لولا یا بولسونارو؛ رقابت بر سر سرنوشت برزیل و آینده آمریکای لاتین
گزارش تحلیلی | ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶
رقابت سیاسی در برزیل دیگر صرفاً جدال میان چپ و راست بر سر مالیات، رفاه اجتماعی یا سیاست اقتصادی نیست. این رقابت به آزمونی برای سنجش توانایی دموکراسی در مهار راست افراطی، مقابله با قطبیشدن جامعه و حفظ استقلال سیاسی آمریکای لاتین تبدیل شده است. در یک سو، لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا قرار دارد؛ سیاستمدار چپگرایی که با وعده کاهش فقر، احیای نقش دولت و دفاع از نهادهای دموکراتیک به قدرت بازگشت. در سوی دیگر، جریان بولسونارو قرار دارد؛ جنبشی ملیگرا، محافظهکار و پوپولیستی که از نارضایتی اجتماعی، بیاعتمادی به نخبگان و مخالفت با چپ برای بسیج هواداران خود بهره برده است.
اما پرسش اصلی این است: آیا پیروزی انتخاباتی چپ میتواند راست افراطی را مهار کند، یا آنکه این جریان، حتی پس از شکست رهبرانش، همچنان در جامعه، پارلمان، شبکههای اجتماعی و ساختار قدرت ریشه خواهد داشت؟
این پرسش برای برزیل اهمیتی تعیینکننده دارد؛ کشوری که بهدلیل وسعت اقتصادی، جمعیت عظیم، منابع طبیعی و نفوذ دیپلماتیکش، یکی از بازیگران اصلی آینده آمریکای لاتین است.

۱. برزیل در آستانه انتخابی سرنوشتساز
در آستانه دور دوم انتخابات ریاستجمهوری، در روز ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶، رقابت به یکی از نزدیکترین انتخابات سیاسی سالهای اخیر برزیل تبدیل شده است. با توجه به اطلاعات منتشرشده تا ۲۴ اکتبر، هنوز نمیتوان برنده نهایی را مشخص کرد.
نکته مهم این است که رقیب لولا در این انتخابات ژائیر بولسونارو نیست، بلکه پسر بزرگ او، فلاویو بولسونارو است. ژائیر بولسونارو، رئیسجمهور سابق برزیل، در سپتامبر ۲۰۲۵ به اتهام طراحی کودتا برای جلوگیری از انتقال قدرت پس از شکست انتخاباتی سال ۲۰۲۲ به ۲۷ سال زندان محکوم شد. او از حضور در مناصب انتخابی محروم است، اما نفوذ سیاسی و خانوادگی خود را حفظ کرده و اکنون پسرش پرچم این جریان را به دست گرفته است.
آخرین نظرسنجی مؤسسه CNT/MDA که در ۲۴ اکتبر منتشر شد، فلاویو بولسونارو را با ۴۶٫۳ درصد در برابر ۴۵ درصد برای لولا قرار میدهد. با این حال، حاشیه خطای نظرسنجی ۲٫۲ واحد درصد است؛ بنابراین این ارقام برتری قطعی هیچیک از دو نامزد را نشان نمیدهند.
آخرین تصویر از رقابت انتخاباتی
فلاویو بولسونارو
۴۶٫۳٪
نامزد راستگرا؛ پسر ژائیر بولسونارو
لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا
۴۵٪
رئیسجمهور مستقر؛ نامزد حزب کارگران
منبع: نظرسنجی CNT/MDA، منتشرشده در ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶. ارقام مربوط به نظرسنجیاند، نه نتیجه انتخابات؛ حاشیه خطا ۲٫۲ واحد درصد است.
این انتخابات از دو جهت اهمیت دارد: نخست، سرنوشت دولت چپگرای لولا را تعیین میکند؛ دوم، مشخص میکند آیا جریان سیاسی وابسته به بولسونارو میتواند بدون حضور مستقیم رهبر اصلی خود، قدرت اجرایی را دوباره به دست آورد.
۲. چرا راست افراطی همچنان قدرتمند است؟
برای فهم قدرت جریان بولسونارو، نباید آن را صرفاً محصول محبوبیت یک فرد دانست. این جریان بر مجموعهای از نارضایتیها و شبکههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تکیه دارد.
الف) امنیت و ترس از جرم
امنیت عمومی از مهمترین موضوعات انتخابات ۲۰۲۶ است. بخشهایی از جامعه برزیل از گسترش جرائم سازمانیافته، خشونت شهری و احساس ناامنی ناراضیاند. بولسوناروها با وعده برخورد سختگیرانه با باندهای تبهکار، مجازاتهای شدیدتر و ایجاد زندانهای بزرگ، تلاش میکنند خود را مدافع نظم معرفی کنند.
