یادداشت تحلیلی کوردانه درباره توازن قوا، بحران سازماندهی، و ضرورت ساختن هژمونی جمهوریخواهی
۱) زمینه: اعتراضات ۲۰۲۵–۲۰۲۶ و «تاریکی دیجیتال»
اعتراضات از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد و بنا بر گزارشهای معتبر بینالمللی با سرکوب خونین، بازداشتهای گسترده و تهدید به احکام سنگین (از جمله طرح اتهاماتی که میتواند به اعدام منتهی شود) همراه بوده است.
از ۸ ژانویه ۲۰۲۶ نیز محدودسازی اینترنت/ارتباطات بهطور جدی تشدید شد؛ گزارشهایی از قطع یا اختلال فراگیر اینترنت، محدود شدن خدمات، و دشوار شدن ارتباطات حتی در زندگی روزمره منتشر شده است.
این «تاریکی دیجیتال» فقط یک مسئله فنی نیست؛ مسئلهای سیاسی است: وقتی دسترسی به اطلاعات مستقل بسته میشود، هم پنهانسازی سرکوب آسانتر میشود و هم جنگ روایتها شدت میگیرد—و این دقیقاً همان زمینی است که اپوزیسیونِ پراکنده در آن بیشتر آسیب میبیند.
۲) مردم چگونه یارگیری میکنند: اخلاقِ اصولی کافی نیست
در لحظههای بحران، بخش بزرگی از جامعه کمتر درگیر این است که «کدام جریان اصولیتر فکر میکند»؛ مردم معمولاً بر اساس توازن قوا، امکانِ پیروزی، هزینه-فایده، و امید به نتیجه تصمیم میگیرند. به همین دلیل، جبهه ضد دیکتاتوری و فاشیسم اگر صرفاً «موضع درست» داشته باشد اما نتواند سازماندهی و همگرایی بسازد، زیر سایه میماند.
۳) چرا جبهه زیر سایه میرود: سه شکست ساختاری
الف) فقدان حداقل مشترکِ اجرایی
مشکل اصلی صرفاً نبود «متن» نیست؛ مشکل این است که نیروها روی یک حداقلِ روشن و قابل سنجش توافق نمیکنند: چه چیزهایی خط قرمز است؟ چه چیزهایی قابل مذاکره است؟ برنامهی ۹۰ روز اولِ گذار چیست؟
ب) سازوکار تصمیمگیری مبهم و رهبریطلبی مزمن
وقتی هر حزب یا فرد خود را «مرکز کل» بداند، نتیجه یک بازار مکاره سیاسی است: رقابت بر سر پرچم، نه رقابت بر سر راهحل. این چرخه اپوزیسیون را فرسوده میکند و فرصت را به روایتهای سادهساز و رهبرمحور میدهد.
ج) تخریب درونجبههای و برچسبزنی دائمی
برچسبزنی، حذفِ منتقد، و تبدیلِ اختلاف نظر به «خصومت هویتی»، هر ائتلافی را از درون میپوساند. گزارشهای متعدد هم به شکافهای جدی میان جریانهای مختلف اپوزیسیون خارج از کشور اشاره کردهاند.
۴) جمهوریخواهی چه زمانی غالب میشود؟
جمهوریخواهی زمانی میتواند غالب شود که همزمان دو کار انجام دهد:
- آلترناتیو حکمرانی: پاسخ روشن به امنیت، اقتصاد، عدالت انتقالی، تمرکززدایی/حقوق اقوام و زبانها، رابطه دین و دولت، و سیاست خارجی.
- ائتلاف اجتماعی: شبکهای واقعی در جامعه، نه صرفاً در رسانه و فضای مجازی.
بدون این دو، جمهوریخواهی هم به یک «گفتمان اخلاقی» تبدیل میشود، نه نیروی سیاسیِ مؤثر.
۵) خطر «بازگشت اقتدارگرایی» و مسئله تکثر در ایران
اگر اپوزیسیونِ جمهوریخواه و ضد فاشیسم نتواند هژمونی بسازد، خلأ بهسرعت با پروژههای اقتدارگرا پر میشود: نوستالژی امنیتی، بزککردن گذشتهی سرکوب، و روایتهای «یک ملت، یک دولت، یک زبان».
این مسیر در جامعهی متکثر ایران (ملی/زبانی/فرهنگی) مستعد بحران است، چون بسیاری از گروههای ساکن ایران حاضر نیستند دوباره زیر بار چنین الگوهایی بروند. همزمان، در گزارشهای رسانهای، مقاومت بخشهایی از اقلیتهای قومی نسبت به پروژههای رهبرمحورِ بیرونی نیز دیده میشود.
۶) نقش مجاهدین و چپهای افراطی: مسئله رفتار ائتلافی، نه فقط ایدئولوژی
این یادداشت وارد داوری هویتی نمیشود؛ مسئله، «رفتار ائتلافی» است. هر جریانی از جمله مجاهدین یا بخشی از چپهای رادیکال اگر:
- منتقد را دشمن معرفی کند،
- همه را «بیاعتبار» و خود را «ناجی یگانه» جا بزند،
- و اختلاف را به حذف تبدیل کند،
عملاً امکان شکلگیری جبههی بزرگ را کم میکند. این الگو، سرمایه اجتماعی را میسوزاند و مردم را از سیاستِ جمعی ناامید میکند.
۷) نسخه عملی: چگونه از ائتلاف شعاری به ائتلاف اجتماعی برسیم؟
برای ساختن «جبهه ضد دیکتاتوری و ضد فاشیسم» بهمثابه یک نیروی واقعی، حداقل پنج گام لازم است:
- منشور حداقلها (۱۰ بند، یک صفحه)
گذار از دیکتاتوری، نفی فاشیسم، حقوق برابر شهروندی، پذیرش تکثر ملی/زبانی، انتخابات آزاد، استقلال قوه قضاییه، عدالت انتقالی و نفی انتقام، آزادی تشکلها و رسانهها. - سازوکار تصمیمگیری شفاف
شورای هماهنگی با رأیگیری روشن، صورتجلسه عمومی، و امکان پاسخگویی (نه اتاقهای بسته). - تقسیم کار واقعی (نه نمایش رسانهای)
کمیتههای تخصصی: حمایت حقوقی از بازداشتشدگان، رسانه و راستیآزمایی، ارتباط با جامعه مدنی، برنامه گذار، و شبکهسازی. - انضباط پیام و مقابله با جنگ روایتها
راستیآزمایی، پرهیز از آمارسازی، پرهیز از «رهبرسازی فوری»، و مقابله با تردیدافکنی/اطلاعات نادرست که در هفتههای اخیر برجستهتر شده است. - پلزدن به خیابان و جامعه، نه فقط به فالوور
هر پروژهای که نتواند به نیازهای ملموس مردم وصل شود (امنیت، معیشت، کرامت، آینده)، در میدان واقعی شکست میخورد بهویژه وقتی دولت ابزار سرکوب و قطع اینترنت را به کار میگیرد.
۸) نتیجهگیری: هژمونی ساخته میشود، اعلام نمیشود
جبهه ضد دیکتاتوری و فاشیسم اگر میخواهد «زیر سایه» نماند، باید از سیاستِ فردمحور و برچسبزن عبور کند و به سیاستِ نهادمحور و پاسخگو برسد. هژمونی با بیانیههای پرطمطراق ساخته نمیشود؛ با حداقل مشترک، سازوکار، و کار جمعیِ قابل لمس ساخته میشود.

