کوردانه: وحید کمالی: سقوط جمهوری اسلامی یکی از پیچیدهترین و حساسترین موضوعات سیاسی معاصر است که تحلیلگران و ناظران بینالمللی نیز پاسخ واحد و قطعی برای آن ندارند. با این حال، با نگاهی به وقایع جاری در ژانویه ۲۰۲۶ و تحلیلهای موجود، میتوان تصویری از وضعیت کنونی و سناریوهای پیشرو ارائه داد.
اعتراضاتی که از دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شده و تا امروز (۱۲ ژانویه ۲۰۲۶) ادامه یافته، از نظر بسیاری از ناظران «شکنندهترین مقطع حیات جمهوری اسلامی» توصیف شده است. در اینجا محورهای کلیدی وضعیت فعلی را بررسی میکنیم:
- وضعیت کنونی: تفاوتها و چالشها
بحران اقتصادی بیسابقه: جرقهی اصلی این موج، سقوط بیسابقهی ارزش پول ملی و رسیدن قیمت دلار به حدود ۱۴۵ هزار تومان (در اواخر ۲۰۲۵) و تورم بالای ۷۰ درصد در بخش مواد غذایی بود. این بار اعتراضات بهسرعت از لایههای معیشتی به مطالبات سیاسی بنیادین تغییر جهت داد.
انزوای منطقهای: تضعیف شدید «محور مقاومت» در سال ۲۰۲۵، سقوط رژیم اسد در سوریه و ضربات سنگین به حزبالله، باعث شده تا حکومت یکی از ستونهای اصلی قدرت استراتژیک خود را از دست رفته ببیند.
سرکوب و قطع اینترنت: چهار روز از قطع گسترده اینترنت و استفاده از خشونت شدید در شهرهای مختلف می گذرد . طبق برخی آمارهای تایید نشده، شمار جانباختگان در روزهای اخیر به شکل چشمگیری افزایش یافته است.
۲. سناریوهای احتمالی از دیدگاه تحلیلگران
در حال حاضر سه مسیر عمده برای آیندهی این تحولات پیشبینی میشود:
-سقوط یا فروپاشی پایان حاکمیت فعلی و ورود به یک دوره گذار. نیاز به انسجام بیشتر در اپوزیسیون و ریزش جدی در نیروهای مسلح.
-استمرار نظام حاکم همراه با ضعف شدید ، سرکوب موقت اعتراضات اما باقی ماندن در «وضعیت بحران دائم». از دست رفتن کامل مشروعیت و ناتوانی در حل ریشههای اقتصادی.
-تغییر از درون یا پوستاندازی رژیم ، تغییرات ساختاری در بدنه قدرت برای بقا (مانند سناریوی نظامیگری). شکاف در نخبگان حاکم و فشار حداکثری بینالمللی.
۳. عوامل تعیینکننده
آیا این اعتراضات منجر به سقوط خواهد شد؟ پاسخ به این سه عامل بستگی دارد:
-پایداری خیابان: اینکه آیا معترضان میتوانند با وجود سرکوب شدید و قطع ارتباطات، حضور خود را در درازمدت حفظ کنند.
-ریزش در نیروهای سرکوب: گزارشهای پراکندهای از نافرمانی در برخی واحدهای انتظامی منتشر شده، اما تا زمانی که بدنه اصلی نیروهای نظامی وفادار بمانند، تغییر سخت خواهد بود.
-جایگزین سیاسی: وجود یک رهبری یا ائتلاف مشخص که بتواند خلأ قدرت را پر کرده و حمایت بینالمللی را جلب کند.
نکته مهم: بسیاری از اندیشکدهها (مانند موسسه هادسن) معتقدند که حتی اگر حکومت از این موج جان سالم به در ببرد، دیگر هرگز به قدرت و انسجام سابق باز نخواهد گشت و در واقع وارد «فاز پایانی» خود شده است. تحولات با سرعت بسیار زیادی در حال رخ دادن هستند و هر روز میتواند سرنوشتساز باشد.
