کوردانه: مجمدرضا اسکندری: نشستی کوچک و محدود در یکی از سالنهای قابل استفاده پارلمان هلند، با ابتکار نهاد اروپایی Sallux برگزار شد؛ اما آنچه بعداً از سوی برخی جریانهای کردی، ترکی و دیگر مدعیان نمایندگی «ملتهای غیرفارس» منتشر شد، دیگر گزارش نبود، بلکه نمونهای آشکار از بزرگنمایی، وارونهسازی واقعیت و فروش توهم دستاورد سیاسی به افکار عمومی بود. از «حضور پارلمانتاران و رسانههای اروپایی» تا «کنفرانس خبری ویژه» و «توجه اروپا به مسئله ملیتها»، تقریباً همه چیز در این روایتسازیها بزرگتر، مهمتر و رسمیتر از واقعیت جلوه داده شد.
بار دیگر همان بیماری مزمن اپوزیسیون ایرانی خود را نشان داد: تبدیل یک برنامه کمرمق به پیروزی تاریخی، یک نشست محدود به رویدادی بینالمللی، و یک سالن اجارهای به تریبون رسمی پارلمان. این بار صحنه در هلند بود؛ جایی که نشستی با ابتکار Sallux، نهادی سیاسی ـ فکری نزدیک به جریان مسیحی سیاسی اروپا، برگزار شد. اما آنچه رخ داد، با آنچه بعداً به مردم فروخته شد، فاصلهای از زمین تا آسمان داشت.
واقعیت ساده بود: یک برنامه محدود، چند چهره سیاسی از جریانهای مختلف، چند سخنرانی، چند گفتوگوی کوتاه، و تمام. اما بلافاصله پس از پایان نشست، ماشین تبلیغات به حرکت درآمد و همان ماجرای آشنا آغاز شد: عکسگرفتن کنار نام پارلمان، ساختن تیترهای پرطمطراق، و قالبکردن یک دورهمی کوچک بهعنوان رخدادی مهم در سطح اروپا.
در این میان، روایتهای منتشرشده از سوی خود شرکتکنندگان، نهتنها این نمایش را توجیه نمیکنند، بلکه خود به سندی علیه آن تبدیل میشوند.
کومله در گزارش خود از «نشستی مهم در داخل پارلمان هلند» سخن میگوید و مدعی میشود که «شماری از اعضای پارلمان هلند» در آن حضور داشتهاند. اما همین گزارش، در تناقضی آشکار، تصریح میکند که نشست «ویژه و محدود» بوده و هیچگونه رسانه و روزنامهنگاری در آن حضور نداشته است. یعنی در همان روایت کومله، بخش مهمی از آن هیاهوی بعدی درباره بازتاب رسانهای و اهمیت عمومی برنامه، عملاً فرومیریزد.
حزب دموکرات کردستان ایران اما پا را یک گام جلوتر میگذارد. در روایت این حزب، ماجرا به «کنفرانس خبری ویژه» تبدیل میشود که گویا برای آشنا کردن «نمایندگان پارلمان و رسانههای اروپایی» با وضعیت ایران برگزار شده است. در این گزارش حتی ادعا میشود که پس از سخنرانیها، پارلمانتاران و روزنامهنگاران پرسشهای متعددی مطرح کردهاند. این در حالی است که همانطور که کومله نوشته، اساساً خبرنگاری در جلسه حضور نداشته است. اینجا دیگر با تفاوت در زاویه دید روبهرو نیستیم؛ با روایتسازی آشکار روبهروییم.
آرازنیوز نیز به سهم خود، باد بیشتری به این بالن میدمد و مینویسد که این همایش در «سالن مطبوعاتی پارلمان هلند» برگزار شده و «نمایندگان احزاب سیاسی هلند و نیز روزنامهنگاران این کشور» در آن حضور داشتهاند. به این ترتیب، سه روایت کنار هم قرار میگیرند: یکی میگوید رسانهای در کار نبوده، دیگری از پرسش روزنامهنگاران حرف میزند، و سومی از حضور خبرنگاران هلندی و نمایندگان احزاب سیاسی این کشور مینویسد. حاصل چیست؟ سه گزارش، سه تصویر متفاوت، و یک واقعیت مشترک: تلاش برای بادکردن یک رویداد کوچک و فروش آن بهعنوان موفقیت سیاسی.