این پیام سیاسی برای رأیدهندگانی که احساس میکنند دولت در تأمین امنیت روزمره ناکام بوده است، جذابیت دارد. لولا نیز نمیتواند با اتکا به سابقه اجتماعی خود از این موضوع عبور کند؛ زیرا دفاع از آزادیهای مدنی، بدون ارائه راهکار مؤثر برای امنیت شهروندان، برای بسیاری از رأیدهندگان کافی نیست.
AP News
+1
ب) دین، خانواده و هویت فرهنگی
جریان بولسونارو از حمایت بخشهایی از کلیساهای انجیلی و گروههای محافظهکار مذهبی برخوردار است. برای این گروهها، منازعه سیاسی فقط بر سر اقتصاد نیست؛ موضوعاتی مانند آموزش، خانواده، حقوق زنان، حقوق اقلیتهای جنسی و نقش دین در جامعه نیز اهمیت دارند.
به این ترتیب، مخالفت با چپ در برخی محیطها به بخشی از هویت اجتماعی تبدیل شده است. حتی اگر دولت چپگرا در کاهش فقر موفق باشد، این موفقیت الزاماً به تغییر نگرش سیاسی کسانی منجر نمیشود که مسئله اصلی خود را فرهنگی یا مذهبی میدانند.
ج) شبکههای اجتماعی و سیاست مبتنی بر خشم
یکی از ویژگیهای راست پوپولیست، تبدیل نارضایتیهای پراکنده به روایتی ساده و عاطفی است: مردم عادی در برابر نخبگان فاسد، ملت در برابر دشمنان داخلی، و نظم در برابر هرجومرج.
این روایت، بهویژه در فضای شبکههای اجتماعی، میتواند سریعتر از برنامههای پیچیده اقتصادی گسترش یابد. جریان بولسونارو نیز نشان داده است که شکست یا محدودیت قانونی یک رهبر، لزوماً به نابودی شبکه سیاسی و هواداران او منجر نمیشود.
د) ضعفهای دولت و مسئله اعتماد
چپ نیز در ایجاد شرایط رشد راست افراطی بیتأثیر نبوده است. اختلافات داخلی، وعدههای برآوردهنشده، نگرانی درباره فساد، فشار هزینههای زندگی و دشواری ایجاد رشد اقتصادی فراگیر، همگی میتوانند اعتماد عمومی را تضعیف کنند.
در چنین فضایی، راست افراطی خود را نه صرفاً یک جریان ایدئولوژیک، بلکه نیرویی برای مجازات احزاب مستقر معرفی میکند. به همین دلیل، مقابله با آن بدون پاسخگویی درباره عملکرد دولتهای چپ دشوار خواهد بود.
۳. آیا لولا میتواند با تکیه بر عدالت اجتماعی راست را شکست دهد؟
لولا سه نقطه قوت مهم دارد: سابقه سیاسی طولانی، ارتباط تاریخی با طبقات کمدرآمد و تجربه اداره بزرگترین اقتصاد آمریکای لاتین. دولت او بر کاهش فقر، برنامههای حمایتی، اشتغال، سرمایهگذاری عمومی و احیای سیاستهای زیستمحیطی تأکید کرده است. او همچنین میکوشد سیاست خارجی برزیل را بر استقلال ملی و گسترش روابط با قدرتهای مختلف استوار کند.
اما این سرمایه سیاسی با سه محدودیت روبهروست.
نخست، مسئله معیشت. موفقیت برنامههای اجتماعی زمانی به حمایت پایدار انتخاباتی تبدیل میشود که مردم بهبود را در زندگی روزمره خود احساس کنند. نگرانی از هزینههای زندگی، بدهی خانوارها و کیفیت خدمات عمومی میتواند دستاوردهای دولت را تحتالشعاع قرار دهد.
دوم، مسئله اقتصاد و بودجه. برزیل با فشار بدهی عمومی و هزینه بالای بهره روبهروست. لولا بر تعدیل تدریجی مالی و حفاظت از برنامههای اجتماعی تأکید دارد؛ در مقابل، تیم فلاویو بولسونارو از تعدیل سریعتر مالی سخن میگوید. بااینحال، تحلیل رویترز نشان میدهد که هر دو برنامه با دشواری مهار هزینههای اجباری دولت و ایجاد فضای کافی برای سرمایهگذاری مواجهاند.