آیا ترامپ در رابطه با حمایت خود از مردم ایران عمل خواهد کرد ؟
موضعگیریهای دونالد ترامپ در قبال اعتراضات جاری (دی و بهمن ۱۴۰۴ / ژانویه ۲۰۲۶) نسبت به دورههای قبل بسیار تندتر و صریحتر شده است. او در روزهای اخیر بارها با ادبیات خاص خود هشدار داده که ایالات متحده «آماده و مسلح» (Locked and Loaded) است. با این حال، پاسخ به اینکه آیا او به وعدههایش «عمل» خواهد کرد یا خیر، مستلزم بررسی گزینههای روی میز و سوابق رفتاری اوست:
۱. وعدههای اخیر ترامپ (ژانویه ۲۰۲۶)
طبق آخرین اخبار تا امروز (۱۲ ژانویه ۲۰۲۶)، ترامپ چندین موضع رسمی اتخاذ کرده است:
-خط قرمز کشتار: او صراحتاً هشدار داده که اگر جمهوری اسلامی به سمت معترضان شلیک کند و دست به «کشتار جمعی» مشابه سالهای گذشته بزند، آمریکا برای «نجات» مردم وارد عمل خواهد شد.
-گزینههای نظامی: گزارشهای رسانههایی مانند والاستریت ژورنال حاکی از آن است که تیم امنیت ملی او مجموعهای از گزینهها شامل حملات پهپادی هدفمند به مراکز سرکوب، استفاده از سلاحهای سایبری برای از کار انداختن سیستمهای امنیتی، و حتی ارائه اینترنت ماهوارهای گسترده را به او ارائه دادهاند.
۲. ابزارهای احتمالی برای “حمایت عملی “
تحلیلگران معتقدند حمایت ترامپ احتمالاً در سه سطح دنبال خواهد شد:
-تکنولوژیک: ارائه اینترنت ماهوارهای رایگان (استارلینک) و ابزارهای دور زدن فیلترینگ برای حفظ ارتباط معترضان.
-مالی و دیپلماتیک : بلوکه کردن داراییهای مقامات و استفاده از اموال مصادره شده ایران برای حمایت از اعتصابات کارگری و نارضایتی های داخل ایران .
-نظامی/عملیاتی : حملات جراحی (Surgical Strikes) به مقرهای سپاه یا مراکز فرماندهی در صورت وقوع کشتار وسیع.
۳. تردیدها و واقعیتها :
علیرغم لحن تند، چند نکته باعث میشود در مورد «عملکرد قطعی» او با احتیاط نگاه کرد:
-استراتژی «اول آمریکا»: ترامپ همواره از ورود به جنگهای طولانی و پرهزینه در خاورمیانه دوری کرده است. او ترجیح میدهد از طریق «فشار حداکثری» و «تهدید معتبر»، حکومت را به عقبنشینی یا مذاکره وادار کند، نه لزوماً ورود به یک درگیری نظامی تمامعیار.
-ابهام در «نجات مردم»: هنوز مشخص نیست منظور او از «نجات مردم» دقیقاً چیست. آیا این به معنای مداخله مستقیم نظامی است یا صرفاً تشدید فلجکننده تحریمها؟
-تاثیر معکوس: برخی ناظران نگرانند که حمایت صریح او، بهانهای به دست حکومت بدهد تا اعتراضات را به «عوامل خارجی» نسبت داده و سرکوب را توجیه کند. به نظر میرسد ترامپ قصد دارد از این اعتراضات به عنوان اهرم نهایی برای تغییر رفتار یا فروپاشی از درون استفاده کند. او احتمالاً در زمینههای سایبری، اینترنتی و تحریمهای فردی سریعاً عمل خواهد کرد، اما مداخله نظامی را به عنوان «آخرین گزینه» و تنها در صورت وقوع یک فاجعه انسانی بزرگ نگه خواهد داشت.
عملکرد جریانهای سیاسی و اپوزیسیون :
رضا پهلوی در اعتراضات جاری (دی و بهمن ۱۴۰۴ / ژانویه ۲۰۲۶)، تلاش کرده که از یک «حامی معنوی» به یک «نقشآفرین عملیاتی» تغییر وضعیت بدهد. طبق وقایع روزهای اخیر (تا ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶)، جایگاه و شانس او را میتوان در سه لایه تحلیل کرد:
۱. جایگاه فعلی: از فراخوان تا هدایت میدانی
برخلاف سالهای گذشته، رضا پهلوی در این دوره فراتر از پیامهای کلی رفته و وارد جزئیات استراتژیک شده است:
-پاسخ به فراخوانها : فراخوانهای او در هفته دوم ژانویه ۲۰۲۶ برای تجمعات ساعت ۸ شب و اعتصابات سراسری، با پاسخ گستردهای در شهرهای بزرگ و طرفدارانش در داخل ایران روبرو شد. به طوریکه برخی ناظران پاسخ به این فراخوانها را نوعی «رفراندوم خیابانی» برای مشروعیت او توصیف کردهاند.