مسئله اما فقط این تناقضها نیست. مسئله این است که این جریانها میکوشند میان “برگزاری برنامه در ساختمانی رسمی” و “دعوت رسمی از سوی آن نهاد” عمداً مرزها را محو کنند. مردم باید بدانند که برگزار شدن یک نشست در یکی از سالنهای قابل استفاده پارلمان، بههیچوجه بهمعنای دعوت رسمی پارلمان، حمایت سیاسی هلند، یا بهرسمیتشناختن شرکتکنندگان نیست. همانطور که عکس گرفتن کنار تابلوی یک نهاد اروپایی، کسی را صاحب نفوذ بینالمللی نمیکند.
در بخش کردی، اوضاع از این هم رسواتر بود. حتی پیش از برگزاری نشست، خود نیروهای مدعی «همپیمانی کردستان» نیز نتوانسته بودند بر سر معرفی یک نماینده واحد به توافق برسند. نه سازوکاری روشن وجود داشت، نه اجماعی واقعی، و نه نمایندگیای که از دل توافق جمعی بیرون آمده باشد. اما همین آشفتگی بعداً در گزارشها به «همگرایی نیروها» و «حضور سه حزب اصلی کردستان» بستهبندی و عرضه شد. یعنی حتی جایی که اختلاف و بیسامانی وجود داشت، در روایت نهایی به وحدت و انسجام تبدیل شد.
از نظر سیاسی هم آنچه رخ داد، هیچ شباهتی به یک دستاورد واقعی نداشت. نه رسانههای معتبر هلندی در صحنه بودند، نه بازتاب جدی در افکار عمومی هلند شکل گرفت، نه مقامهای اثرگذار پارلمانی در آن نقش داشتند، و نه شرکتکنندگان توانستند تصویری منسجم و هماهنگ از خود ارائه دهند. با این حال، همان واژههای همیشگی دوباره به کار افتاد: «کنفرانس خبری»، «حضور رسانهها»، «پرسش پارلمانتاران»، «توجه اروپا»، «طرح مسئله ملیتها در سطح بینالمللی». این دیگر فقط اغراق نیست؛ این یک صنعت قدیمی در اپوزیسیون است: تولید توهم، بستهبندی شکست، و فروش آن بهنام پیروزی.
مردمی که زیر فشار، سرکوب و بیپناهی زندگی میکنند، بیش از هر چیز به حقیقت نیاز دارند، نه به صحنهآرایی. وقتی به آنان القا میشود که گویا در اروپا اتفاقی بزرگ در حال رخ دادن است، که گویا نمایندگانشان به پارلمانها راه یافتهاند، که گویا رسانهها و سیاستمداران غربی بهطور جدی پای کار آمدهاند، در واقع چیزی جز فریب افکار عمومی اتفاق نیفتاده است. و این فریب، فقط یک خطای تبلیغاتی نیست؛ بلکه نوعی سوءاستفاده از امید و درماندگی مردمی است که سالهاست تشنه صدای راستین و اقدام واقعیاند.
آنچه در هلند رخ داد، نه فتح دیپلماتیک بود، نه موفقیت رسانهای، و نه نشانهای از نفوذ سیاسی در اروپا. آنچه رخ داد، یک نشست کوچک و کماثر بود که بعداً با اغراق، تناقضگویی و تبلیغات توخالی، بهعنوان «دستاورد» فروخته شد. از یک سالن اجارهای، تریبون رسمی ساختند؛ از چند پرسش محدود، گفتوگوی پارلمانی ساختند؛ و از یک برنامه کمجان، فتح سیاسی.
این نمایش، بیش از هر چیز، برای مصرف داخلی بود؛ برای ساختن روحیه کاذب، برای زنده نگه داشتن توهم اثرگذاری، و برای پنهان کردن این حقیقت که بخش مهمی از این جریانها هنوز هم بهجای سیاست واقعی، با عکس، عنوان، اغراق و خبرسازی زندگی میکنند.
مردم حق دارند بدانند که هر برنامهای در پارلمان، پارلمانی نیست؛
حق دارند بدانند که هر عکس کنار یک نهاد اروپایی، سند اعتبار سیاسی نیست؛
و حق دارند بفهمند که هر ادعایی درباره “توجه اروپا” الزاماً چیزی جز خالیبندی سیاسی نیست.
آنچه اینبار فروخته شد، دیپلماسی نبود؛ نمایش دیپلماسی بود.
و آنچه به مردم عرضه شد، دستاورد نبود؛ توهم دستاورد بود.


