کوردانه: در پی موضع‌گیری قابل پیش‌بینی رضا پهلوی بار دیگر روشن شد که بخشی از گفتمان سیاسی بازگشت به گذشته، همچنان در چارچوب همان منطق تاریخی تمرکز قدرت و بازتولید حاکمیت یک‌جانبه بر ملت‌های غیرفارس می‌اندیشد. این رویکرد، در حافظه تاریخی ملت کُرد، نه یک اظهار نظر فردی، بلکه نشانه استمرار پارادایم سلطه‌ای است که در دوره‌های مختلف تاریخ معاصر، با سرکوب، انکار و خشونت علیه کُردها همراه بوده است.

ملت کُرد پیش از شکل‌گیری بسیاری از دولت‌های مستقر در جغرافیای کنونی ایران، به‌عنوان یک واقعیت تاریخی، فرهنگی و سرزمینی وجود داشته است. تداوم زبان، حافظه جمعی، پیوستگی جغرافیایی و بازتولید هویت ملی، گواه ماندگاری ملتی است که از دل فروپاشی امپراتوری‌ها، تغییر سلسله‌ها و افول نظام‌های سیاسی عبور کرده، اما خود باقی مانده است.

در مقابل، تاریخ سیاسی ایران، تاریخ برآمدن و افول پیاپی حاکمیت‌هاست؛ از سلطنت‌های کلاسیک تا دولت متمرکز مدرن و جمهوری ایدئولوژیک. هیچ‌یک از این اشکال قدرت ابدی نبوده‌اند و هیچ‌یک نتوانسته‌اند بر پایه رضایت آزادانه و برابر همه ملت‌های ساکن این جغرافیا مشروعیتی پایدار بنا کنند. آنچه استمرار یافته، نه شکل خاصی از حکومت، بلکه منطق تمرکزگرایی، یکسان‌سازی هویتی و انکار تکثر ملی بوده است.

در برابر این چرخه تاریخی، ملت کُرد به‌عنوان یک سوژه تاریخی باقی مانده است. اگر تاج‌ها فرو افتاده و ایدئولوژی‌ها جایگزین یکدیگر شده‌اند، کُردستان همچنان به‌مثابه یک واقعیت زنده تاریخی پابرجاست. این ماندگاری، بنیان حق تاریخی و سیاسی تعیین سرنوشت است.

خواست بنیادین ملت کُرد، حاکمیت بی‌قیدوشرط خویش بر سرزمین تاریخی خود است؛ حاکمیتی که می‌تواند در هر چارچوبی تحقق یابد: چه در قالب جدایی کامل و تأسیس ساختار سیاسی مستقل، و چه در قالب بازتعریف رابطه‌ای داوطلبانه، برابر و مبتنی بر اراده آزاد در صورت ماندن در چارچوبی مشترک. اصل، تحقق اراده و حاکمیت ملت کُرد است، نه شکل تحمیلی مناسبات قدرت.

اگر در درون جامعه کُرد نقدها یا ملاحظاتی نسبت به احزاب سیاسی وجود دارد، این نقدها نه از سر نفی اصل مبارزه، بلکه دقیقاً از این منظر است که این احزاب باید بیان روشن، قاطع و بدون ابهام همین خواست بنیادین باشند. جامعه کُرد انتظار دارد نیروهای سیاسی آن، در اعلام حق حاکمیت ملی، هیچ‌گونه تعلیق یا دوپهلوگویی نداشته باشند. هرگونه ابهام در این مسئله، به تضعیف موقعیت تاریخی ملت کُرد می‌انجامد.

در این چارچوب، اتحاد احزاب کُرد صرفاً یک ائتلاف سازمانی نیست، بلکه تجلی ضرورت تاریخی هم‌سرنوشتی ملی است. این اتحاد بازتاب اراده‌ای جمعی برای صیانت از هستی ملی و تثبیت حق سیاسی ملت کُرد است. از این‌رو، هر حزب، گروه یا فرد کُرد ــ چه عضو رسمی این اتحاد باشد و چه نباشد ــ در سطح تاریخی و وجودی، بخشی از این کلیت ملی و این هم‌سرنوشتی مشترک است.

بر این اساس، ما به‌صراحت اعلام می‌کنیم که مسئله ملت کُرد، مسئله‌ای مقطعی یا وابسته به تغییر چهره‌های سیاسی در مرکز نیست؛ مسئله، حق حاکمیت بی‌قیدوشرط یک ملت بر سرزمین تاریخی خویش است. این حق، ذاتی، تاریخی و غیرقابل‌تعلیق است و هیچ قدرتی با هیچ نام و ساختاری صلاحیت نفی یا مشروط‌سازی آن را ندارد.

ما هرگونه پروژه سیاسی را که در پی بازتولید ساختار متمرکز، انکار تکثر ملی و تحمیل اراده یک‌جانبه باشد، مردود می‌دانیم. تجربه تاریخ نشان داده است که هیچ حاکمیتی جاودانه نیست، اما ملت‌هایی که حافظ اراده و حافظه تاریخی خویش باشند، ماندگارند.

ملت کُرد، تصمیم نهایی درباره سرنوشت سیاسی خویش را خود اتخاذ خواهد کرد؛ بر پایه اراده آزاد، آگاهانه و جمعی خویش. این اصل، غیرقابل‌مذاکر است

جلیل آزادیخواز

محمد رضا اسكندری