-نفوذ در نیروهای مسلح: او در پیامهای اخیر خود مستقیماً «بدنه نیروهای انتظامی و ارتش» را مخاطب قرار داده و با استفاده از پلتفرمهای همکاری ملی، از آنها خواسته که ماشین سرکوب را از کار بیندازند.
-برنامه بازگشت: برخی شایعات و پیشبینیهای رسانهای (از جمله گزارشهای پراکنده در فضای مجازی) احتمال بازگشت او به ایران را تا اواخر اسفند ۱۴۰۴ (مارچ ۲۰۲۶) مطرح کردهاند، هرچند این موضوع هنوز رسماً تایید نشده است.
۲. شانس پیروزی و نقاط قوت
-نماد ثبات و رفاه گذشته: در میانه بحران اقتصادی و دلار ۱۴۵ هزار تومانی، نام «پهلوی» برای بخشی از معترضان و طرفدارانش مترادف با دوران ثبات اقتصادی و اعتبار بینالمللی شده است.
-تنها جایگزین با «نام شناختهشده»: در حالی که اپوزیسیون همچنان با چالش انسجام روبروست، رضا پهلوی به دلیل پیشینه تاریخی دودمان پهلوی و در مورد حمایت بودن توسط رسانه های مطرح جریان سلطنت طلبی در خارج، بیشترین شناسایی (Name Recognition) را در داخل و خارج از ایران دارد.
-رابطه با دولت ترامپ: نزدیکی احتمالی تیم او با دولت جدید آمریکا، این باور را در میان برخی معترضان تقویت کرده که او میتواند در راستای جلب حمایت بینالمللی و لغو تحریمها در دوران پس از جمهوری اسلامی موثر باشد.
۳. چالشها و موانع پیشروی رضا پهلوی و جریان پادشاهی خواهی :
علیرغم محبوبیت نسبی و سنتی، او همچنان با چالشهای جدی روبرو است:
-تردید درباره نوع حکومت: بخش اعظم از جامعه (بهویژه جریانات چپ و جمهوریخواه ، جریانات قومی و هویت طلبی) نسبت به بازگشت سلطنت یا متمرکز شدن قدرت در دست یک فرد نگرانی جدی دارند
-چالش همبستگی: برخی تحلیلگران معتقدند ناتوانی در شکلدهی به یک ائتلاف پایدار با سایر گروههای سیاسی (مانند احزاب کرد یا جریانات دانشجویی و …) به احتمال زیاد شانس او را در لحظات حساس برای ادعای رهبری ملی بسیار کاهش خواهد داد.
عملکرد نیروهای ملیتی و هویت طلب و به ویژه کردها در این دوره چگونه باید باشد ؟
نیروهای ملیتی و بهویژه کردها در اعتراضات جاری (دی و بهمن ۱۴۰۴ / ژانویه ۲۰۲۶)، نقشی فراتر از یک نیروی معترض محلی یا اقلیمی در ایران ایفا کردهاند. بر اساس وقایع تا امروز (۱۲ ژانویه ۲۰۲۶)، عملکرد این نیروها به یکی از ستونهای اصلی تداوم قیام تبدیل شده است. در اینجا تحلیل دقیقی از جایگاه، عملکرد و استراتژی بهینه نیروهای ملیتی ارائه میدهم:
۱. وضعیت کنونی: پیشتازی در سازماندهی
کردها و بلوچها در این دوره نشان دادند که سازمانیافتهترین بخش اپوزیسیون داخلی هستند:
-اتحاد بیسابقه احزاب کُرد: در ۵ ژانویه ۲۰۲۶، هفت حزب اصلی کُرد (منجمله حزب دموکرات کردستان ایران ، کومله کردستان ایران و پژاک و …) در صلحی تاریخی، بیانیه مشترکی صادر کردند. این اتحاد باعث شد فراخوان اعتصاب عمومی ۱۸ دی (۸ ژانویه) با موفقیت بینظیری در استانهای کُردی کردستان، کرمانشاه و ایلام روبرو شود.
