کوردانه: محمدرضا اسکندری: دکتر شهرام ماکوئی (جراح مغز و اعصابِ مقیم آمریکا) که در برخی برنامهها و تجمعات حامیِ رضا پهلوی بهعنوان چهره/فعال پادشاهیخواه حضور داشته، در واکنش به موضع نرگس محمدی با مضمون «جنگ را متوقف کنید»، در شبکههای اجتماعی خواستار «اعدام نرگس محمدی» شده است.
مسئله فقط یک اختلاف سیاسی نیست؛ عبور از مرزهای حداقلی انسانیت و سیاست دموکراتیک است. وقتی فردی که «پزشک بودن» را بهعنوان اعتبار اجتماعی با خود حمل میکند، بهجای ایستادن در برابر خشونت، از ماشین سرکوب جمهوری اسلامی درخواستِ مرگِ یک زندانی سیاسی و برنده نوبل صلح میکند، در عمل به بازتولید همان منطق اقتدارگرایانه کمک میکند؛ منطقی که در آن «حذفِ مخالف» جای حقِ اختلاف و گفتوگو را میگیرد.
نکته مهمتر این است: وقتی چنین دعوتهایی از سوی چهرههایی مطرح میشود که در حلقه رسانهای و میدانیِ هوادارانِ رضا پهلوی دیده میشوند، دیگر دشوار است که رهبر نمادینِ این جریان با جملهی «من خبر ندارم» از کنار آن بگذرد. در سیاست، «ناآگاهی» توجیه نیست؛ بهویژه وقتی ادعا، رهبریِ گذار و ساختن آیندهای دموکراتیک است.
همزمان، نمونههای میدانی از شعارهای حذفمحور و مرگطلبانه در برخی گردهماییهای این جریان نیز دیده شده است؛ از جمله شعار «مرگ بر سه فاسد…» که در ویدئوهای منتشرشده از تجمعات حامیانِ رضا پهلوی قابل مشاهده است. عبور بیهزینه از چنین شعارهایی بدون مرزبندی روشن و نفی صریح پیام خطرناکی دارد: اینکه خشونت سیاسی «قابل تحمل» است و صرفاً جهتِ آن مهم است.
اگر قرار است ایران از جمهوری اسلامی عبور کند، خط تمایز نیروی دموکراتیک با نیروهای اقتدارگرا دقیقاً همینجاست: نفی اعدام، نفی خشونت سیاسی، و دفاع بیقیدوشرط از حقِ حیات و آزادی بیان برای مخالف. هر جریان یا فردی که در نقطهی آزمون، بهجای دفاع از این اصول، زبانِ حذف و مرگ را انتخاب کند، عملاً به «بازسازی استبداد» نزدیکتر میشود تا به «رهایی».

