در حالی که دونالد ترامپ فشار بر متحدان اروپایی و آسیایی را برای مشارکت در بازگشایی تنگه هرمز افزایش داده، ژاپن، استرالیا و چند کشور اروپایی از ورود مستقیم نظامی به این بحران خودداری کرده‌اند؛ نشانه‌ای از نگرانی فزاینده نسبت به گسترش جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و پیامدهای آن برای امنیت انرژی جهان.

با ادامه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و تشدید بحران در تنگه هرمز، شکاف میان واشنگتن و متحدانش بر سر نحوه واکنش به این بحران بیش از پیش آشکار شده است. دونالد ترامپ در روزهای اخیر تلاش کرده کشورهای متحد آمریکا را به مشارکت مستقیم در تأمین امنیت این آبراه راهبردی وادار کند، اما پاسخ اولیه بسیاری از آن‌ها منفی یا دست‌کم بسیار محتاطانه بوده است.

تنگه هرمز که به طور معمول نزدیک به یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، اکنون به یکی از کانون‌های اصلی بحران جهانی انرژی تبدیل شده است. داده‌های منتشرشده نشان می‌دهد صادرات نفت خلیج فارس در روزهای اخیر به‌شدت کاهش یافته و این اختلال، یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های عرضه نفت در تاریخ معاصر را رقم زده است. هم‌زمان، قیمت نفت پس از جهش شدید، در معاملات ۱۶ و ۱۷ مارس در سطوح بالای ۱۰۰ دلار باقی مانده است.

در چنین شرایطی، ترامپ با افزایش فشار سیاسی بر متحدان، خواستار مشارکت آن‌ها در مأموریت حفاظت از مسیر کشتیرانی در هرمز شده است. با این حال، ژاپن و استرالیا آشکارا اعلام کرده‌اند که برنامه‌ای برای اعزام ناو یا کشتی جنگی به منطقه ندارند. در اروپا نیز قدرت‌های اصلی از جمله بریتانیا، فرانسه و آلمان تمایلی به همراهی با یک مأموریت رزمی در هرمز نشان نداده‌اند و ترجیح داده‌اند از گزینه‌های محدودتر یا راه‌حل‌های دیپلماتیک سخن بگویند.

بریتانیا اگرچه بررسی برخی اشکال کمک به امنیت کشتیرانی را رد نکرده، اما به‌صراحت گفته است که نمی‌خواهد به جنگی گسترده‌تر در خاورمیانه کشیده شود. گزارش‌ها حاکی است لندن بیشتر روی گزینه‌های پشتیبانی غیررزمی و هماهنگی با شرکای اروپایی و منطقه‌ای تمرکز دارد تا اعزام مستقیم ناوهای رزمی.

در ژاپن نیز وابستگی شدید انرژی به خاورمیانه، توکیو را در موقعیتی دشوار قرار داده است. با وجود نیاز بالای این کشور به نفت عبوری از هرمز، مقام‌های ژاپنی تأکید کرده‌اند که در شرایط کنونی قصدی برای ورود نظامی مستقیم ندارند. در عوض، توکیو برای مهار پیامدهای بحران، به استفاده از ذخایر راهبردی نفتی خود روی آورده است.

این احتیاط گسترده در میان متحدان آمریکا نشان می‌دهد که بسیاری از دولت‌ها، بحران کنونی را صرفاً یک مأموریت دریایی محدود نمی‌بینند، بلکه آن را بخشی از جنگی می‌دانند که می‌تواند به‌سرعت به رویارویی منطقه‌ای و حتی بین‌المللی بزرگ‌تری تبدیل شود. به همین دلیل، حتی کشورهایی که از آزادی کشتیرانی در هرمز نفع مستقیم می‌برند، فعلاً از ورود نظامی آشکار پرهیز کرده‌اند. این موضع‌گیری، در عمل پیام روشنی برای واشنگتن دارد: متحدان آمریکا حاضر نیستند بدون چشم‌انداز روشن سیاسی و نظامی، هزینه گسترش این جنگ را بپردازند.

از سوی دیگر، تهران نیز هیچ نشانه علنی از عقب‌نشینی سریع نشان نداده است. هم‌زمان گزارش‌هایی از تماس‌های مستقیم محدود میان مقام‌های آمریکایی و ایرانی منتشر شده، اما مقام‌های ایرانی در موضع‌گیری‌های علنی همچنان بر ادامه دفاع و رد مذاکره از موضع ضعف تأکید دارند. همین وضعیت، چشم‌انداز پایان سریع بحران را مبهم‌تر کرده است.

در مجموع، خودداری فوری متحدان آمریکا از پیوستن به ائتلاف دریایی مورد نظر ترامپ را باید نشانه‌ای روشن از تردید عمیق نسبت به راهبرد واشنگتن دانست؛ تردیدی که نه فقط به هزینه‌های نظامی، بلکه به ترس از انفجار بیشتر بازار انرژی، بی‌ثباتی منطقه و گرفتار شدن در جنگی بدون افق روشن پایان بازمی‌گردد.