-گسترش جغرافیای اعتراض: برخلاف دورههای قبل که تمرکز بر شهرهایی مانند سنندج بود و قسمت شمالی کردستان ایران بود، در این دوره شهرهایی مثل ایلام، ملکشاهی، هرسین و کوهدشت ،شاه آباد و کرماشان ، به کانونهای اصلی درگیری تبدیل شدند.
-همبستگی با مرکز: در حالی که حکومت سعی دارد با برچسب «تجزیهطلبی» سرکوب را توجیه کند، شعارهای معترضان در استانهای کردستان و بلوچستان در هماهنگی با جریان اعتراضات در مرکز و سایر شهرهای ایران ، این استراتژی را خنثی کرده است.
۲. استراتژی بهینه؛ نیروهای قومی چگونه باید عمل کنند؟
تحلیلگران سیاسی معتقدند برای پیروزی این جنبش، نیروهای قومی باید بر سه محور تمرکز کنند:
الف) پرهیز از تلهی درگیری مسلحانه زودهنگام: حکومت تمایل دارد اعتراضات را به سمت درگیری مسلحانه در مرزها بکشاند تا چهرهای امنیتی به جنبش بدهد. عملکرد هوشمندانه، حفظ خصلت «مدنی و تودهای» اعتراضات در داخل شهرهاست.
ب) پیوند زدن اعتصابات به شریانهای اقتصادی: استانهای کردستان به دلیل موقعیت مرزی و بلوچستان به دلیل دسترسی به آبهای آزاد، پتانسیل فلج کردن گمرکات و مسیرهای ترانزیتی را دارند. تداوم اعتصاب در این نقاط، فشار را بر مرکز چندبرابر میکند.
ج) تقویت ائتلاف با اپوزیسیون سراسری: همکاری اخیر میان فراخوانهای جریان پادشاهی خواهی و احزاب کُرد نشان داد که هماهنگی زمانی (مثلاً اعتصاب در روز و تظاهرات در شب) میتواند سیستم سرکوب را دچار فرسایش کامل کند.
۳. چالشها و تهدیدات :
-سرکوب فوقخشن در حاشیه،قطع اینترنت و کشتار بیصدا در شهرهایی مثل زاهدان یا ایلام.
-برچسب تجزیهطلبی:ایجاد ترس در لایههای خاکستری جامعه در مرکز و سایر استانهای ایران.
-اختلاف میان احزاب که باعث تضعیف توان سازماندهی در لحظات حساس گذار می شود . تشکیل یک «اتاق عملیات مشترک» بین نیروهای ملیتی و احزاب سیاسی هویت خواه و ائتلافهای سراسری می تواند به اتحاد و هماهنگی در این برهه و دوران گذار کمک بکند .
نکته کلیدی: نقش ملت کرد در این دوره نه تنها به عنوان «موتور محرک» اعتراضات، بلکه به عنوان «پل ارتباطی» میان مطالبات هویتی و آزادیهای عمومی تثبیت شده است. بسیاری معتقدند بدون حضور فعال و سازمانیافته استانهای کردستان و بلوچستان، جنبش در مرکز زودتر دچار فرسایش میشود.
چه شعارهایی باید برای ایجاد یک نظام غیر متمرکز توسط مردم و جریانهای هویت خواه داده شوند؟
برای ایجاد یک نظام غیرمتمرکز (Decentralized) که همزمان بر اتحاد ملی و عدالت جغرافیایی تأکید داشته باشد، شعارها باید هوشمندانه انتخاب شوند تا از یک سو مانع از برچسب «تجزیهطلبی» توسط حکومت شوند و از سوی دیگر، مطالبات برحق نواحی مختلف ایران را به گوش لایههای خاکستری جامعه و سایر جریانات مرکز گرا برسانند.
