کوردانه: در حالیکه آمریکا و جمهوری اسلامی در میدان جنگ و میز آتشبس به بنبست رسیدهاند، مردم ایران همزمان با اعدام، سرکوب خیابانی، بحران اقتصادی و قطع گسترده اینترنت دستوپنجه نرم میکنند؛ جنگی که نه آزادی آورد و نه امنیت، بلکه بسیاری از روزنههای ارتباطی و مدنی جامعه را نیز بست.
بر اساس دادههای تازه NetBlocks، اختلال گسترده اینترنت در ایران وارد نهمین هفته خود شده و به گفته این نهاد، محدودیتها از مرز ۱۳۶۸ ساعت گذشته است؛ وضعیتی که امکان گزارشگری مستقل، مستندسازی حوادث میدانی و انتقال صدای جامعه ایران به جهان خارج را بهشدت محدود کرده است. ایراناینترنشنال نیز گزارش داده که این خاموشی اینترنتی اکنون ۵۸ روزه شده و از نظر دامنه و مدت، در سطح ایران و جهان بیسابقه توصیف شده است.
در همین حال، شواهد تازه نشان میدهد که جمهوری اسلامی همزمان با تداوم قطع و محدودسازی اینترنت، برخورد سختافزاری با راههای جایگزین ارتباطی را نیز تشدید کرده است. بنا بر گزارش ایرانوایر، مرکز اطلاعرسانی پلیس تهران روز یکشنبه ۲۶ آوریل اعلام کرد سه واحد صنفی در شمالغرب تهران به اتهام «استفاده غیرمجاز از تجهیزات اینترنت ماهوارهای» پلمب شدهاند. پیشتر نیز خبرگزاری آناتولی از بازداشت چهار نفر، از جمله دو تبعه خارجی، به اتهام وارد کردن تجهیزات اینترنت ماهوارهای در شمالغرب ایران خبر داده بود.
این برخوردها نشان میدهد که مسئله برای حاکمیت تنها کنترل امنیتی خیابان نیست؛ کنترل روایت، قطع ارتباط مردم با جهان خارج و جلوگیری از انتشار تصویر واقعی جامعه ایران نیز به بخش اصلی سیاست سرکوب تبدیل شده است. حکومت با مسدود کردن مسیرهای ارتباطی، همزمان با گسیل نیروهای امنیتی و سرکوبگر به خیابانها، میکوشد روایت رسمی خود را بر جامعه تحمیل کند و هر صدای مستقل را در خلأ خبری خاموش سازد.
خاموشی دیجیتال در ایران اکنون به ابزار مکمل سرکوب فیزیکی تبدیل شده است. همانگونه که خیابانها با نیروهای امنیتی اشغال میشوند، فضای مجازی نیز با فیلترینگ، قطع ارتباط، محدودسازی و جرمانگاری استفاده از ابزارهای ارتباطی مستقل محاصره شده است. هدف روشن است: جلوگیری از مستندسازی سرکوب، قطع ارتباط خانوادهها و فعالان با خارج از کشور، و پنهانکردن ابعاد واقعی بحران از افکار عمومی جهان.
این وضعیت در حالی ادامه دارد که آمریکا و جمهوری اسلامی در عرصه جنگ، آتشبس و مذاکره به بنبست رسیدهاند و هر طرف، طرف مقابل را مانع صلح پایدار معرفی میکند. اما در میان این جدال قدرت، آنچه زیر فشار له میشود زندگی مردم ایران است؛ مردمی که نهتنها با ناامنی، اعدام و سرکوب، بلکه با فشار اقتصادی، بیکاری، بیثباتی و قطع ارتباط با جهان روبهرو هستند. رویترز و گاردین در روزهای اخیر از تداوم موج اعدامها و تشدید فضای سرکوب در ایران در سایه جنگ گزارش دادهاند.
جنگی که حامیان روایتهای تبلیغاتی، از جمله بخشی از رسانههای خارج کشور و جریانهای وابسته به رضا پهلوی، آن را بهدروغ «جنگ آزادی» معرفی میکردند، در عمل برای مردم ایران آزادی نیاورد. برعکس، این جنگ بهانهای تازه به دست جمهوری اسلامی داد تا بسیاری از حقوقی را که مردم با سالها مبارزه و ایستادگی بهدست آورده بودند، دوباره پس بگیرد؛ از حق ارتباط و اطلاعرسانی گرفته تا امکان حضور امن در خیابان و بیان آزادانه اعتراض.
امروز مردم ایران نه اینترنت آزاد دارند، نه امنیت خیابانی، نه امکان گزارشگری مستقل و نه تضمینی برای زندگی روزمره. شب و روز، خیابانها زیر سایه نیروهای سرکوبگر است و فضای ارتباطی کشور در محاصره امنیتی قرار دارد. این همان واقعیتی است که تبلیغات جنگطلبانه نمیخواست ببیند: جنگ، برای مردم ایران نه رهایی، بلکه تشدید سرکوب، فقر، اعدام و خاموشی آورد.
تداوم این وضعیت بار دیگر ماهیت امنیتی حکمرانی در ایران را آشکار کرده است؛ حکومتی که برای حفظ بقای خود، تنها به زندان، اعدام و سرکوب خیابانی بسنده نمیکند، بلکه زیرساختهای ارتباطی جامعه را نیز به گروگان میگیرد تا واقعیتهای ایران به جهان نرسد. در چنین شرایطی، دفاع از اینترنت آزاد و حق ارتباط، دیگر صرفاً یک مطالبه تکنولوژیک نیست؛ بخشی از مبارزه مردم ایران برای آزادی، کرامت انسانی و حق دانستن است.
