تحولات اخیر ونزوئلا، اگرچه در ظاهر شبیه یک عملیات برق‌آسای نظامی و امنیتی است، اما در لایه‌های عمیق‌تر خود پرسش‌هایی را پیش می‌کشد که پاسخ آن‌ها را نمی‌توان صرفاً در میدان نبرد یا بیانیه‌های رسمی جست‌وجو کرد. بازداشت ناگهانی نیکلاس مادورو و همسرش، فروپاشی سریع ساختار قدرت و سکوت یا انفعال بخش‌هایی از دستگاه حاکم، بیش از آنکه یادآور «سقوط با زور» باشد، به یک گذار مدیریت‌شده یا حتی معامله پشت پرده شباهت دارد.


شکست ۱۲ ساعته؛ واقعیت یا نمایش؟

اگر یک حکومت سال‌ها با تحریم، کودتا، فشار خارجی و بحران داخلی دوام آورده باشد، فروپاشی آن در بازه‌ای به کوتاهی چند ساعت، به‌سختی می‌تواند صرفاً نتیجه برتری نظامی باشد. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد چنین سقوط‌هایی اغلب زمانی رخ می‌دهد که تصمیم به مقاومت گرفته نشده یا اراده دفاع، پیش‌تر در اتاق‌های بسته معامله شده است.
در ونزوئلا، نشانه‌ها حکایت از آن دارد که بخش‌هایی از نخبگان سیاسی و امنیتی، یا کنار کشیده‌اند یا از پیش، مسیر آینده خود را جدا کرده بودند. این همان نقطه‌ای است که «شکست» به «توافق» نزدیک می‌شود.
منطق معامله: چرا مادورو؟
برای آمریکا، مادورو نه فقط یک رهبر سیاسی، بلکه نماد یک نظم مزاحم در حیاط خلوت سنتی‌اش بود؛ اما حذف او از طریق جنگ تمام‌عیار، هزینه‌ای سنگین و غیرقابل پیش‌بینی داشت. در مقابل، بازداشت کنترل‌شده و انتقال نرم قدرت، کم‌هزینه‌تر، سریع‌تر و قابل مدیریت‌تر است.
از سوی دیگر، برای خود مادورو و حلقه نزدیکش، گزینه‌ها محدود بود:
ادامه مقاومت با خطر مرگ، فروپاشی کامل یا انتقام خونین
یا معامله‌ای که حداقل «بقای فردی» را تضمین کند، حتی اگر به قیمت پایان حاکمیت سیاسی باشد
در چنین معادله‌ای، بازداشت می‌تواند نه پایان راه، بلکه بخشی از توافق باشد؛ نمایشی لازم برای افکار عمومی، در حالی که خطوط اصلی آینده از قبل ترسیم شده است.
نفت؛ متغیر خاموش اما تعیین‌کننده
هیچ تحلیلی از ونزوئلا بدون در نظر گرفتن نفت کامل نیست. کشوری با عظیم‌ترین ذخایر نفتی جهان، نمی‌تواند صرفاً به دلیل «دموکراسی» یا «حقوق بشر» به کانون یک عملیات بین‌المللی بدل شود. آنچه تعیین‌کننده است، کنترل پایدار و قابل پیش‌بینی منابع انرژی است.
در این چارچوب، کنار رفتن مادورو نه یک هدف، بلکه یک پیش‌شرط است؛ پیش‌شرطی برای بازتعریف مناسبات قدرت، قراردادها و نفوذ اقتصادی. اگر معامله‌ای صورت گرفته باشد، نفت قطعاً یکی از بندهای اصلی آن بوده است.
پیام پنهان برای جهان
آنچه در ونزوئلا رخ داد، صرفاً یک اتفاق محلی نیست؛ بلکه پیامی روشن برای دیگر حکومت‌های مسئله‌دار است:
اگر هزینه مقاومت از هزینه معامله بیشتر شود، قدرت‌های بزرگ ترجیح می‌دهند حکومت‌ها «تحویل داده شوند» نه «سرنگون».
این الگو، خطرناک اما کارآمد است؛ چرا که بدون ویرانی گسترده، بدون اشغال طولانی‌مدت و بدون تصاویر جنگ کلاسیک، نظم مطلوب را بازتولید می‌کند.
جمع‌بندی
سقوط سریع ونزوئلا را نمی‌توان تنها با مفاهیم نظامی توضیح داد. آنچه محتمل‌تر به نظر می‌رسد، ترکیبی از فشار، فرسایش، و توافق پشت پرده است؛ توافقی که در آن، هر طرف بخشی از خواسته‌هایش را به دست آورده و بخشی را قربانی کرده است.
اگر این تحلیل درست باشد، ونزوئلا نه قربانی یک شکست ناگهانی، بلکه صحنه اجرای نمایش پایانی یک معامله طولانی بوده است؛ معامله‌ای که جزئیاتش شاید هرگز به‌طور کامل آشکار نشود، اما آثارش تا سال‌ها سیاست آمریکای لاتین و معادلات جهانی انرژی را شکل خواهد داد.