
بترسید آنجا که درد به رقص در میآید
نه برای شادی،
که برای انتقام سکوت و فراموشی.
بترسید آنجا که اشکها میرقصند،
نه برای غم،
که برای یادآوری خون ریخته و جنازههای خاموش.
دیوارها شاهد قتلها شدهاند،
کوچهها فریادهای ناتمام را حمل میکنند،
و هر خنده و گریهای
چیزی از حقیقتِ بیرحم جهان میگوید.
بترسید…
چون وقتی مردم از رنج میرقصند،
دیگر هیچ قدرتی جز عدالت نمیتواند سکوتشان را بخرد.
شورش محی