سوم، مسئله امنیت و اعتماد. اگر چپ نتواند در کنار سیاستهای رفاهی، برنامهای معتبر برای مقابله با جرم، فساد و ناکارآمدی ارائه دهد، راست افراطی میتواند خود را بهعنوان جایگزین عملی معرفی کند.
بنابراین، لولا نمیتواند تنها با یادآوری گذشته موفق خود پیروز شود. او باید نشان دهد که سیاست اجتماعی نهفقط از فقرا حمایت میکند، بلکه میتواند زندگی طبقه متوسط را نیز بهبود دهد و امنیت عمومی را افزایش دهد.
۴. چرا نتیجه انتخابات فقط به رئیسجمهور بستگی ندارد؟
یکی از مهمترین تحولات انتخابات ۲۰۲۶، قدرتگیری جریان راست در کنگره ملی برزیل است؛ تحولی که ممکن است حتی در صورت پیروزی لولا، مسیر دولت او را محدود کند.
حزب لیبرال، که فلاویو بولسونارو به آن تعلق دارد، در انتخابات پارلمانی اکتبر به بزرگترین حزب در هر دو مجلس تبدیل شد. این حزب در سنا ۲۸ کرسی به دست آورد و در مجلس نمایندگان نیز شمار کرسیهایش به حدود ۱۲۱ رسید. احزاب راست و میانهراست با همکاری یکدیگر میتوانند اکثریتی مؤثر تشکیل دهند.
این تغییر سه پیامد عمده دارد:
- فشار بر دادگاه عالی: متحدان بولسونارو خواستار محدود کردن اختیارات قضایی و پیگیری استیضاح برخی قضات، از جمله الکساندر دِ مورائس، شدهاند؛ قاضیای که نقش مهمی در پرونده ژائیر بولسونارو داشته است.
- محدود شدن برنامههای اجتماعی و زیستمحیطی: طرحهایی برای کاهش هزینههای دولت، تسهیل مقررات کسبوکار و تغییر برخی سیاستهای محیطزیستی و حقوقی مطرح شدهاند.
- دشواری حکمرانی برای لولا: حتی اگر او دوباره انتخاب شود، تصویب بودجه و قوانین مورد نظرش به مذاکره با نیروهای میانهرو و محافظهکار وابسته خواهد بود.
AP News+1
این وضعیت یک نکته اساسی را روشن میکند: راست افراطی برای اثرگذاری بر کشور لزوماً به ریاستجمهوری نیاز ندارد. اگر بتواند در پارلمان، نهادهای محلی، دستگاه قضایی و فضای عمومی نفوذ خود را گسترش دهد، حتی دولت رقیب نیز ناچار به فعالیت در چارچوبی خواهد بود که او در شکلگیری آن نقش داشته است.
از همین رو، انتخابات ریاستجمهوری تنها یک بخش از رقابت بر سر آینده برزیل است.
۵. پیامدهای پیروزی هر نامزد برای آمریکای لاتین
سناریوی اول: پیروزی لولا
پیروزی لولا به معنای تداوم تأکید بر استقلال راهبردی برزیل، همکاری با چین و دیگر اعضای بریکس، دیپلماسی چندجانبه و سیاستهای اجتماعی خواهد بود. او احتمالاً تلاش میکند برزیل را بهعنوان وزنهای مستقل در برابر فشارهای واشنگتن حفظ کند.
بااینحال، قدرت گرفتن راست در کنگره میتواند مانع اجرای بخشهایی از برنامه داخلی او شود و تواناییاش برای گسترش سیاستهای چپگرایانه را محدود کند.
سناریوی دوم: پیروزی فلاویو بولسونارو
پیروزی فلاویو میتواند به نزدیکی بیشتر برزیل به دولت دونالد ترامپ، تغییر جهت سیاست خارجی در قبال چین و بریکس، و تقویت برنامههای محافظهکارانه در داخل منجر شود.
چنین نتیجهای برای نیروهای راستگرا در منطقه یک موفقیت نمادین و عملی خواهد بود؛ بهویژه پس از محکومیت ژائیر بولسونارو. بااینحال، جهتگیری دولت جدید در عمل به وضعیت اقتصاد، توازن قوا در کنگره و منافع تجاری برزیل نیز بستگی خواهد داشت.
برزیل در متن یک چرخش منطقهای
رقابت در برزیل در خلأ اتفاق نمیافتد. در سالهای اخیر، نیروهای محافظهکار و راستگرا در کشورهایی مانند آرژانتین، شیلی و بولیوی تقویت شدهاند. این روند به معنای آن نیست که همه جوامع آمریکای لاتین بهطور یکسان به راست گرایش پیدا کردهاند؛ اما نشان میدهد که بخشی از رأیدهندگان از دولتهای مستقر ناراضیاند و امنیت، کنترل مهاجرت، وضعیت اقتصادی و مبارزه با فساد را بر وفاداری حزبی مقدم میدانند.