در اینجا ضمن دستهبندی ، شعارهای پیشنهادی را که میتواند این هدف را در این برهه از اعتراضات (ژانویه ۲۰۲۶) محقق کند، می آورم :
۱. شعارهای متمرکز بر «عدالت و توزیع قدرت»
این شعارها هدفشان این است که نشان دهند مشکل اصلی، انحصار قدرت در مرکز است:
-“ایران فقط تهران نیست، حق ما کردها این نیست “
-“ثروت ما در استان، خرج نشود در لبنان ” (اشاره به اولویتبخشی به توسعه محلی)
– “مدیریت بومی، حق مسلم ماست ” (تأکید بر سپردن اداره امور هر استان یا اقلیم هویتی به نخبگان همان منطقه)
۲. شعارهای متمرکز بر «پیوند اقوام و تمامیت ارضی»
برای خنثی کردن تبلیغات حکومت و نشان دادن اینکه غیرمتمرکز بودن به معنای جدایی نیست:
-” از زاهدان تا ماکو ، یک قیام بر یک سکو “
-“ایران رنگینکمان است ، کرد و بلوچ در آن است “
-“اتحاد ، برابری، پایانِ خودکامگی “
-“کرد و بلوچ ،آذری ، با هم سویِ سروری “
۳. شعارهای حقوقی و هویتی (برای جریانهای هویت طلب )
این شعارها بر حقوق مصرح انسانی و تنوع فرهنگی تأکید دارند:
-“زبان مادری، حقِ خدادادی ماست “
-“نه مرکز، نه حاشیه ، ایرانی بیواسطه ” (نفی نگاه طبقهبندی شده به شهروندان)
-” یک فردای با اقبال ، در ایرانی فدرال “
۴. شعارهای راهبردی برای «مدیریت محلی»
این شعارها به مفاهیم نوین کشورداری اشاره دارند:
-“پارلمانِ استانی، راهِ حلِ گرانی ” (اشاره به تصمیمگیری اقتصادی در سطح محلی)
-“بودجهیِ عادلانه، برای هر کاشانه “
-” اتحاد ما اقوام ، پایان طلم مرکز “
تحلیل استراتژیک شعارها :
برای اینکه این شعارها در سطح ملی پذیرفته شوند، رعایت این سه اصل ضروری است:
-دوگانهسازی نکردن: شعارها نباید قومیتها را مقابل یکدیگر قرار دهند، بلکه باید «سیستم متمرکز» را هدف بگیرند.
-تأکید بر دموکراسی و حقوق هویتی: غیرمتمرکز شدن باید به عنوان ابزاری برای «دموکراسی مستقیمتر» معرفی شود (جایی که مردم هر منطقه بر منابع خود نظارت دارند).
-زبان مشترک: بهتر است برخی شعارها به زبانهای غیر فارسی (کردی، ترکی، بلوچی، عربی و…) گفته شده و بلافاصله ترجمه یا معادل فارسی آن توسط جمعیت تکرار شود تا حس همدلی ایجاد شود.
نکته مهم: در فضای کنونی (۲۰۲۶)، شعار «ایرانِ رنگینکمان» می تواند به یکی از قدرتمندترین نمادها تبدیل شود زیرا هم تکثر را به رسمیت میشناسد و هم بر کلیت یک نظام غیر متمرکز تأکید دارد.
شیکارییەکی کورت سەبارەت بە بارودۆخی ئێستا و خۆپیشاندانەکانی ئێران
وەحید کەمالی
ڕووخانی کۆماری ئیسلامی یەکێکە لە ئاڵۆزترین و هەستیارترین بابەتە سیاسییەکانی سەردەم، کە تەنانەت شرۆڤەکاران و چاودێرە نێودەوڵەتییەکانیش وەڵامێکی یەکگرتوو و یەکلایەکەرەوەیان بۆی نییە. سەرەڕای ئەوەش، بە چاوخشاندنێک بەسەر ڕووداوەکانی کانوونی دووەمی ٢٠٢٦ و شیکارییە هەبووەکان، دەکرێت وێنەیەک لە دۆخی ئێستا و سیناریۆکانی داهاتوو بخەینە ڕوو. ئەو خۆپیشاندانانەی کە لە کانوونی یەکەمی ٢٠٢٥ەوە دەستیان پێکردووە و تا ئەمڕۆ (١٢ی کانوونی دووەمی ٢٠٢٦) بەردەوامن، لە دیدی زۆرێک لە چاودێرانەوە بە «لەرزۆکترین قۆناغی ژیانی کۆماری ئیسلامی» ناوزەد دەکرێن. لێرەدا تیشک دەخەینە سەر تەوەرە سەرەکییەکانی دۆخی ئێستا:
١. بارودۆخی ئێستا: جیاوازییەکان و تەحەدییەکان
-قەیرانی ئابووریی بێ وێنە: پریشکی سەرەکیی ئەم شەپۆلە، داڕمانی بێ پێشینەی بەهای دراوی نیشتمانی و گەیشتنی نرخی دۆلار بە نزیکەی ١٤٥ هەزار تمەن (لە کۆتایی ٢٠٢٥) و هەڵاوسانی سەرووی ٧٠٪ لە کەرتی خۆراکدا بوو. ئەمجارە ناڕەزایەتییەکان بە خێرایی لە داخوازی بژێوییەوە بەرەو داواکارییە سیاسییە بنەڕەتییەکان گۆڕان.
