به قلم:سێبەر

https://www.lowyinstitute.org/sites/default/files/2024-10/GettyImages-615296434.jpg

4

جزیرهٔ دیه‌گو گارسیا در میانهٔ اقیانوس هند، فراتر از یک موقعیت جغرافیایی طبیعی، به یکی از مهم‌ترین نقاط تمرکز قدرت نظامی و امنیتی در معادلات جهانی بدل شده است. این آتول مرجانی که در مجمع‌الجزایر چاگوس قرار دارد، طی دهه‌های گذشته به پایگاهی راهبردی برای ایالات متحده و بریتانیا تبدیل شده و نقشی تعیین‌کننده در مدیریت تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه، شرق آفریقا و جنوب آسیا ایفا کرده است.

موقعیت توپوگرافیک و مزیت عملیاتی

ساختار آتولی دیه‌گو گارسیا با یک لاگون وسیع داخلی، امکان استقرار ناوگان‌های پشتیبانی دریایی و لجستیکی را فراهم کرده است. باند پروازی بلند آن قابلیت پذیرش بمب‌افکن‌های سنگین دوربرد، هواپیماهای ترابری استراتژیک و جنگنده‌های پیشرفته را دارد. این ویژگی‌ها، در کنار فاصلهٔ قابل توجه از کانون‌های بحران منطقه‌ای، مزیتی دوگانه ایجاد می‌کند:
از یک‌سو امنیت عملیاتی بالا و از سوی دیگر امکان دسترسی سریع به سه قارهٔ آسیا، آفریقا و اروپا.

چنین موقعیتی، این جزیره را به سکوی پرش نظامی و مرکز نظارت اطلاعاتی بر کریدورهای حیاتی انرژی ـ به‌ویژه خلیج فارس و دریای عمان ـ تبدیل کرده است؛ مناطقی که بخش مهمی از ذخایر نفت و گاز جهان در آن متمرکز است.

چارچوب حقوقی و پیشینه تاریخی

در سال ۱۹۶۶، بر اساس توافقی میان ایالات متحده و بریتانیا، این جزیره برای استفادهٔ نظامی در اختیار آمریکا قرار گرفت. از آن زمان، زیرساخت‌های آن به‌تدریج توسعه یافته و به یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های برون‌مرزی آمریکا تبدیل شده است.

با این حال، وضعیت حقوقی مجمع‌الجزایر چاگوس در سال‌های اخیر موضوع بحث‌های گسترده‌ای در نهادهای بین‌المللی بوده است. برخی آرای حقوقی بین‌المللی، جداسازی این جزایر از موریس در دوران استعمار را محل مناقشه دانسته‌اند. همین مسئله، ابعاد سیاسی و حقوقی استفاده از این پایگاه را پیچیده‌تر کرده است.

نقش در جنگ‌های منطقه‌ای

دیه‌گو گارسیا در جریان جنگ‌های مرتبط با افغانستان و عراق نقشی فعال ایفا کرد. بمب‌افکن‌های دوربرد و هواپیماهای پشتیبانی آمریکا از این پایگاه برای اجرای عملیات‌های طولانی‌برد استفاده کردند. در بحران‌های سوریه نیز این پایگاه بخشی از شبکه لجستیکی و اطلاعاتی عملیات‌ها بود.

کارکرد این پایگاه صرفاً به عملیات مستقیم نظامی محدود نمی‌شود؛ بلکه در حوزهٔ شنود الکترونیک، پشتیبانی اطلاعاتی و مدیریت تحرکات دریایی نیز نقشی مهم دارد. از منظر نظامی، این جزیره یک «عمق استراتژیک فرامنطقه‌ای» برای قدرت‌های غربی محسوب می‌شود.

منطق قدرت و بازدارندگی

در چارچوب نظریه‌های رئالیستی روابط بین‌الملل، دیه‌گو گارسیا نمونه‌ای از تجلی «منطق قدرت» است؛ جایی که امنیت، کنترل مسیرهای اقتصادی و حفظ توازن قوا بر ملاحظات دیگر اولویت می‌یابد.

این پایگاه، برای برخی کشورهای منطقه نماد بازدارندگی و تضمین امنیت کریدورهای بین‌المللی است؛ اما برای برخی دیگر، تهدیدی بالقوه و سکویی برای اعمال فشار سیاسی و نظامی تلقی می‌شود.

برخی برآوردها دربارهٔ تمرکز درصد بالایی از ظرفیت تجهیزات پیشرفته آمریکا در این جزیره مطرح شده، اما داده‌های علنی نشان می‌دهد که هرچند این پایگاه بسیار مهم است، اما بخشی از شبکهٔ گسترده‌تری از پایگاه‌های جهانی آمریکا محسوب می‌شود.

ابعاد سیاسی اخیر

در ماه‌های اخیر، مباحثی در فضای سیاسی بریتانیا دربارهٔ نحوه استفاده از این پایگاه در عملیات‌های احتمالی علیه بازیگران منطقه‌ای مطرح شده است. استناد به ملاحظات حقوق بین‌الملل و تعهدات ناشی از وضعیت مناقشه‌آمیز چاگوس، بخشی از این بحث‌ها را شکل داده است.

این موضوع نشان می‌دهد که حتی در چارچوب اتحادهای راهبردی، استفاده از چنین پایگاه‌هایی همواره در تلاقی سیاست، حقوق و قدرت نظامی قرار دارد.

دیه‌گو گارسیا صرفاً یک جزیره دورافتاده در اقیانوس هند نیست؛ بلکه گره‌ای حیاتی در شبکهٔ قدرت جهانی است. این پایگاه در دهه‌های گذشته نقش مؤثری در شکل‌دهی و مدیریت تحولات خاورمیانه ایفا کرده و همچنان ظرفیت تأثیرگذاری بر آیندهٔ معادلات منطقه‌ای را دارد.

در نهایت، همان‌گونه که تجربهٔ تاریخی نشان داده، در معادلات ژئوپلیتیک، فاکتور تعیین‌کننده اغلب ترکیبی از قدرت نظامی، امنیت اقتصادی و توان مدیریت بحران است؛ و دیه‌گو گارسیا یکی از نمادهای عینی این منطق در جهان معاصر به‌شمار می‌رود.