کوردانه: محمدرضا اسکندری: مصاحبه محمد سیدالمحدثین با صدای آمریکا، بیش از آنکه نشانه پاسخ‌گویی مجاهدین خلق باشد، بار دیگر شکاف عمیق این سازمان با واقعیت‌های سیاسی و تاریخی خود را آشکار کرد؛ از سکوت درباره سرنوشت مسعود رجوی تا انکار خطاهای مرگبار، سرکوب منتقدان و نسبت دادن جداشدگان به نهادهای امنیتی.

پس از سال‌ها امتناع سازمان مجاهدین خلق از انجام مصاحبه با رسانه‌ها و پرهیز از قرار گرفتن در معرض پرسش‌های چالشی، سرانجام صدای آمریکا موفق شد آقای محمد سیدالمحدثین، مسئول اول دیپلماتیک این سازمان، را در برنامه «عمق میدان» با اجرای خانم خضری، در قالب گفت‌وگویی با پرسش‌هایی جدی و چالش‌برانگیز، روبه‌روی افکار عمومی قرار دهد.

آنچه از این گفت‌وگوی حرفه‌ای برمی‌آید، این است که برخلاف تصور برخی، مجاهدین خلق همچنان فاصله‌ای عمیق با تحول و ورود به دنیای واقعی سیاست امروز دارند. این سازمان، با وجود گذشت سال‌ها، همان نگاه گذشته را حفظ کرده است؛ با این تفاوت که اکنون به‌نوعی با عصا حرکت می‌کند. همچنان در چارچوب فرقه‌گرایی، رهبری خاص‌الخاص و نوعی سیاست شبان ـ رمه‌ای باقی مانده و نشانی از پذیرش الزامات سیاست مدرن و پاسخ‌گویی در آن دیده نمی‌شود.

اینجانب، با اتکا به بیش از بیست سال حضور در این تشکیلات، در فازهای مختلف، در زندان و نیز با بر عهده داشتن مسئولیت‌های گوناگون، بر پایه تجربه مستقیم خود به نقد این مصاحبه می‌پردازم.

در موضوع زنده بودن آقای مسعود رجوی، آقای سیدالمحدثین پاسخ روشنی ارائه نداد. واقعیت این است که مسئله نه امنیتی است و نه جانی. مگر جان مریم رجوی، که امروز عملاً همه‌کاره سازمان است، از جان او مهم‌تر است؟ پس از سقوط صدام، آمریکا، دولت عراق و فرانسه به این نتیجه رسیدند که مسعود رجوی به فرانسه منتقل شود، مشروط بر آن‌که در مجامع عمومی ظاهر نشود. با این حال، مجاهدین و آقای سیدالمحدثین کوشیدند این واقعیت را به‌صورت شفاف بیان نکنند و همچنان پرده‌ای از ابهام بر آن بیفکنند.

مسئله مهم دیگر آن است که آقای رجوی در طول بیش از ۴۷ سال، بارها وعده سرنگونی قریب‌الوقوع نظام را داده است. خود من در نشست «اشرف» حضور داشتم؛ جایی که او گفت عمر نظام، پس از رهبری خامنه‌ای و دولت رفسنجانی، از عمر دولت بختیار نیز کوتاه‌تر خواهد بود؛ پیش‌بینی‌ای که نادرست از آب درآمد. این‌گونه اظهارات، بیش از آن‌که تحلیل سیاسی باشد، در قالب تاکتیک‌هایی نادرست و فاقد پاسخ‌گویی مطرح می‌شد؛ زیرا در این ساختار، رهبر خود را تنها در برابر خدا مسئول می‌داند و در دنیای امروز به هیچ پاسخ‌گویی واقعی تن نمی‌دهد.

رجوی و سازمان مجاهدین اشتباهات بزرگی مرتکب شده‌اند؛ اشتباهاتی که به کشته شدن شمار زیادی از جوانان انجامیده است. وقتی آقای سیدالمحدثین از خطاهای دیگران سخن می‌گوید، چرا از فاجعه «فروغ جاویدان» چیزی نمی‌گوید؟ من شخصاً شاهد کشته شدن همرزمانم بوده‌ام. بسیاری از ما که با رنج و تلاش فراوان بازگشتیم، با این پاسخ روبه‌رو شدیم که: «اگر با ما بودید، باید کشته می‌شدید.» معنای روشن این سخن آن بود که آنان مرگ ما را می‌خواستند، نه زندگی‌مان را.

در پاسخ به موضوع جوان‌گرایی نیز گفته شد که مجاهدین در سال‌های ۵۸ و ۵۹ نیروی میلیونی داشتند، اما امروز تعداد آنان به چند ده هزار نفر کاهش یافته است؛ آن هم عمدتاً از میان نیروهای قدیمی یا وابستگان خانوادگی اعضای کشته‌شده. این خود نشانه‌ای روشن از فرسودگی، انقباض و ناتوانی این تشکیلات در ارتباط‌گیری با نسل جدید است.

