تلاش‌های سیاسی برای معرفی رضا پهلوی به‌عنوان نماینده مردم ایران، بار دیگر با تأکید مقامات غربی بر حق تعیین سرنوشت ایرانیان روبه‌رو شد

نوشته: محمدرضا اسکندری
رادیو کوردانه | ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶

در فاصله کمتر از یک سال، دو مقام سیاسی غربی در بروکسل بر یک اصل مشترک تأکید کرده‌اند: حمایت از مبارزات مردم ایران علیه جمهوری اسلامی به معنای به‌رسمیت‌شناختن یک فرد به‌عنوان رهبر تمامی ایرانیان نیست.

نخست بیل وایت، سفیر ایالات متحده آمریکا در بلژیک، در ژانویه ۲۰۲۶ و اکنون ماکسیم پروو، معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه بلژیک، در اکتبر همان سال، به‌صراحت اعلام کرده‌اند که آینده سیاسی ایران و انتخاب رهبران آن باید به اراده مردم ایران واگذار شود.

این مواضع در حالی اعلام می‌شود که دریا صفایی، نماینده ایرانی‌تبار پارلمان بلژیک و از حامیان شناخته‌شده رضا پهلوی، در ماه‌های گذشته برای تقویت موقعیت سیاسی او در محافل بلژیکی فعالیت کرده است.

از حضور سفیر آمریکا تا اعلام عدم حمایت از رضا پهلوی

روز یکشنبه ۲۵ ژانویه ۲۰۲۶، در جریان تجمع ایرانیان در بروکسل، بیل وایت، سفیر آمریکا در بلژیک، به دعوت دریا صفایی در میان معترضان حضور یافت.

در این تجمع، صفایی و سفیر آمریکا در کنار یکدیگر ظاهر شدند و وایت ضمن حمایت از مبارزات مردم ایران علیه جمهوری اسلامی، سخنانی درباره آزادی و آینده ایران بیان کرد.

حضور سفیر آمریکا در تجمعی که شماری از شرکت‌کنندگان آن تصاویر رضا پهلوی و پرچم‌های شیر و خورشید را حمل می‌کردند، در برخی رسانه‌ها به‌عنوان نشانه حمایت واشنگتن از رضا پهلوی بازتاب یافت.

اما سفیر آمریکا همان روز با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، موضع رسمی کشورش را روشن کرد.

او تأکید کرد که آمریکا از اراده مردم ایران برای ساختن آینده‌ای بهتر حمایت می‌کند، اما به‌طور مشخص از رضا پهلوی یا هیچ رهبر معین دیگری در میان مخالفان جمهوری اسلامی پشتیبانی نمی‌کند.

این توضیح در ۲۶ ژانویه نیز در گزارش صدای آمریکا بازتاب یافت.

بدین‌ترتیب، میان حضور یک مقام دیپلماتیک در گردهمایی مخالفان جمهوری اسلامی و حمایت رسمی دولت آمریکا از رهبری سیاسی رضا پهلوی، مرزی روشن ترسیم شد.

تکرار همان تجربه؛ این بار در پارلمان بلژیک

اکنون، حدود ۹ ماه پس از آن ماجرا، موضوع به‌رسمیت‌شناختن سیاسی رضا پهلوی بار دیگر در بلژیک مطرح شده است.

حزب لیبرال فرانسوی‌زبان بلژیک، جنبش اصلاح‌طلب (MR)، به رهبری ژرژ-لویی بوشه، در پی دعوت از رضا پهلوی به مجلس نمایندگان این کشور بود. قرار بود این دیدار روز پنجم نوامبر برگزار شود.

دریا صفایی نیز از چهره‌های فعال در حمایت از این برنامه و سفر سیاسی رضا پهلوی به بلژیک بوده است.

بااین‌حال، روز ۲۱ اکتبر اعلام شد که کنفرانس رؤسای مجلس نمایندگان بلژیک، پس از دریافت نظر وزارت امور خارجه و به دلیل نبود توافق میان فراکسیون‌های پارلمانی، از برگزاری این دیدار رسمی صرف‌نظر کرده است.

این تصمیم البته به معنای ممنوعیت سفر رضا پهلوی به بلژیک نیست. حزب MR همچنان می‌تواند دیداری خصوصی با او داشته باشد و تئو فرانکن، وزیر دفاع بلژیک، نیز از او برای سخنرانی در دانشکده سلطنتی نظامی در ششم نوامبر دعوت کرده است.

پاسخ صریح وزیر خارجه بلژیک

ماکسیم پروو، وزیر امور خارجه بلژیک، روز ۲۳ اکتبر در پاسخ به ملیسا امیرخیزی، فعال ایرانی‌تبار حزب MR و حامی رضا پهلوی، موضع خود را تشریح کرد.

او توضیح داد که شخصاً با دعوت رضا پهلوی به پارلمان مخالفت نکرده است، زیرا برای استقلال پارلمان و حق نمایندگان در برقراری ارتباط با شخصیت‌های سیاسی خارجی احترام قائل است.

بااین‌حال، تأکید کرد که مخالفان جمهوری اسلامی و جامعه ایرانیان خارج از کشور از جریان‌های سیاسی و فکری گوناگونی تشکیل شده‌اند و شنیدن صدای یک فرد نباید به معنای نادیده گرفتن دیگران باشد.