-گۆشەگیریی ناوچەیی: لاوازبوونی توندی «تەوەرەی بەرگری» لە ساڵی ٢٠٢٥، ڕووخانی ڕژێمی ئەسەد لە سووریا و لێدانە قورسەکان بۆ سەر حزبوڵڵا، وایکردووە کە دەسەڵات یەکێک لە کۆڵەکە سەرەکییەکانی هێزی ستراتیژیی خۆی لەدەستچوو ببینێت.
-سەرکوت و بڕینی ئینتەرنێت: چوار ڕۆژە ئینتەرنێت بە شێوەیەکی بەرفراوان بڕاوە و توندوتیژییەکی زۆر لە شارە جیاوازەکاندا بەکاردێت. بەپێی هەندێک ئاماری پشتڕاستنەکراوە، ژمارەی گیانلەدەستدراوان لە ڕۆژانی ڕابردوودا بە شێوەیەکی بەرچاو زیادی کردووە.
٢. سیناریۆ پێشبینیکراوەکان لە دیدی شرۆڤەکارانەوە لە ئێستادا سێ ڕێگەی سەرەکی بۆ داهاتووی ئەم گۆڕانکارییانە پێشبینی دەکرێت:
-ڕووخان یان هەڵوەشانەوە ،کۆتاییهاتنی دەسەڵاتی ئێستا و چوونە ناو قۆناغی ڕاگوزەر. پێویستی بە یەکگرتوویی زیاتر لە ناو ئۆپۆزسیۆن و هەڵوەرینی جددی لە ناو هێزە چەکدارەکانە .
-بەردەوامیی دەسەڵات بە لاوازیی توندەوە ، سەرکوتی کاتیی خۆپیشاندانەکان بەڵام مانەوە لە «دۆخی قەیرانی هەمیشەیی».لەدەستدانی تەواوەتیی شەرعییەت و ناتوانی لە چارەسەرکردنی ڕەگ و ڕیشە ئابوورییەکان.
-گۆڕانکاری لە ناوخۆ یان گۆڕینی پێست ،گۆڕانکاریی پێکهاتەیی لە ناو جەستەی دەسەڵات بۆ مانەوە (وەک سیناریۆی سەربازیی کردن). درز لە ناو نوخبەی دەسەڵاتدار و فشاری توندی نێودەوڵەتی.
٣. هۆکارە یەکلاکەرەوەکان ئایا ئەم ناڕەزایەتییانە دەبنە هۆی ڕووخان؟ وەڵامەکە بەندە بەم سێ هۆکارە:
-بەردەوامیی شەقام: ئایا خۆپیشاندەران دەتوانن سەرەڕای سەرکوتی توند و بڕینی پەیوەندییەکان، بۆ ماوەیەکی درێژ لە شەقام بمێننەوە؟
-هەڵوەرین لە هێزە سەرکوتکەرەکان: ڕاپۆرتی جیاجیا لەسەر نافەرمانی لە هەندێک یەکەی پۆلیس بڵاوبووەتەوە، بەڵام تا ئەو کاتەی جەستەی سەرەکیی هێزە سەربازییەکان دڵسۆز بمێننەوە، گۆڕانکاری قورس دەبێت.
-جێگرەوەی سیاسی: هەبوونی سەرکردایەتییەکی دیار یان هاوپەیمانییەکی ڕوون کە بتوانێت بۆشایی دەسەڵات پڕ بکاتەوە و پشتگیری نێودەوڵەتی بەدەست بهێنێت.