در تشکیلات مجاهدین، انتخاب پوشش، به‌ویژه برای زنان تشکیلاتی، به‌هیچ‌وجه اختیاری نیست. اگر کسی حجاب مورد نظر سازمان را نپذیرد، اساساً حق ماندن در تشکیلات را نخواهد داشت. حتی در قرارگاه‌های آنان، چه پس از سقوط صدام و چه در آلبانی، سالن‌های غذاخوری نیز جداست و افراد ناچارند جدا از همسران خود زندگی کنند. زمانی که من دخترم را به اردن و سپس بلژیک فرستادم، آقای ابریشمچی گفت: «برای مبارزه، اگر لازم باشد، باید از آن‌ها هم گذشت.» این جمله به‌روشنی نشان می‌دهد که در این نگاه، حتی عمیق‌ترین پیوندهای انسانی و عاطفی نیز قربانی مصلحت تشکیلات می‌شود.

یکی از بزرگ‌ترین ادعاهای نادرست آقای سیدالمحدثین، نسبت دادن جداشدگان به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است؛ در حالی که بسیاری از جداشدگان، تجربه‌های خود را در قالب کتاب و مصاحبه منتشر کرده‌اند. ممکن است برخی، در نتیجه فشارها و برخوردهای نادرست سازمان، مسیر دیگری در پیش گرفته باشند، اما بسیاری دیگر مستقل‌اند و بر اساس تجربه شخصی خود سخن می‌گویند. اینجانب شخصاً کتاب «بر ما چه گذشت» را در سال ۱۹۹۴ در انتشارات خاوران منتشر کرده‌ام و در مصاحبه‌های مختلف نیز کوشیده‌ام واقعیت‌های درونی این سازمان را روشن کنم.

در طول سی سال گذشته، مجاهدین تلاش کرده‌اند با تهدید و ارعاب، مرا وادار به سکوت کنند. حتی در سایتی که به آنان وابسته است اما به نام رسمی سازمان ثبت نشده، حدود پنجاه صفحه مطالب نادرست علیه من منتشر کرده‌اند. با این حال، جرأت طرح این مطالب را در سایت رسمی خود ندارند، زیرا در محاکم قضایی ناچار به پاسخ‌گویی خواهند شد.

من صراحتاً اعلام می‌کنم: اگر ادعاهای آنان صحیح است، همان مطالب را در سایت رسمی خود منتشر کنند تا در دادگاه پاسخ‌گو باشند و حقیقت روشن شود.

در طول ۴۷ سال گذشته، از ۳۰ خرداد گرفته تا عملیات‌هایی مانند «فروغ جاویدان» و دیگر حوادث، از جمله رخدادهای دی‌ماه امسال، سازمان بارها در مسیر اقداماتی گام برداشته که حاصل آن چیزی جز کشتار نبوده است. اگر امروز آنان به دیگران، از جمله پهلوی، بابت فراخوان‌ها و پیامدهای آن ایراد می‌گیرند، باید پاسخ دهند که خود چرا نیروهایشان را، آن هم در شرایطی که رژیم در آماده‌باش کامل بوده است، با سلاح سبک به مناطق امنیتی اعزام می‌کردند؟ آیا این چیزی جز یک رقابت کور یا نوعی خودکشی سیاسی بود؟

در مورد حمایت عراق نیز، ادعای «عملیات مستقل» کاملاً نادرست است. در تمامی عملیات‌هایی که من شخصاً در آن‌ها حضور داشته‌ام، از جمله «چهل‌چراغ» و «فروغ جاویدان»، ما از پشتیبانی کامل ارتش عراق برخوردار بودیم؛ از آتش توپخانه و سلاح گرفته تا آموزش افسران عراقی و منابع مالی. انکار این واقعیت‌ها، چیزی جز فاصله گرفتن آشکار از حقیقت نیست.


نامه که من برای صدای امریکا برای حق جوابگوی ذر رابطه با اتهامات محمد سیدالمحدثین به همه جداشدگان ارسال نموده ام


جناب آقای علی جوانمردی
مسئول محترم بخش فارسی صدای آمریکا

با سلام و احترام،

اینجانب محمدرضا اسکندری، نسبت به مطالب مطرح‌شده از سوی آقای محمد سیدالمحدثین در برنامه «عمق میدان»، به‌ویژه در بخش مربوط به جداشدگان و منتقدان سازمان مجاهدین خلق، اعتراض رسمی خود را اعلام می‌دارم.

در این برنامه، اتهاماتی کلی و فاقد سند علیه منتقدان و جداشدگان مطرح شده که می‌تواند مصداق تخریب حیثیت اشخاص و نقض حق پاسخ‌گویی باشد. اینجانب که سال‌هایی از عمر خود را در تشکیلات مجاهدین خلق در عراق و نیز در زندان‌های جمهوری اسلامی گذرانده‌ام، پس از جدایی از این سازمان، بر پایه تجربه مستقیم خود کتاب «بر ما چه گذشت» را نوشته‌ام و اکنون خود را از جمله افرادی می‌دانم که این‌گونه اتهام‌زنی‌ها درباره آنان مطرح شده است.

همچنین یادآور می‌شوم دامنه سایت «ایران افشاگر» به نام خود سازمان مجاهدین خلق ثبت نشده، بلکه به نام فردی ناشناس ثبت شده است؛ امری که عملاً امکان پیگیری حقوقی مستقیم را برای منتقدان دشوار می‌سازد.

از آنجا که در واکنش‌ها به این برنامه نیز به حق پاسخ‌گویی جداشدگان اشاره شده، بدین‌وسیله رسماً درخواست می‌کنم فرصت مناسبی در همان برنامه یا در قالبی هم‌سطح برای پاسخ‌گویی مستقیم و روشن به این اتهامات در اختیار اینجانب قرار گیرد.

با احترام
محمدرضا اسکندری