برزیل در این میان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اندازه اقتصاد و جمعیت آن به این کشور اجازه میدهد بر توازن منطقهای اثر بگذارد. پیروزی لولا میتواند برای دولتهای چپگرا و نیروهای مترقی منطقه فرصت تنفس ایجاد کند؛ پیروزی فلاویو میتواند به راست منطقه اعتمادبهنفس بیشتری بدهد و همکاری برزیل با دولت ترامپ را تقویت کند.
اما نباید نتیجه گرفت که انتخابات برزیل بهتنهایی سرنوشت کل آمریکای لاتین را تعیین میکند. روندهای سیاسی هر کشور از تاریخ داخلی، بحرانهای اقتصادی، ساختار حزبی و مطالبات اجتماعی خودش تأثیر میپذیرند.
۶. مسئله آمازون، اقلیم و استقلال منطقهای
رقابت لولا و فلاویو بولسونارو تنها بر سیاست داخلی یا روابط با ایالات متحده تأثیر نمیگذارد؛ پیامدهای آن میتواند فراتر از مرزهای برزیل گسترش یابد.
برزیل میزبان بخش بزرگی از جنگلهای آمازون است؛ منطقهای که نقشی مهم در تنوع زیستی، چرخه آب و مقابله با تغییرات اقلیمی دارد. دولت لولا بر حفاظت از جنگلها و تقویت سیاستهای محیطزیستی تأکید کرده است، در حالی که بخشهایی از جریان راست برزیل خواستار کاهش محدودیتهای مقرراتی برای فعالیتهای اقتصادی و بهرهبرداری از منابع طبیعی هستند. منتقدان این رویکرد هشدار میدهند که تضعیف مقررات زیستمحیطی میتواند به تخریب جنگلها و تضعیف حقوق جوامع بومی منجر شود.
از سوی دیگر، استقلال منطقهای نیز به نتیجه انتخابات وابسته است. لولا تلاش کرده روابط برزیل با چین، اروپا، کشورهای در حال توسعه و اعضای بریکس را متنوع نگه دارد. در مقابل، پیروزی فلاویو میتواند بر نزدیکی سیاسی به واشنگتن تأکید بیشتری بگذارد.
بااینحال، حتی یک دولت راستگرا نیز نمیتواند بهآسانی روابط اقتصادی برزیل با چین را نادیده بگیرد. منافع صادراتی، بازارهای جهانی و نیاز به جذب سرمایه، محدودیتهایی واقعی بر هرگونه تغییر ناگهانی سیاست خارجی ایجاد میکنند.
بنابراین، تفاوت دو نامزد مهم است، اما نباید آن را به انتخابی ساده میان «وابستگی به آمریکا» و «استقلال کامل از آمریکا» تقلیل داد. مسئله اصلی، میزان استقلال عمل برزیل و چگونگی مدیریت همزمان روابط آن با قدرتهای جهانی است.
۷. آیا چپ واقعاً میتواند راست افراطی را متوقف کند؟
پاسخ کوتاه این است: بله، اما نه صرفاً با پیروزی در انتخابات.
تجربه برزیل نشان میدهد که شکست یک رهبر راست افراطی، حتی همراه با محکومیت قضایی او، لزوماً به پایان جریان سیاسیاش منجر نمیشود. ژائیر بولسونارو دیگر نامزد انتخابات نیست، اما پسرش اکنون در آستانه رقابت برای ریاستجمهوری قرار دارد و حزب وابسته به او در کنگره قدرت بیشتری به دست آورده است. این وضعیت نشان میدهد که یک جنبش سیاسی میتواند از رهبر اصلی خود فراتر برود و در نهادهای مختلف ریشه بدواند.
برای مهار پایدار راست افراطی، چپ دستکم باید پنج مسئله را جدی بگیرد:
- عدالت اجتماعی قابل لمس: کاهش فقر باید با بهبود دستمزد، مسکن، آموزش، بهداشت و امنیت اقتصادی همراه شود.
- پاسخ مؤثر به مسئله امنیت: نادیده گرفتن نگرانی مردم درباره جرم و خشونت، میدان را برای شعارهای اقتدارگرایانه باز میکند.
- مبارزه معتبر با فساد: دفاع از دموکراسی بدون شفافیت و پاسخگویی، اعتماد عمومی را بازسازی نمیکند.