-تێبینی گرنگ: زۆرێک لە ناوەندەکانی لێکۆڵینەوە (وەک پەیمانگای هادسۆن) پێیان وایە تەنانەت ئەگەر حکومەت لەم شەپۆلەش ڕزگاری بێت، چیتر هەرگیز ناگەڕێتەوە سەر هێز و یەکگرتوویی پێشووی و لە ڕاستیدا چووەتە ناو «قۆناغی کۆتایی» خۆیەوە.
ئایا ترامپ سەبارەت بە پشتیوانیکردنی گەلی ئێران هەنگاوی کردەیی دەنێت؟
هەڵوێستەکانی دۆناڵد ترامپ بەرامبەر خۆپیشاندانەکانی ئێستا (بەفرانباری ١٤٠٤ / کانوونی دووەمی ٢٠٢٦) بە بەراورد لەگەڵ خولەکانی پێشوو زۆر توندتر و ڕاشکاوتر بووە. ئەو لە ڕۆژانی ڕابردوودا چەندین جار هۆشداری داوە کە ویلایەتە یەکگرتووەکان «ئامادە و پڕچەکە (Locked and Loaded).
١. بەڵێنەکانی ئەم دواییەی ترامپ (کانوونی دووەمی ٢٠٢٦)
-هێڵی سووری کوشتار: بە ڕاشکاوی هۆشداری داوە کە ئەگەر کۆماری ئیسلامی تەقە لە خۆپیشاندەران بکات، ئەمریکا بۆ «ڕزگارکردنی» خەڵک دەستوەردان دەکات.
-بژاردە سەربازییەکان: ڕاپۆرتەکان باس لەوە دەکەن کە تیمەکەی بژاردەی وەک هێرشی درۆنی بۆ سەر ناوەندەکانی سەرکوت و پێشکەشکردنی ئینتەرنێتی مانگی دەستکردیان ئامادە کردووە.
٢. ئامرازە ئەگەرییەکان بۆ “پشتیوانی کردەیی”
-تەکنەلۆژی: پێشکەشکردنی ئینتەرنێتی مانگی دەستکردی بێبەرامبەر (ستارلینک).
-دارایی و دیپلۆماسی: سڕکردنی دارایی دەسەڵاتداران و بەکارهێنانی سەروەتە دەستبەسەرداگیراوەکانی ئێران بۆ پاڵپشتی مانگرتنە کرێکارییەکان گەلانی ڕاپەڕیوی ناوخۆی ئێران .
-سەربازی/ئۆپەراسیۆن: هێرشی ورد و دیاریکراو (Surgical Strikes) بۆ سەر بارەگاکانی سوپای پاسداران لە کاتی کوشتاری بەکۆمەڵدا.
کارکردی ڕەوتە سیاسییەکان و ئۆپۆزسیۆن:
ڕەزا پەهلەوی لەم خۆپیشاندانانەدا هەوڵی داوە لە «پشتیوانێکی مەعنەوی»یەوە ببێتە «کاراکتەرێکی مەیدانی». پێگەی ئەو لە سێ ئاستدا دەبینرێت:
١. پێگەی ئێستا: وەڵامدانەوەی بانگەوازەکانی ئەو بۆ مانگرتن و گردبوونەوە لە شارە گەورەکاندا و لە ناو لایەنگرانی ڕەیتی پاشاخوازی بەرفراوان بووە.
٢. تەحەدییەکان: نیگەرانییەکی جددی لە ناو بەشێکی زۆری کۆمەڵگا (بەتایبەت چەپەکان، کۆماریخوازان و ڕەوتە نەتەوەییەکان) هەیە سەبارەت بە گەڕانەوەی پاشایەتی یان کۆبوونەوەی دەسەڵات لە دەستی یەک کەسدا. هەروەها نەبوونی هاوپەیمانییەکی بەردەوام لەگەڵ لایەنە کوردییەکان و قوتابییان، چانسی ئەو کەم دەکاتەوە.
