پیروزی لولا در انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل و شکست انتخاباتی الکساندر ووچیچ در برابر جنبش دانشجویی صربستان، دو تحول مهم سیاسی در فاصله یک روز هستند. اکنون نگاه‌ها به انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر دوخته شده است. آیا این تحولات نشانه آغاز عقب‌نشینی جریان‌های راست‌گرای نزدیک به دونالد ترامپ است؟

یادداشت سیاسی ـ رادیو کوردانه

۲۶ اکتبر ۲۰۲۶

روز یکشنبه ۲۵ اکتبر، دو انتخابات مهم در برزیل و صربستان نتایجی به همراه داشت که می‌تواند بر معادلات سیاسی فراتر از مرزهای این دو کشور تأثیر بگذارد.

در برزیل، لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا با کسب ۵۱٫۷۹ درصد آرا، فلاویو بولسونارو، فرزند رئیس‌جمهور پیشین و متحد سیاسی دونالد ترامپ، را شکست داد و برای چهارمین بار به ریاست‌جمهوری رسید. این نتیجه نشان داد که حمایت سیاسی واشنگتن و نزدیکی به ترامپ، به‌تنهایی تضمین‌کننده پیروزی در رقابت‌های انتخاباتی نیست. البته بولسونارو با کسب بیش از ۴۸ درصد آرا همچنان از پایگاه اجتماعی قابل‌توجهی برخوردار است.

هم‌زمان در صربستان، جنبش دانشجویی که پس از فاجعه فروریختن سایبان ایستگاه راه‌آهن نووی ساد در سال ۲۰۲۴ شکل گرفت، توانست اعتراضات خیابانی علیه فساد و تمرکز قدرت را به یک نیروی انتخاباتی تبدیل کند. الکساندر ووچیچ، چهره مسلط بر سیاست صربستان در دوازده سال گذشته، شکست حزب خود را پذیرفت. بر اساس برآوردهای اولیه، فهرست مورد حمایت دانشجویان بین ۱۳۵ تا ۱۴۰ کرسی از مجموع ۲۵۰ کرسی پارلمان را به دست خواهد آورد.

این دو تحول در شرایطی رخ می‌دهند که جهان در آستانه دو انتخابات سرنوشت‌ساز دیگر قرار دارد.

روز سه‌شنبه ۲۷ اکتبر، بنیامین نتانیاهو و ائتلاف راست‌گرای او در اسرائیل با آزمونی دشوار روبه‌رو می‌شوند. نظرسنجی‌های اخیر از رقابتی نزدیک میان ائتلاف حاکم و مخالفان حکایت دارند؛ هرچند تغییر دولت در اسرائیل لزوماً به معنای تغییر بنیادین سیاست‌های آن در قبال فلسطینیان نخواهد بود.

یک هفته بعد، در سوم نوامبر، انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا برگزار می‌شود؛ انتخاباتی که می‌تواند توازن قدرت میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها را تغییر دهد و بر توانایی کنگره برای نظارت بر دولت ترامپ تأثیر بگذارد.

روزنامه گاردین در گزارشی به قلم جولیان بورگر، با بررسی این چهار انتخابات، بر اهمیت آن‌ها برای آینده نهادهای دموکراتیک، استقلال دستگاه قضایی و آزادی رسانه‌ها تأکید کرده است.

اما پرسش اساسی این است: آیا شکست متحدان ترامپ در برزیل و صربستان، مقدمه عقب‌نشینی گسترده‌تر راست اقتدارگرا در جهان خواهد بود؟

پاسخ قطعی به این پرسش هنوز زود است. راست‌گرایی در کشورهای مختلف ریشه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی متفاوتی دارد و شکست دو جریان سیاسی را نمی‌توان به معنای پایان یک گرایش جهانی دانست.

بااین‌حال، تجربه برزیل و صربستان یک واقعیت مهم را برجسته می‌کند: قدرت سیاسی، حمایت خارجی و تسلط بر نهادهای حکومتی، هیچ‌کدام پیروزی انتخاباتی را تضمین نمی‌کنند.

درس مهم این تحولات آن است که سرنوشت ملت‌ها را نمی‌توان صرفاً با حمایت قدرت‌های خارجی تعیین کرد. اراده آزاد شهروندان، پاسخ‌گویی حکومت‌ها، عدالت اجتماعی و استقلال نهادهای دموکراتیک همچنان معیارهای اساسی سنجش مشروعیت سیاسی‌اند.

نتایج انتخابات اسرائیل و آمریکا روشن‌تر خواهد کرد که آیا تحولات برزیل و صربستان دو رویداد مستقل بوده‌اند یا بخشی از روند گسترده‌تری از تغییر موازنه سیاسی در جهان.