرهای گوناگون اعلام کردهاند، اما یک واقعیت در این مسئله روشن است: با توجه به اینکه جایگاه و پایگاه تشکیلاتی اصلی این احزاب در استانهای کوردستان و آذربایجان قرار دارد و مردم این مناطق منتظر پیام و فراخوانی هماهنگ از سوی آنان هستند، در این استانها تاکنون حرکت چشمگیر و سازمانیافتهای شکل نگرفته است.
برخی از تحلیلگران کوردستان بر این باورند که مردم کورد این استانها، بهدلیل آنکه در جنبش و انقلاب ژینا حمایت گستردهای از سوی شهرهای بزرگ ایران ندیدند و بهای سنگینی در برابر سرکوب رژیم پرداختند، اکنون در وضعیت انتظار به سر میبرند؛ انتظاری برای شعلهور شدن دوباره آتش جنبش در شهرهای بزرگ، بهویژه تهران. در چنین شرایطی، به باور این تحلیلگران، مردم کوردستان میتوانند با تکیه بر تشکیلات، حزب، رهبری متحد و حتی سلاح، آخرین میخ را بر تابوت رژیم بکوبند.
اما تحلیل من، بر اساس تماسها و گفتوگوهایی که مستقیماً با رهبران و مسئولان این احزاب داشتهام، تصویری متفاوت ارائه میدهد.
پخش نوار منتسب به رهبری پژاک، یکی از عوامل اصلی تشدید بیاعتمادی و دشوار شدن نزدیکی میان احزاب بوده است. از سوی دیگر، برخی از احزاب با این نگرانی جدی روبهرو هستند که آیا بار دیگر احتمال دارد بخشی از رهبران احزاب کورد با پسر شاه وارد ائتلافی سیاسی شوند یا نه؛ مسئلهای که برای بسیاری از آنان بههیچوجه قابل پذیرش نیست. این دو عامل، عملاً فضای بیاعتمادی را عمیقتر کرده است.
با وجود این موانع، تلاش برای نزدیک شدن احزاب و صدور یک اطلاعیه مشترک با هدف سرنگونی رژیم، اگرچه ممکن است، اما نیازمند کار سیاسی گسترده، حضور سیاستمداران مستقل، رهبران آرمانخواه در درون احزاب و از همه مهمتر، شجاعت رهبران احزاب برای برداشتن یک گام عملی و شرکت در نشستی جمعی جهت حل بحران بیاعتمادی است. تا زمانی که هر حزب تصور کند بهتنهایی میتواند نقش تعیینکنندهای ایفا کند، این بنبست ادامه خواهد داشت.
در گفتوگوهایی که با برخی از این رهبران داشتهام، بهروشنی تأکید کردهام که استانهای کرمانشاه، ایلام، لرستان و کهگیلویه، اگرچه خواهان آن بوده و هستند که همصدا با کوردستان به میدان بیایند، اما به دلیل تأخیر در صدور یک اطلاعیه عمومی و فراخوان هماهنگ، ناچار شدهاند مستقلتر و استوارتر از گذشته وارد خیابان شوند. با این حال، همین استانها تا این لحظه بیشترین هزینه را پرداختهاند و بیشترین تعداد جانباختگان، بازداشتشدگان و زندانیان راه آزادی را دادهاند.
اکنون که ایران همچنان در وضعیت بحران سیاسی، نارضایتی اجتماعی، اعتراضات پراکنده و سرکوب سیستماتیک بهسر میبرد، و چشمانداز روشنی از اصلاح در درون ساختار قدرت دیده نمیشود، زمان بیش از هر مقطع دیگری محدود است. بهترین و ضروریترین اقدام، اتحاد احزاب روژهلات و صدور یک اطلاعیه جمعی برای تشکیل یک ستاد مشترک رهبری دوران گذار است.
در غیر این صورت، پل این احزاب آنسوی رودخانه خواهد بود و در شطرنج بزرگ سرنگونی، بار دیگر یا مات خواهند شد یا به جایگاهی حاشیهای و کماثر رانده میشوند. پس تا دیر نشده، با عبور از منافع تنگ حزبی، با احترام به خواست صددرصدی پایگاه اجتماعی هر حزب و با تمرکز بر آیندهای دموکراتیک برای ایران، که در آن کوردستان روژهلات جایگاه واقعی خود را داشته باشد، باید اتحاد روژهلات کوردستان برای دوران گذار بهصورت رسمی اعلام شود.
