کوردانه: گزارشی از مالک بیگی، فعال رسانه‌ای کورد، درباره سوءاستفاده هدفمند برخی جریان‌های سلطنت‌طلب از تحریف تاریخ یارسان و سرقت مبارزات امروز مناطق کُردنشین در فضای مجازی این روزها در روزهای اخیر، در فضای مجازی ـ به‌ویژه اینستاگرام ـ مطالب و بیانیه‌های بی‌اساسی منتشر شده که در آن‌ها عده‌ای مدعی شده‌اند آقا سید نصرالدین حیدری، پیر و از بزرگان یارسان، از خاندان پهلوی حمایت کرده‌اند. این ادعاها در حالی مطرح می‌شود که ایشان صرفاً حمایت صریح و کامل خود را از اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم اعلام کرده‌اند و هیچ اشاره‌ای به حمایت از هیچ حزب، جریان یا فرد سیاسی خاصی نداشته‌اند. نسبت‌دادن چنین مواضعی، تحریف آشکار سخن، جایگاه و مسئولیت معنوی ایشان است.
برای روشن‌شدن حقیقت، لازم است نگاهی تاریخی و مستند به رابطه خاندان پهلوی با جامعه یارسان انداخته شود؛ رابطه‌ای که نه‌تنها حمایتی نبوده، بلکه بر پایه حذف، سرکوب و آسمیلاسیون اجباری شکل گرفته است.
در این میان، ایلام ـ که امروز یکی از کانون‌های اصلی اعتراضات مردمی است ـ نمونه‌ای روشن از این تاریخ سرکوب‌شده به شمار می‌آید. ایلام تا پیش از استقرار دولت متمرکز پهلوی، بخشی از جغرافیای فرهنگی زاگرس بود که در آن یارسان به‌عنوان آیین غالب و زیسته مردم حضور داشت. در نوشته‌ها و گزارش‌های غربی مربوط به قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، به‌صراحت از یارسان‌بودن جغرافیای ایلام یاد شده است. حتی پس از گذشت بیش از یک قرن، اصطلاحات، دعاها و واژگان یارسانی همچنان در ادبیات روزمره مردم ایلام زنده مانده و گواهی بر این پیوستگی تاریخی است.
این واقعیت نه‌تنها در حافظه جمعی مردم منطقه، بلکه در آثار مکتوب مردم‌نگاران و سفرنامه‌نویسان اروپایی، به‌ویژه فرانسوی، بازتاب یافته است. این نویسندگان که به ایلام و نواحی پیرامونی آن سفر کرده‌اند، مردم منطقه را به‌صراحت پیرو اهل حق / یارسان معرفی می‌کنند و هرگز تشیع دوازده‌امامی را به‌عنوان دین غالب ذکر نمی‌کنند. در این متون، یارسان نه یک اقلیت، بلکه ساختار اصلی باور دینی و اجتماعی مردم است.
این وضعیت با روی کار آمدن رضا شاه دگرگون شد. دولت پهلوی اول با شعار نوسازی و وحدت ملی، سیاست یکسان‌سازی اجباری دینی و فرهنگی را در پیش گرفت. در این چارچوب، آیین‌های بومی و مستقل ـ از جمله یارسان ـ نه به‌عنوان بخشی از تنوع فرهنگی ایران، بلکه به‌عنوان مانعی برای دولت متمرکز مدرن تلقی شدند.
در ایلام و دیگر مناطق یارسان‌نشین، این سیاست‌ها به اشکال مختلف اعمال شد؛ از سربازی اجباری، مدرسه دولتی و ثبت احوال گرفته تا حذف رهبران محلی، محدودسازی آیین‌ها و خاموش‌کردن جم‌ها. نتیجه، وادار شدن بخش بزرگی از جامعه یارسان به تقیه، شیعه‌نمایی و پنهان‌سازی هویت دینی بود. این فرایند، تغییر دین به معنای واقعی کلمه نبود، بلکه حذف حضور علنی یک آیین کهن از عرصه عمومی بود.
آنچه در دوره رضا شاه بر یارسان رفت، نه اصلاح دینی بود و نه نوسازی فرهنگی؛ بلکه آسمیلاسیون دولتی و پاک‌کردن هویت بومی با ابزار قدرت بود. زخمی که از آن دوره بر پیکره جامعه یارسان باقی ماند، صرفاً زخمی تاریخی نیست، بلکه تا امروز در قالب انکار، تحریف و سوءاستفاده سیاسی از نام و جایگاه بزرگان این آیین ادامه دارد.

از این‌رو، نسبت‌دادن حمایت یارسان یا بزرگان آن از خاندان پهلوی، نه‌تنها ادعایی بی‌پایه، بلکه تلاشی آگاهانه برای پاک‌کردن حافظه تاریخی یک جامعه سرکوب‌شده است. یارسان نه دیروز و نه امروز، مشروعیت خود را از قدرت سیاسی نگرفته و به هیچ نظام یا خاندان حاکمی بیعت نداده است. تاریخ ایلام و یارسان گواهی می‌دهد که آنچه از دوره پهلوی به یادگار مانده، حمایت و احترام نبوده، بلکه حذف، انکار و تحمیل سکوت بوده است؛ حقیقتی که با تحریف و روایت‌سازی در فضای مجازی تغییر نخواهد کرد.

در پایان باید خاطرنشان کرد که ملت کورد هیچ‌گاه برای بردگی و دیکتاتوری مبارزه نکرده و هرگز در برابر هیچ دیکتاتوری سر تعظیم فرود نیاورده است. این حقیقت را می‌توان به‌روشنی در نخستین روزهای پس از انقلاب اسلامی نیز مشاهده کرد؛ جایی که جامعه آگاه و با بینش سیاسی بالای کورد، نخستین ملتی بود که با دیکتاتوری خمینی دست بیعت نداد و راهی مستقل از قدرت‌های استبدادی در پیش گرفت. امروز نیز تردیدی نیست که در این مقطع تاریخی، همین ملت فهیم با تصمیمی جسورانه، آگاهانه و مبتنی بر بینش سیاسی عمیق، در مسیر دموکراسی، سکولاریسم و ساختن ایرانی آزاد از هرگونه دیکتاتوری نقش‌آفرینی خواهد کرد