- دفاع از نهادهای دموکراتیک: استقلال دادگاهها، آزادی رسانهها، سلامت انتخابات و حق فعالیت مخالفان باید حفظ شود؛ حتی زمانی که این اصول به سود رقبای سیاسی تمام میشوند.
- ساختن ائتلاف اجتماعی گسترده: چپ باید فراتر از پایگاه سنتی خود با طبقه متوسط، کارگران، جوانان، زنان، گروههای مذهبی میانهرو و بخشهایی از جامعه تجاری گفتوگو کند.
نکته آخر اهمیت ویژهای دارد: دفاع از دموکراسی نباید به معنای نادیده گرفتن رأیدهندگان محافظهکار باشد. همه رأیدهندگان راستگرا افراطی نیستند و همه مخالفان لولا نیز مخالف دموکراسی نیستند. تمایز میان راست محافظهکار، راست پوپولیست و جریانهای ضددموکراتیک برای ساختن یک ائتلاف مؤثر ضروری است.
در عین حال، مهار راست افراطی نباید به حذف سیاسی مخالفان از طریق ابزارهای غیرقانونی یا محدود کردن آزادیهای اساسی تبدیل شود؛ چنین رویکردی میتواند همان نهادهایی را تضعیف کند که قرار است از آنها دفاع شود.
جمعبندی: فراتر از دو نامزد، نبرد بر سر آینده دموکراسی
در آستانه دور دوم انتخابات ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶، رقابت لولا و فلاویو بولسونارو هنوز نتیجه قطعی ندارد. نظرسنجیهای منتشرشده در روز پایانی کارزار، رقابتی بسیار نزدیک را نشان میدهند؛ در حالی که پیروزی حزب بولسونارو در انتخابات پارلمانی، موقعیت راست را مستقل از نتیجه ریاستجمهوری تقویت کرده است.
اگر لولا پیروز شود، این پیروزی میتواند مانع بازگشت مستقیم خانواده بولسونارو به قوه مجریه شود، اما به معنای پایان راست افراطی نخواهد بود. او با کنگرهای قدرتمند و متمایل به راست روبهرو خواهد شد و برای پیشبرد برنامههای خود به ائتلافسازی، بهبود عملکرد دولت و بازسازی اعتماد عمومی نیاز خواهد داشت.
اگر فلاویو بولسونارو پیروز شود، جریان سیاسی پدرش نهفقط در پارلمان، بلکه در قوه مجریه نیز به موقعیتی قدرتمند دست خواهد یافت. چنین نتیجهای میتواند سیاست خارجی برزیل، رویکرد آن به محیط زیست و جهتگیری سیاسی آمریکای لاتین را تغییر دهد.
اما پرسش اصلی از نتیجه یک انتخابات فراتر میرود: آیا چپ میتواند دولتی کارآمد، عادلانه و پاسخگو بسازد که مردم را به دموکراسی امیدوار کند؟ یا آنکه نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی همچنان به سود نیروهایی تمام خواهد شد که وعده نظم سریع، رهبری مقتدر و گسست از سیاست سنتی را میدهند؟
درس برزیل این است که راست افراطی تنها با شکست در صندوق رأی متوقف نمیشود؛ زمانی مهار میشود که شرایط اجتماعی و سیاسیِ رشد آن نیز تغییر کند. پیروزی انتخاباتی میتواند فرصتی برای این تغییر فراهم کند، اما تضمینی برای آن نیست.
و این همان چیزی است که انتخابات برزیل را به مسئلهای فراتر از رقابت لولا و بولسونارو تبدیل میکند: آزمونی برای توانایی چپ در ارائه بدیلی دموکراتیک، کارآمد و اجتماعی در برابر راست افراطی، نهفقط در برزیل، بلکه در سراسر آمریکای لاتین.
منابع
- رویترز — آخرین نظرسنجی دور دوم انتخابات برزیل، ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶
- آسوشیتدپرس — آنچه باید درباره انتخابات لولا و فلاویو بولسونارو دانست
- پارلمان اروپا — تحلیل انتخابات برزیل در سال ۲۰۲۶
- الجزیره — آیا لولا میتواند موج راستگرایی در آمریکای لاتین را متوقف کند؟
- شورای آتلانتیک — پیامدهای پیروزی لولا یا بولسونارو برای برزیل و جهان
یادداشت زمانی: این گزارش بر اطلاعات قابل دسترس تا ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶ استوار است. در زمان نگارش، رأیگیری دور دوم هنوز برگزار نشده بود؛ بنابراین هیچیک از دو نامزد را نمیتوان برنده قطعی معرفی کرد.
