کوردانه: محمدرضا اسکندری: هم‌پیمانی احزاب سیاسی کوردستان ایران در یک شرایط تاریخی و از دل ضرورت سیاسی متولد شد، اما تا امروز نتوانسته به همه امیدهایی پاسخ دهد که مردم روژهلات در آغاز شکل‌گیری آن داشتند. نقد اصلی این است که این ائتلاف هنوز حزبی، رهبرمحور و کم‌شفاف است و برای تبدیل‌شدن به یک نیروی واقعی اجتماعی، نیازمند شفافیت، مشارکت زنان و جوانان، پیوند با داخل، سازوکار حل اختلاف و آموزش حرفه‌ای از طریق Supervisor / سوپروایزر و Coaching / کوچینگ سازمانی و مدنی است.

از هم‌پیمانی نمادین تا هم‌پیمانی واقعی؛ نقدی بر ائتلاف احزاب سیاسی کوردستان ایران

اگرچه در یک شرایط تاریخی، احزاب سیاسی کوردستان روژهلات ناگزیر شدند که از دل «مرکز دیالوگ» به سوی نوعی هم‌پیمانی حرکت کنند، اما از زمان شکل‌گیری این ائتلاف تا امروز، در عرصه سیاسی داخل و خارج ایران و نیز در سطح جامعه جهانی، این حرکت نتوانسته پاسخ‌گوی همه امیدها و شادی‌هایی باشد که مردم روژهلات در روزهای نخست شکل‌گیری آن داشتند.

این هم‌پیمانی هنوز تا حد زیادی بر پایه تفکر کهنه و ساختارهای گذشته حرکت می‌کند. ساختار ائتلاف همچنان حزبی، رهبرمحور و بسته است. جای فعالان مدنی، زنان، جوانان، روشنفکران مستقل، روزنامه‌نگاران، انجمن‌های حقوق بشری و شبکه‌های داخل کشور در آن چندان روشن نیست. اگر قرار است این هم‌پیمانی از سطح توافق میان چند حزب فراتر برود، باید سازوکاری واقعی برای مشارکت نیروهای غیرحزبی و اجتماعی نیز ایجاد کند.

یکی از نمونه‌های آشکار این ضعف، حضور سه تشکل عضو این ائتلاف در «کنگره آزادی ایران» بود. در آن تجربه سیاسی، این احزاب به جای آن‌که در کنار هم حرکت کنند و صدای کوردها را نیرومندتر سازند، در برابر هم صف‌آرایی کردند. این رفتار نشان داد که هم‌پیمانی هنوز با کفش‌های دوران کودکی خود راه می‌رود و از بلوغ سیاسی لازم برخوردار نشده است.

تا امروز نیز روشن نشده است که اشتباه از کجا بود و چرا سه تشکل کورد به جای همراهی و تقویت جایگاه مشترک کوردها، در برابر هم قرار گرفتند. آیا ریشه این مشکل به نبود سازوکار روشن تصمیم‌گیری در ائتلاف بازنمی‌گردد؟ آیا مشخص است تصمیم‌ها چگونه گرفته می‌شود؟ آیا هر حزب یک رأی دارد؟ وزن اجتماعی و تشکیلاتی احزاب چگونه محاسبه می‌شود؟ آیا صورت‌جلسه‌ها، کمیسیون‌ها، تقسیم مسئولیت‌ها و مکانیسم حل اختلاف شفاف است؟

اگر این موارد روشن نباشد، ائتلاف ممکن است در ظاهر متحد دیده شود، اما در عمل با بحران اعتماد، رقابت درونی و فرسایش سیاسی روبه‌رو خواهد شد. اگر این هم‌پیمانی واقعی است، باید درباره چنین رخدادهایی به مردم کوردستان گزارش بدهد تا هم مسئولیت‌پذیری سیاسی نشان داده شود و هم از آن تجربه‌ای برای آینده ساخته شود.

