
در شامگاه ۱۳ دی، همزمان با اوجگیری اعتراضات در محلههای مختلف تهران از جمله نازیآباد، گزارشهایی از حضور و بازداشت چند مأمور سرکوب منتشر شد که بنا بر روایت شاهدان عینی، از اتباع افغانستان بودهاند. این گزارشها، بار دیگر پرسش جدی و نگرانکنندهای را به مرکز توجه بازمیگرداند:
نقش نیروهای غیرایرانی و مزدور در سرکوب اعتراضات مردمی چیست؟
سالهاست که شواهد و گزارشهای متعدد از بهکارگیری مهاجران آسیبپذیر در ساختارهای شبهنظامی و امنیتی جمهوری اسلامی منتشر میشود. افرادی که اغلب در شرایط فقر، بیهویتی حقوقی، تهدید به اخراج یا وعده اقامت و پول، به ابزار سرکوب بدل میشوند. این افراد نه تصمیمگیرند و نه صاحب قدرت؛ بلکه سوخت ماشین سرکوباند.
حاکمیتی که حتی به نیروهای خود نیز اعتماد ندارد، برای مقابله با مردمش، به واردات نیروی سرکوب روی آورده است؛ نیرویی که پیوند عاطفی، اجتماعی و تاریخی با جامعه معترض ندارد و دقیقاً به همین دلیل، برای انجام خشونت عریان مناسبتر تلقی میشود. این یک نشانهی آشکار از بحران مشروعیت و فروپاشی اعتماد داخلی است.
نکته کلیدی اینجاست:
مسئول خشونتها، مهاجران افغان نیستند؛
مسئول، ساختاری است که انسانهای محروم را به باتوم و گلوله اجاره میکند و سپس در لحظه خطر، آنان را سپر بلا میسازد.
جمهوری اسلامی با این سیاست، هم مردم ایران را سرکوب میکند و هم مهاجران را در موقعیتی قرار میدهد که قربانی نفرت، انتقام و بیاعتمادی اجتماعی شوند. این یک جنایت دوگانه است:
سرکوب مردم، و سوءاستفاده از مهاجران.
افشای حضور نیروهای غیرایرانی در سرکوب، نه برای تحریک نفرت قومی، بلکه برای افشای ماهیت واقعی دستگاه سرکوب ضروری است؛ دستگاهی که برای حفظ خود، حاضر است جامعه را به جان هم بیندازد.
پیام روشن است:
دشمن مردم، نه یک ملت دیگر، بلکه سیستمی است که برای بقا، کرامت انسان را حراج کرده است.
این گزارش بر پایه روایتهای شاهدان عینی تنظیم شده و با دریافت اطلاعات تکمیلی، بهروزرسانی خواهد شد.
