کوردانه: طاهره خرمی روان درمان و جامعه شناس : هم‌زمان با آغاز دور تازهٔ اعتراضات، پدیده‌ای مرا عمیقاً آزار می‌دهد: شکل‌گیری موج جدیدی از سانسور، تهدید و فحاشی فاشیسم‌گونه علیه هر فرد و هر صدایی که دیدگاهی متفاوت با جریان حامی رضا پهلوی دارد.

از نخستین روزهای این اعتراضات، هر صدای منتقدی که نامی غیر از رضا پهلوی بر زبان می‌آورد، با حمله، توهین و تهدید مواجه می‌شود؛ گویی پیش از آن‌که هنوز به قدرتی رسیده باشند، می‌خواهند هر ندای دیگری را در نطفه خفه کنند.

تناقض آشکار در رفتار مدعیان آزادی

بخشی از کسانی که امروز مدعی آزادی و دموکراسی‌اند، تا دیروز تحصیلات خود را در ایران و با بودجهٔ جمهوری اسلامی گذرانده‌اند، با پول همین نظام به اروپا رفته‌اند و سال‌ها به ایران رفت‌وآمد داشته‌اند. کسانی که با عنوان «پناهنده» در اروپا زندگی می‌کنند اما هر ساله به ایران سفر می‌کنند و حتی تجارت دارند، اکنون به مدافعان دوآتشهٔ رضا پهلوی تبدیل شده‌اند.

مسئلهٔ من مخالفت با اندیشهٔ این افراد نیست.
مسئلهٔ من فضای حذف‌گرایانه، سرکوبگر و فاشیستی است که ایجاد کرده‌اند.

تجربهٔ مبارزه، نه شعار

در همان سال‌هایی که برخی با بورس‌های حکومتی تحصیل می‌کردند، من و دوستانم در زندان‌های جمهوری اسلامی زیر شکنجه بودیم. من بهترین سال‌های عمرم را در زندان‌های ایلام، دیزل‌آباد و اوین گذراندم. عزیزترین کسانم را از دست دادم و حتی برای وداع با آنان نرفتم تا با اهریمن سازش نکنم.

نیم‌قرن مبارزهٔ من و یاران آزادی‌خواه را کسی نمی‌تواند انکار کند. من برای آزادی بهای سنگینی پرداخته‌ام و همچنان برای عدالت، آزادی و دموکراسی ایستاده‌ام.

مخالفت با دیکتاتوری، در هر شکل و نام

من مخالف دیکتاتوری هستم؛ و به‌صراحت می‌گویم: رضا پهلوی را شایستهٔ سکان‌داری جنبش آزادی‌خواهانهٔ مردم ایران نمی‌دانم.

اگر ایشان خود را شایسته می‌دانند، نخست باید از هوادارانشان بخواهند دست از تهدید، تحقیر، فحاشی و سرکوب دگراندیشان بردارند. امروز ما صرفاً به‌خاطر داشتن نظر متفاوت، تهدید و تحقیر می‌شویم.

من هراسی ندارم. برای آزادی جنگیده‌ام و باز هم خواهم جنگید؛ اما هیچ‌کس حق ندارد آزادی بیان را از دیگری سلب کند.

هشدار نسبت به سلب آزادی بیان

روی سخنم با کسانی است که بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای برای مبارزه با جمهوری اسلامی، آزادانه به ایران رفت‌وآمد دارند و هرگز بهایی برای مقابله با این رژیم نداده‌اند: این افراد هیچ حقی برای سلب آزادی بیان دگراندیشان ندارند.

هرگونه تهدید، توهین و فشار علیه مخالفان، از طریق مراجع قانونی پیگیری خواهد شد.

دعوت به جبهه‌ای فراگیر، نه رهبری فردمحور

آقای رضا پهلوی،
اگر واقعاً دل‌سوز مردم ایران و داغ‌دیدگان این سرزمین هستید، به‌جای ادعای رهبری، جبهه‌ای فراگیر با حضور دگراندیشان تشکیل دهید و خود نیز تنها به‌عنوان عضوی از آن، در کنار دیگران حرکت کنید.

جمهوری اسلامی بیشترین سود را از تفرقه میان نیروهای مخالف می‌برد.

در این ۴۷ سال، شما اقدام مؤثر و مشخصی برای مردم ایران ارائه نکرده‌اید. شما با سرمایه‌ای زندگی کرده‌اید که از خزانهٔ همین مردم به غارت رفته است. بنابراین، بیش از هر چیز، به مردم ایران بدهکارید، نه طلبکار.

از خودخواهی و رؤیای «شاه‌بودن» دست بردارید. شاه سال‌ها پیش مرد؛ امروز شما فقط رضا پهلوی هستید، نه نمایندهٔ تمام مردم ایران.

مصادرهٔ نمادها و تحریف مبارزه

چرا در اعتراضات مردم ایران پرچم اسرائیل دیده می‌شود؟ آیا شرم‌آور نیست که مبارزهٔ مردم ستمدیده به ابزار بازی‌های ژئوپلیتیک تبدیل شود؟

من کُرد هستم؛ هم‌زبان ژینا هستم. «ژن، ژیان، آزادی» فلسفهٔ زندگی و رهایی ماست و هیچ‌کس حق ندارد این شعار را به نفع پروژهٔ سیاسی خود مصادره یا حذف کند.

سخن پایانی

من دگراندیش هستم و اگر لازم باشد، جانم را نیز در این راه می‌دهم؛ اما هرگز اجازه نخواهم داد آزادی اندیشه و بیان حتی پیش از رسیدن به قدرت قربانی استبداد تازه‌ای شود.

هیچ‌کس نمایندهٔ تمام مردم ایران نیست.
و هیچ آیندهٔ آزادی بر پایهٔ حذف و تهدید ساخته نخواهد شد.

به امید آزادی میهن
به امید آزادی اندیشه
و نابودی دیکتاتوری، در هر لباس و هر نام