با کمال تأسف، در عرصه اجتماعی، شبکه‌های مجازی، میان هواداران و حتی در رفتار برخی نیروهای تشکیلاتی، آن‌چه با نام هم‌پیمانی گفته می‌شود، چندان دیده نمی‌شود. بنابراین پرسش اصلی این است: چه باید کرد تا این حرکت از یک ائتلاف نمادین به یک هم‌پیمانی واقعی تبدیل شود؛ هم در سطح تشکیلاتی، هم در میان هواداران احزاب و هم در پیوند با واقعیت جامعه روژهلات؟

احزاب کوردستان ایران سابقه طولانی انشعاب، رقابت، اختلاف ایدئولوژیک و حتی تنش‌های تلخ درونی داشته‌اند. به همین دلیل، طبیعی است که بخشی از جامعه با تردید بپرسد: آیا این ائتلاف می‌تواند پایدار بماند، یا در نخستین بحران جدی دوباره دچار شکاف خواهد شد؟ نقد اصلی این است که وحدت تنها با عکس مشترک و بیانیه شکل نمی‌گیرد؛ وحدت نیازمند نهاد، آیین‌نامه، انضباط سیاسی، فرهنگ گفت‌وگو و مکانیسم روشن حل اختلاف است.

تا این لحظه، من از نظر تشکیلاتی کمیسیونی مؤثر برای حل اختلاف در این هم‌پیمانی نمی‌بینم. اگر چنین کمیسیونی وجود داشت، باید نقش آن را در بسیاری از مسائل پیش‌آمده می‌دیدیم. نبود یا کم‌رنگی چنین سازوکاری باعث می‌شود اختلافات نه در درون یک ساختار مسئولانه، بلکه در فضای بیرونی، رسانه‌ای و هواداری بازتاب پیدا کند.

در همه تشکل‌های مدنی، سیاسی و اداری، بدون آموزش مستمر، بازبینی، جمع‌بندی تجربه‌ها و اصلاح شیوه‌های کاری، نمی‌توان به دستاوردهای بهتر و پایدارتر رسید. هیچ ائتلافی تنها با نیت خوب و بیانیه سیاسی موفق نمی‌شود؛ موفقیت نیازمند یادگیری سازمانی، نقد درونی، آموزش، Supervisor / سوپروایزر و Coaching / کوچینگ سیاسی و تشکیلاتی است.

از همین رو، پیشنهاد مشخص من به هم‌پیمانی احزاب سیاسی کوردستان ایران این است که دست‌کم یک دوره آموزشی دیجیتالی و از راه دور برای اعضای اصلی خود برگزار کند؛ دوره‌ای با حضور یک متخصص، مربی، Supervisor / سوپروایزر و Coach / کوچ که تجربه کار با سازمان‌های مدنی، سیاسی و اداری را داشته باشد و بتواند اشکالات ساختاری، ضعف‌های تصمیم‌گیری، مشکل در مدیریت اختلاف، نبود هماهنگی تشکیلاتی و راه‌های اصلاح آن‌ها را به‌صورت حرفه‌ای بررسی کند.

در این دوره لازم است از هر حزب و تشکل عضو، دست‌کم نفر اول، دوم و سوم تشکیلات شرکت کنند تا آموزش تنها در سطح افراد حاشیه‌ای باقی نماند، بلکه مستقیماً به مرکز تصمیم‌گیری منتقل شود. هدف چنین دوره‌ای باید بررسی ضعف‌های ساختاری، شیوه تصمیم‌گیری، مدیریت اختلاف، کار تیمی، پاسخ‌گویی عمومی، ارتباط با جامعه داخل، نقش زنان و جوانان، و تبدیل ائتلاف از یک حرکت نمادین به یک ساختار واقعی و مؤثر باشد.

من شخصاً آمادگی دارم، اگر مسئولان هم‌پیمانی بخواهند، برای فراهم‌کردن چنین آموزش و ارتباط با افراد متخصص در زمینه Supervisor / سوپروایزر و Coaching / کوچینگ سازمانی و مدنی تلاش و همکاری کنم. این پیشنهاد نه از سر انتقاد صرف، بلکه از سر مسئولیت‌پذیری و باور به ضرورت تقویت این هم‌پیمانی مطرح می‌شود؛ زیرا اگر قرار است این ائتلاف به یک نیروی تاریخی و ماندگار تبدیل شود، باید یاد بگیرد که خود را به‌طور مداوم آموزش دهد، ارزیابی کند و اصلاح نماید.

