امروز یکشنبه ۲۱ دیماه ۱۴۰۴، تصاویر و ویدیوهایی هولناک در اینترنت دستبهدست میشود؛ تصاویری که نفس را در سینه حبس میکند و دل را میلرزاند. در این ویدیوها خانوادههایی دیده میشوند که با چشمانی نگران، چهرههایی رنگپریده و قدمهایی لرزان، به کهریزک تهران آمدهاند؛ به امید پیدا کردن نشانی از عزیزانی که در چند شب و روز اخیر یا جان باختهاند یا هیچ خبری از آنها نیست.
گزارش رادیو بی بی سی در این رابطه:
انتشار تصاویری از اجساد پرشمار در پزشکی قانونی کهریزک
ویدیوهایی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است که به نظر میرسد تعداد پرشماری جسد در پزشکی قانونی کهریزک نشان میدهند که خانوادههای سوگوار در حال عزاداری یا شناسایی اجساد هستند.
در یک ویدیو عکس جسد و نام کشتهشدگان بر صفحه کامپیوتر نمایش داده میشود که ظاهرا کامپیوتر پزشکی قانونی کهریزک است. بر اساس آنچه بر این صفحه دیده میشود تعداد اجساد شاید تا ۲۵۰ نفر باشد. در این ویدیوها جسدهای زیادی در کاور سیاه در محوطه پزشکی قانونی کهریزک دیده میشوند که فقط بعضی از آنها شناسایی شدهاند. در یک ویدیو داخل یک سوله دیده میشود که در آن چندین جسد قرار دارد. در ویدیوی دیگری کامیونی نشان داده میشود و افرادی که در حال تخلیه اجساد از آن هستند.
خبرنگار صداوسیما امروز در گزارشی از پزشکی قانونی کهریزک در حالیکه اجساد را در محوطه نشان میداد آن را به «آدمهایی» نسبت داد که «میخواهند افرادی را که به این تجمعات کاری ندارند درگیر کنند.»
آنچه در این تصاویر دیده میشود، روایتِ عریانِ یک فاجعه است. اجساد صدها نفر در سالنها، راهروها و محوطه یک اداره ـ و در بخشهایی که ظاهراً برای نگهداری پیکرها استفاده میشود ـ روی زمین افتاده یا به شکل انباشته کنار هم قرار گرفتهاند. سکوت سنگین و نگاههای مات خانوادهها، از هر فریادی بلندتر است. بعضیها میان پیکرها میگردند، دنبال یک نشانه کوچک؛ یک لباس، یک کفش، یک دستبند، یک خال روی صورت… چیزی که بگوید «این اوست»؛ چیزی که شاید همان لحظه هم پایانِ امید باشد و هم آغازِ سوگ.

در میان این جستوجوها، چهرههایی دیده میشود مبهوت و درمانده؛ مادرانی که نگاهشان بین پیکرها سرگردان است، پدرانی که با بهتِ فروخورده، فقط میگردند و میگردند، خواهر و برادرهایی که زیر لب نام عزیزشان را تکرار میکنند. ضجههای دلخراش کسانی که عزیزان خود را در میان این کاورهای سیاه و بیجان مییابند. این تصاویر، پرده از کشتارهای بیرحمانه و پرتعداد روزهای اخیر برمیدارد؛ کشتارهایی که ابعاد واقعیاش هنوز روشن نیست، اما همین چند ویدیو کافی است تا عمقِ زخم را نشان دهد.
در کنار این فاجعه، قطع تقریباً کامل اینترنت ـ که اکنون به روز سوم رسیده ـ ایران را از جهان بیرون جدا کرده است. در چنین خاموشیِ تحمیلی، خبرها قطرهچکانی بیرون میآید و بسیاری از واقعیتهای سرکوب خونین هنوز در پرده مانده است. همین قطع ارتباط، هم دست خانوادهها را برای جستوجوی حقیقت بسته و هم راهِ ثبت و رساندن صدای قربانیان را دشوارتر کرده است؛ گویی حتی پس از مرگ، حق دیده شدن و شنیده شدن نیز از آنان دریغ میشود.
آنچه امروز در کهریزک دیده میشود، فقط تصویرِ پیکرها نیست؛ تصویرِ جامعهای است که در سوگ، در خشم و در شوک فرو رفته، و خانوادههایی که میان ترس و امید، میان بیخبری و حقیقت، هم به دنبال عزیزانشان و هم به دنبال آزادی میگردند.