پروو همچنین درخواست به‌رسمیت‌شناختن رضا پهلوی به‌عنوان نماینده مشروع مردم ایران و رهبر متحدکننده اپوزیسیون دموکراتیک را نپذیرفت.

او تأکید کرد که تصمیم درباره رهبری آینده ایران، دقیقاً بر پایه اصول دموکراتیک، تنها متعلق به مردم ایران است.

وزیر خارجه بلژیک همچنین روشن کرد که تصمیم نهایی درباره برگزار نکردن دیدار رسمی رضا پهلوی را مجلس نمایندگان اتخاذ کرده است، نه وزارت امور خارجه.

آیا می‌توان از خارج برای یک ملت رهبر تعیین کرد؟

مسئله اصلی در این ماجرا صرفاً شخص رضا پهلوی یا فعالیت‌های سیاسی دریا صفایی نیست؛ بلکه موضوع مهم‌تری مطرح است: مرز میان حمایت بین‌المللی از مبارزات یک ملت و تلاش برای تعیین رهبری آن ملت از خارج از کشور کجاست؟

طبیعی است که رضا پهلوی و هوادارانش حق فعالیت سیاسی، دیدار با مقامات خارجی و معرفی برنامه‌های خود را داشته باشند. این حق باید برای جمهوری‌خواهان، فدرالیست‌ها، نیروهای چپ، فعالان ملیت‌های مختلف ایران و سایر جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی نیز محفوظ باشد.

اما دیدار با یک وزیر، سفیر یا نماینده پارلمان اروپایی به‌خودی‌خود مشروعیت نمایندگی تمامی مردم ایران را ایجاد نمی‌کند.

دریا صفایی، به‌عنوان نماینده منتخب پارلمان بلژیک، حق دارد از دیدگاه سیاسی خود دفاع کند. درعین‌حال، جایگاه پارلمانی او در بلژیک به معنای داشتن نمایندگی سیاسی از سوی مردم ایران نیست.

به همین ترتیب، رضا پهلوی نیز مانند هر شخصیت سیاسی دیگر حق دارد برای آینده ایران برنامه ارائه کند و حمایت عمومی به دست آورد؛ اما میزان این حمایت و حدود اختیارات احتمالی او تنها از طریق سازوکارهایی آزاد، فراگیر و قابل اعتماد مشخص می‌شود.

ایران کشوری با تنوع گسترده ملی، زبانی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی است. کوردها، بلوچ‌ها، آذربایجانی‌ها، عرب‌ها، فارس‌ها، ترکمن‌ها و دیگر بخش‌های جامعه ایران، در کنار گرایش‌های گوناگون سیاسی، باید بتوانند آزادانه درباره ساختار حکومت و آینده مشترک خود تصمیم بگیرند.

مخالفت با جمهوری اسلامی به معنای موافقت خودکار با بازگشت سلطنت نیست؛ همان‌گونه که مخالفت با سلطنت نیز به معنای حمایت از حکومت کنونی نیست.

از بروکسل تا واشنگتن؛ یک اصل مشترک

تجربه ماه ژانویه و تحولات اکتبر در بلژیک، با وجود تفاوت‌هایشان، یک نکته مشترک دارند.

در نخستین مورد، سفیر آمریکا پس از حضور در تجمعی با مشارکت هواداران رضا پهلوی تأکید کرد که واشنگتن از هیچ رهبر مشخصی حمایت نمی‌کند.

در دومین مورد، وزیر خارجه بلژیک ضمن احترام به حق ارتباط احزاب با رضا پهلوی، حاضر نشد او را به‌عنوان نماینده مشروع همه مردم ایران به رسمیت بشناسد.

این مواضع نشان می‌دهند که باید میان حمایت سیاسی برخی شخصیت‌ها و احزاب خارجی از رضا پهلوی و شناسایی رسمی او به‌عنوان رهبر آینده ایران تفاوت قائل شد.

از نگاه من، مهم‌ترین درس این دو رویداد آن است که هیچ جریان سیاسی نباید مشروعیت رهبری خود را جایگزین رأی آزاد مردم کند.

نه جمهوری اسلامی می‌تواند با تکیه بر قدرت حکومتی، حق انتخاب مردم را برای همیشه مصادره کند و نه هیچ جریان مخالفی می‌تواند پیش از مراجعه آزاد به آرای عمومی، خود را نماینده انحصاری ملت ایران بداند.

آینده ایران نه ملک شخصی یک خاندان است و نه در انحصار یک حزب، سازمان یا شخصیت سیاسی قرار دارد.

ایران متعلق به تمامی مردمانی است که در آن زندگی می‌کنند و حق دارند درباره شکل حکومت، ساختار قدرت، حقوق ملی و شهروندی و آینده سیاسی خود تصمیم بگیرند.

دموکراسی از پذیرش تنوع سیاسی و حق انتخاب آزادانه مردم آغاز می‌شود؛ نه از تعیین رهبر در پایتخت‌های خارجی و نه از تحمیل یک قدرت سیاسی از بالا.

محمدرضا اسکندری
رادیو کوردانه ـ ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