نقد بزرگ دیگر، مسئله زنان و جوانان است. با توجه به نقش برجسته زنان و نسل جوان در جنبش «ژن، ژیان، ئازادی»، ترکیب رهبری احزاب کوردی هنوز مردانه، سنتی و نسل‌محور دیده می‌شود. ائتلاف باید حضور زنان، جوانان و چهره‌های نو را نه به صورت نمادین، بلکه در سطح تصمیم‌گیری واقعی تضمین کند. اگر در این زمینه حرکت‌هایی انجام شده، باید مردم روژهلات از آن آگاه شوند. پرسش این است: آیا چنین روندی آغاز شده و ما از آن بی‌خبریم، یا هنوز در عمل تغییری جدی رخ نداده است؟

از سوی دیگر، همه این احزاب بر نقش محوری داخل روژهلات تأکید می‌کنند. اما این ائتلاف در خارج از ایران و در فضای احزاب تبعیدی شکل گرفته است. بنابراین نقد مهم این است که میزان پیوند آن با جامعه داخل کوردستان ایران چقدر است؟ رابطه آن با نسل جوان، فعالان میدانی، خانواده‌های جان‌باختگان، کارگران، معلمان، زنان و شبکه‌های مدنی داخل کشور چگونه تعریف شده است؟ بدون این پیوند، خطر آن وجود دارد که ائتلاف بیشتر یک توافق تشکیلاتی در خارج از کشور بماند تا یک نیروی اجتماعی مؤثر در داخل.

برخلاف بسیاری از نیروهای سیاسی ایرانی، احزاب کوردستان از ظرفیت تاریخی، اجتماعی و تشکیلاتی لازم برای برقراری این پیوند برخوردار بوده و هستند. همین امکان، مسئولیت آنان را سنگین‌تر می‌کند. اگر این ظرفیت به کار گرفته نشود، فرصت تاریخی موجود نیز ممکن است از دست برود.

در کنار این‌ها، مسئله مبارزه مسلحانه و نقش پیشمرگه نیز نیازمند شفافیت جدی است. تا امروز، ائتلاف تا حدی توانسته از تک‌روی برخی احزاب و بزرگ‌نمایی‌های جداگانه جلوگیری کند و نشان دهد که مسئله دفاع از مردم نباید ابزار رقابت حزبی شود. با این حال، برخی منتقدان نگران‌اند که حضور احزاب دارای سابقه پیشمرگه‌ای یا نظامی، بهانه‌ای به جمهوری اسلامی و جریان‌های ضدکورد بدهد تا مطالبات سیاسی و مدنی مردم کوردستان را امنیتی جلوه دهند.

در مقابل، حامیان ائتلاف می‌گویند این احزاب بخشی از تاریخ مبارزه مردم کوردستان هستند و نمی‌توان آنان را از معادله سیاسی حذف کرد. این سخن درست است، اما کافی نیست. نقد اصلی این است که ائتلاف باید مرز میان مبارزه سیاسی، دفاع مشروع، فعالیت مدنی و کنش نظامی را روشن‌تر بیان کند. همچنین باید به صورت رسمی به همه احزاب عضو اعلام شود که هر حرکت مسلحانه بدون تصمیم جمعی، به معنای خروج از منطق هم‌پیمانی و نقض تعهد مشترک است.

در نهایت، مسئله اصلی این نیست که اصل هم‌پیمانی نادرست است. برعکس، هم‌پیمانی احزاب کوردستان روژهلات یک ضرورت تاریخی و سیاسی است. مسئله این است که این هم‌پیمانی هنوز باید از سطح نماد، بیانیه و عکس مشترک عبور کند و به نهادی شفاف، پاسخ‌گو، اجتماعی، جوان‌گرا، زن‌محور و متصل به داخل تبدیل شود.

اگر این ائتلاف نتواند خود را بازسازی کند، خطر آن وجود دارد که امید نخستین مردم به تدریج به بی‌اعتمادی تبدیل شود. اما اگر بتواند از نقدها بیاموزد، سازوکار تصمیم‌گیری را روشن کند، اختلافات را درون ساختار حل کند، از آموزش حرفه‌ای، Supervisor / سوپروایزر و Coaching / کوچینگ بهره بگیرد، زنان و جوانان را وارد مرکز تصمیم‌گیری نماید و پیوند واقعی با جامعه داخل روژهلات برقرار سازد، می‌تواند از یک هم‌پیمانی شکننده به یک نیروی سیاسی مؤثر و تاریخی تبدیل شود.