سهمخواهی، نمایش قدرت و خطر بازتولید سناریوی عراق و سوریه در ایران

ایران در یکی از حساسترین بزنگاههای تاریخ معاصر خود ایستاده است. همزمانی بحرانهای اقتصادی، فرسایش مشروعیت سیاسی، شکاف عمیق دولت–ملت و گسترش اعتراضات سراسری، کشور را وارد مرحلهای کرده که در آن «نمایش قدرت» جایگزین «حکمرانی» شده است. در چنین شرایطی، پرسشهای بنیادینی پیش روی جامعه ایران قرار دارد:
آیا جمهوری اسلامی خود را برای یک درگیری داخلی تمامعیار آماده میکند؟
آیا مناطق پیرامونی و بهویژه کردستان بار دیگر به میدان تسویهحسابهای امنیتی و سیاستهای خارجی بدل خواهند شد؟
و آیا سرنوشت کشورهایی چون عراق و سوریه میتواند در ایران نیز تکرار شود؟
سیاستِ بحرانسازی؛ وقتی بقا بر اصلاح میچربد
رفتار جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضات سالهای اخیر، بیش از آنکه مبتنی بر مدیریت بحران باشد، بر «امنیتیسازی حداکثری» استوار شده است. این الگو، که پیشتر در اعتراضات ۱۳۸۸، دی ۹۶، آبان ۹۸ و سپس در خیزش «زن، زندگی، آزادی» تکرار شد، نشان میدهد که ساختار قدرت نه به اصلاحات ساختاری میاندیشد و نه به مصالحه با جامعه؛ بلکه با تولید بحرانهای پیدرپی، تلاش میکند زمان بخرد و توازن قوا را بهطور مصنوعی حفظ کند.
در این میان، «سهمخواهی درونساختاری» نیز نقشی کلیدی دارد. نهادهای امنیتی–نظامی، هر یک برای تثبیت جایگاه خود در معادله قدرت، به نمایش اقتدار در خیابانها و مناطق حاشیهای متوسل میشوند. نتیجه، نه امنیت پایدار، بلکه گسترش بیاعتمادی، رادیکالیزهشدن جامعه و فروپاشی سرمایه اجتماعی است.
کردستان؛ از حاشیهسازی تاریخی تا هدفگیری امنیتی
کردستان ایران همواره در بزنگاههای بحرانی، نخستین منطقهای بوده که زیر فشار مضاعف قرار گرفته است. از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی، این منطقه نه بهعنوان بخشی برابر از کشور، بلکه بهمثابه «مسئلهای امنیتی» تعریف شده است. هر بار که مرکز دچار بحران میشود، روایت رسمی بهسرعت به سمت «دستهای خارجی» و «تهدیدات مرزی» چرخش میکند؛ و کردستان، بهدلیل موقعیت جغرافیایی و پیشینه سیاسیاش، در کانون این روایت قرار میگیرد.
اما واقعیت میدانی چیز دیگری است: اعتراضات و نارضایتیها در کردستان، همان ریشههایی را دارد که در تهران، اصفهان، مشهد یا اهواز دیده میشود—فقر، تبعیض، سرکوب و انکار حقوق شهروندی. تفاوت در اینجاست که مردم کردستان، علاوه بر این فشارها، بار تاریخی تبعیض ملی و فرهنگی را نیز بر دوش میکشند.
مقاومت احزاب و جامعهٔ مدنی کردستان
در برابر این وضعیت، احزاب و جریانهای سیاسی کردستان—با همهٔ تفاوتها و تکثرشان—نقشی تعیینکننده در حفظ انسجام اجتماعی ایفا کردهاند. تأکید این احزاب بر دفاع از حقوق جمعی، مخالفت با نظامیسازی فضا و حمایت از مطالبات مردم، سدی در برابر فروغلتیدن منطقه به هرجومرج و خشونت کور بوده است.
مقاومت در کردستان، پیش از آنکه نظامی باشد، سیاسی و اجتماعی است: مقاومت برای بقا، برای هویت، برای حق تصمیمگیری درباره سرنوشت خویش. حمایت از این مقاومت، بهمعنای دفاع از یک ایران متکثر و دموکراتیک است؛ ایرانی که در آن، تنوع قومی و فرهنگی تهدید تلقی نمیشود، بلکه سرمایهای ملی است.
سناریوی عراق و سوریه؛ هشدار یا ابزار تهدید؟
حاکمیت ایران بارها با ارجاع به سرنوشت عراق و سوریه، تلاش کرده اعتراضات داخلی را بیاعتبار کند. اما این مقایسه، اگر صادقانه انجام شود، بیش از آنکه هشداری برای جامعه باشد، هشداری برای خودِ حاکمیت است.
عراق و سوریه زمانی به ورطه جنگ داخلی کشیده شدند که حکومتها، مطالبات مشروع مردم را با گلوله پاسخ دادند، سیاست حذف را جایگزین گفتوگو کردند و شکافهای قومی و مذهبی را به ابزار بقا بدل ساختند.
اگر جمهوری اسلامی همچنان بر طبل امنیتیسازی بکوبد، اگر مناطق پیرامونی را به میدان تسویهحسابهای ژئوپلیتیک بدل کند و اگر هر صدای منتقدی را «دشمن» بنامد، آنگاه خطر بازتولید آن سناریوها نه یک احتمال دور، بلکه مسیری تدریجی و واقعی خواهد بود.
آیا ایران بهسمت جنگ داخلی میرود؟
جنگ داخلی یکشبه آغاز نمیشود؛ محصول انباشت بحرانها، انسداد سیاسی و ناتوانی در بازتعریف قرارداد اجتماعی است. ایران امروز در نقطهای ایستاده که دو مسیر پیش رو دارد:
یا حرکت بهسوی گذار مسالمتآمیز، با بهرسمیتشناختن حقوق برابر همه شهروندان و پایاندادن به سیاست سرکوب؛
یا ادامه مسیر فعلی که میتواند به خشونت گسترده، فروپاشی نظم اجتماعی و شکافهای عمیقتر منجر شود.
جمعبندی
کردستان، نه تهدیدی برای ایران، بلکه آینهای از بحرانهای حلنشده آن است. حمایت از مقاومت مردم و احزاب کردستان، حمایت از آیندهای است که در آن ایران میتواند از چرخه معیوب سرکوب و بحران خارج شود.
پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا کردستان دستخوش سیاستهای خارجی میشود؟» بلکه این است: آیا حاکمیت ایران حاضر است پیش از آنکه دیر شود، سیاست حذف و نمایش قدرت را کنار بگذارد و به اراده مردم—در کردستان و سراسر کشور—تن دهد؟