کارکردی هێزە نەتەوەییەکان و بەتایبەت کوردەکان دەبێت چۆن بێت؟
کورد و بەلوچەکان لەم خولەدا نیشانیان دا کە ڕێکخراوترین بەشی ئۆپۆزسیۆنی ناوخۆن:
-یەکێتیی بێ پێشینەی حزبە کوردییەکان: لە ٥ی کانوونی دووەمی ٢٠٢٦، حەوت حزبی سەرەکیی کورد (لەوانە حدکا، کۆمەڵە، پژاک و هتد) لە ڕێککەوتنێکی مێژووییدا بەیاننامەیەکی هاوبەشیان دەرکرد کە بووە هۆی سەرکەوتنی بێ وێنەی مانگرتنی ١٨ی بەفرانباری (٨ی کانوونی دووەم) لە پارێزگاکانی کوردستان، کرماشان و ئیلام و ورمێ .
-فراوانبوونی جوگرافیای ناڕەزایەتی: ئەمجارە جگە لە سنە، شارەکانی وەک ئیلام، مەلەکشا، هەرسین، کۆدەشت، شاباد و کرماشان بوونە ناوەندی سەرەکیی شەڕ و تێکهەڵچوونەکان.
ستراتژیی گونجاو بۆ هێزە نەتەوەییەکان:
١. دوورکەوتنەوە لە داوی شەڕی چەکداریی پێشوەختە:
حکومەت دەیهەوێت ناڕەزایەتییەکان بەرەو شەڕی چەکداری لە سنوورەکان ببات بۆ ئەوەی باری ئەمنیی بداتێ. پێویستە خەسڵەتی «مەدەنی و جەماوەری» بوونی خۆپیشاندانەکان لە ناو شارەکاندا بپارێزرێت.
٢. گرێدانی مانگرتنەکان بە دەمارە ئابوورییەکان:
پەکخستنی گومرگ و ڕێگا ترانزێتییەکان لە کوردستان و بەلوچستان فشارەکان بۆ سەر ناوەند چەند هێندە دەکات.
٣. بەهێزکردنی هاوپەیمانی لەگەڵ ئۆپۆزسیۆنی سەرتاسەری: هەماهەنگی لە کاتدا (مانگرتن لە ڕۆژ و خۆپیشاندان لە شەودا) دەتوانێت سیستەمی سەرکوت دوچاری داخوران بکات.
چ دروشمگەلێک دەبێت بۆ دروستکردنی سیستمێکی نامەرکەزی (فیدراڵ) بوترێن؟
بۆ دروستکردنی سیستمێکی ناناوەندی (Decentralized) کە هاوکات جەخت لەسەر یەکێتی و دادپەروەریی جوگرافی بکاتەوە:
١. دروشمەکانی دادپەروەری و دابەشکردنی دەسەڵات:
-“ئێران تەنیا تاران نییە، مافی ئێمەی کورد ئەم نییە “
-“سەروەت و ماڵی کوردان، خەرج نەکرێ لە لوبنان “
-“بەڕێوەبەریی خۆماڵی، مافی ڕەوای ئێمەیە “
٢. دروشمەکانی پیوەندی نەتەوەکان و یەکپارچەیی:
-“لە زاهیدان تا ماکۆ، ڕاپەڕین لەسەر یەک سەکۆ”
-“ئێران چەندین ڕەنگدایە ، کورد و بەلوچیش تێدایە “
-“یەکێتی، یەکسانی، کۆتایی بۆ زۆرداری “
٣. دروشمە یاسایی و ناسنامەییەکان:
-” زمانی زکماکی، مافی خودایی ئێمەیە “
-“نە ناوەند، نە پەراوێز، ئێرانی بە بێ جیاوازی”
-“ئیستقباڵ ، ئیستقباڵ ، لە ئێرانی فیدراڵ “
٤. دروشمە ستراتیژییەکان بۆ بەڕێوەبەریی خۆجێی:
-“پەرلەمانی پارێزگای، ڕێگەی چارەی گرانی”
-“بودجەی دادپەروەرانە، بۆ هەموو ماڵ و یانە”
-“کۆتایی زوڵمی ناوەند ، یەکێتیی ئێمە گەلانە “
تێبینی کۆتایی: لە کەشوهەوای ئێستادا (٢٠٢٦)، دروشمی «ئێرانی ڕەنگاوڕەنگ» دەتوانێت ببێتە یەکێک لە بەهێزترین هێماکان، چونکە هەم فرەچەشنی بە ڕەسمی دەناسێت و هەم جەخت لەسەر گشتێتیی سیستمێکی نامەرکەزی و فیدراڵ دەکاتەوە.
