امروز دوشنبه ۱۹ ژانویه ۲۰۲۶، در میدان شهرداری کپنهاگ، گردهمایی و افروختن مشعل به یاد جانباختگان راه آزادی در دیماه، به ابتکار سازمان عفو بینالملل دانمارک برگزار شد، مراسمی انسانی، فراگیر و فراتر از پروژههای قدرتطلبانه، که هدف آن یادآوری کرامت انسان و محکومیت سرکوب بود. با این حال، این همبستگی ارزشمند، آماج تلاش سازمانیافته یک اقلیت کوچک اما پرهیاهو از سلطنتطلبان قرار گرفت که با مگافون، شعارهای اقتدارگرایانه و پرچمهای خود، در پی مصادره این فضا بودند.
این گروه، با سر دادن شعارهای آشکارا فاشیستی، نهتنها کوشید نظم برنامه را بر هم زند، بلکه عملاً تلاش کرد با ایجاد مزاحمت و اخلال در سخنرانیها، این مراسم حقوقبشری را به تریبون تبلیغاتی پروژه سیاسی خود تبدیل کند. این رفتارها در حالی صورت گرفت که سازمان عفو بینالملل بهصراحت و بهدفعات اعلام کرده بود که برای حفظ استقلال و شأن این برنامه، هیچ پرچم و نماد سیاسی یا هویتی نباید به نزدیکی سن آورده شود.
در نقطهی مقابل این رفتار اقتدارگرایانه، اکثریت قاطع شرکتکنندگان، شامل نیروهای چپ، جمهوریخواهان، و نمایندگان طیفهای گوناگون ملی و اتنیکی ایران، و کلا ایرانیها و دانمارکیهای با درک مسئولانه از شرایط، آگاهانه از نمایش هرگونه آرم، نشان حزبی یا نماد ملی خودداری کردند. این انتخاب آگاهانه، نه نشانهی ضعف، بلکه بیان روشن بلوغ سیاسی و احترام به یک همبستگی انسانی فراملی بود، همبستگیای که قرار نبود به ملک مطلق هیچ جریان خاصی تبدیل شود.
اما آنگاه که این اقلیت سلطنتطلب دریافت که سخنرانیها در خدمت پروژهی آنان نیست و هیچکس قرار نیست روایت قدرتطلبانهشان را بازتولید کند، تلاش برای برهمزدن فضا شدت گرفت. رفتاری که بار دیگر نشان داد مسئله آنان آزادی، کرامت انسان یا حقوق بشر نیست، بلکه تصاحب تریبون، حذف صداهای مستقل و تحمیل روایت واحد است، همان منطق خطرناکی که در هر لباسی، بذر استبداد و فاشیسم را با خود حمل میکند.
خوشبختانه این تلاشها، با خونسردی، هوشیاری و متانت برگزارکنندگان و همراهی مسئولانه شرکتکنندگان خنثی شد، و همین ایستادگی مدنی، با تشویق و حمایت اکثریت آزادیخواهان حاضر همراه شد، اکثریتی که نشان داد همبستگی واقعی، نه با فریاد و پرچم، بلکه با احترام، آگاهی و مسئولیت سیاسی ساخته میشود.
آنچه در میدان شهرداری کپنهاگ رخ داد، نه یک حاشیهسازی خودجوش بود و نه واکنشی احساسی از سوی چند فرد پراکنده. این رفتار، بخشی از یک پروژه سیاسی مشخص است.
پروژهای که میکوشد هر حرکت جمعی، هر همبستگی انسانی و هر تریبون عمومی را صرفنظر از ماهیت و هدف آن، به نفع روایت اقتدارگرایانه خود مصادره کند.
سلطنتطلبیِ امروز، برخلاف ادعاهای بزکشدهاش، نه حامل آزادی است و نه مدافع دموکراسی است. این جریان، بهجای پذیرش تکثر، گفتوگو و قواعد مشترک، بر منطق صاحبخانه و مهمان استوار است کت صریحا میگوید، یا فضا در اختیار ماست، یا باید آن را برهم زد. این دقیقاً همان منطق فاشیستی است که آزادی را نه بهعنوان حق همگانی، بلکه بهمثابه امتیازی انحصاری برای خودیها تعریف میکند.
بیاحترامی آگاهانه به خواست صریح سازمان عفو بینالملل، سازمانی که اعتبار و مشروعیت خود را از استقلال سیاسی و پایبندی به حقوق بشر میگیرد، نشان داد که برای این جریان، حتی نهادهای معتبر بینالمللی نیز فقط تا جایی قابل تحملاند که در خدمت پروژهی آنان قرار گیرند. آنجا که این نهادها از تبدیلشدن به تریبون تبلیغاتی سر باز میزنند، بلافاصله آماج فشار، بینظمی و تخریب قرار میگیرند.
در مقابل، رفتار مسئولانهی اکثریت شرکتکنندگان، که آگاهانه از نمایش نمادهای حزبی، ملی و هویتی خود صرفنظر کردند، یک خط تمایز سیاسی روشن ترسیم کردند، تمایز میان نیروهایی که به همبستگی بهمثابه یک ارزش مشترک باور دارند و جریانی که همبستگی را فقط ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت آیندهی خود میبیند.
مشکل سلطنتطلبی فقط در نوستالژی یک نظام شکستخورده نیست، مسئله در بازتولید همان فرهنگ اطاعت، حذف و پرستش قدرت است. فرهنگی که در آن، صدای مستقل تحمل نمیشود، تفاوت تهدید تلقی میگردد و هر فضایی که قابل کنترل کامل نباشد، باید با فریاد، پرچم و ارعاب تصاحب یا تخریب شود. همان رفتار فالانژیستهای حزب الهی طرفدار خمینی پس از سوار شدنشان بر بر موج انقلاب مردم در بهمن سال ۱۳۵۷.
اگر امروز، در یک مراسم مشعلافروزی و یادبود جانباختگان، این جریان تاب تحمل قواعد جمعی را ندارد، فردا در مواجهه با جامعهای متکثر، رسانهای آزاد و نهادهای دموکراتیک، چگونه خواهد زیست؟ پاسخ روشن است، با همان منطق تحمیل، حذف و سرکوب، با این تفاوت که این بار به نام نجات ایران.
آنچه در کپنهاگ و دیگر شهرهای بزرگ جهان دیده میشود، هشداری کوچک اما معنادار است و آن،
آزادی فقط با مخالفت با یک دیکتاتوری بهدست نمیآید، آزادی نیازمند ایستادن در برابر همهی اشکال اقتدارگرایی است، حتی آنهایی که خود را در لباس آلترناتیو، نجاتبخش یا پرچمدار آزادی پنهان میکنند.
رئوف حسن زاده
۱۹ ژانویه ۲۰۲۶

