کوردانه: محمدرضا اسکندری: انتشار پیام صوتی هشت‌دقیقه‌ای منوچهر بختیاری، پدر پویا بختیاری، از زندان هرمزگان و انتقاد مستقیم او از رضا پهلوی، موجی از واکنش‌ها در میان هواداران پهلوی برانگیخت؛ واکنش‌هایی که از اتهام‌زنی و برچسب‌زنی تا تحقیر و تخریب پیش رفت. خانواده بختیاری نیز در بیانیه‌ای تأکید کرده‌اند که سخنان منوچهر بختیاری تحت فشار نبوده و آزادی ایران از مسیر «پرسشگری، شفافیت، صداقت و مطالبه‌گری» می‌گذرد، نه از مسیر «بایکوت، حذف، برچسب‌زنی و تخریب».

انتشار پیام صوتی منوچهر بختیاری، زندانی سیاسی و پدر پویا بختیاری، از زندان هرمزگان، بار دیگر شکاف عمیق میان ادعای دموکراسی‌خواهی و تحمل واقعی انتقاد را در بخشی از جریان پادشاهی‌خواه آشکار کرد. بختیاری در این پیام، خطاب به رضا پهلوی، از عملکرد او و اطرافیانش انتقاد کرده و خواستار پاسخ‌گویی و عمل‌گرایی شده است. به گزارش دویچه‌وله، او در بخشی از پیام خود گفته است رضا پهلوی «بیش از دیگران از سوگندها و تعهداتش نسبت به نهاد شاهنشاهی فاصله گرفته است».

در یک جامعه نیرومند و پایبند به ارزش‌های دموکراتیک، پرسشگری تهدید نیست؛ فرصتی است برای اصلاح، بازنگری و مسئولیت‌پذیری. اما واکنش بخشی از هواداران رضا پهلوی به پیام منوچهر بختیاری نشان داد که در این فرهنگ سیاسی، انتقاد نه به‌عنوان حق شهروندی، بلکه به‌عنوان خروج از دایره وفاداری تلقی می‌شود. فاصله میان ستایش از منوچهر بختیاری به‌عنوان «سردار راه دفاع از کیان ایران» تا حمله لفظی و تحقیرآمیز به او، تنها به اندازه یک انتقاد از رضا پهلوی بود.

این همان نقطه خطرناک است: ارزش انسان‌ها نه بر پایه ایستادگی، رنج، زندان، دادخواهی یا صداقت سیاسی، بلکه بر اساس میزان وفاداری و تمجید آنان از رضا پهلوی و حلقه نزدیک به او سنجیده می‌شود. تا زمانی که فردی در خدمت روایت رسمی این جریان باشد، قهرمان است؛ اما به محض آن‌که پرسشی مطرح کند، به «دشمن»، «نفوذی»، «بازی‌خورده» یا «آلت دست دستگاه امنیتی» تبدیل می‌شود.

در همین چارچوب، ایرج مصداقی نیز در واکنش به انتقادهای بختیاری، بدون ارائه سند مشخص، گفته است: «من هیچ اتهامی به ایشان نمی‌زنم، اما با توجه به شناختی که دارم، مطمئن هستم که دستگاه‌های امنیتی روی این موضوع سوار شده‌اند.» او همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا رضا پهلوی خود به این انتقادها پاسخ نمی‌دهد، گفته است: «شاهزاده رضا پهلوی برای چه به مسئله فردی که امروز علم دشمنی برداشته، پاسخ بدهند؟» چنین ادبیاتی، حتی وقتی در پوشش تحلیل سیاسی بیان می‌شود، عملاً منتقد را از مقام یک شهروند پرسشگر به جایگاه «دشمن» تنزل می‌دهد.

این نوع برخورد یادآور همان منطق خطرناک «یا با ما، یا علیه ما» است؛ منطقی که در آن پرسشگری جایی ندارد و رهبر سیاسی به جای پاسخ‌گویی، در جایگاهی فراتر از نقد قرار داده می‌شود. وقتی گفته می‌شود رضا پهلوی «در موقعیت دیگری» است و نباید به هر انتقادی پاسخ دهد، در واقع نوعی مصونیت سیاسی و نمادین برای او ساخته می‌شود؛ مصونیتی که با اصول دموکراسی، شفافیت و پاسخ‌گویی ناسازگار است.

خانواده بختیاری اما در برابر این موج اتهام‌زنی سکوت نکردند. آنان با انتشار بیانیه‌ای، ادعای تحت فشار بودن منوچهر بختیاری را رد کردند و نوشتند که آزادی ایران با «پرسشگری، شفاف‌سازی، صداقت و مطالبه‌گری» محقق می‌شود، نه با «بایکوت، حذف، برچسب و تخریب». این بیانیه، در واقع پاسخی روشن به همان فرهنگی است که هر صدای منتقد را پیش از شنیده شدن، با برچسب امنیتی و سیاسی خاموش می‌کند.

مسئله فقط منوچهر بختیاری نیست. مسئله این است که اگر پدر یکی از شناخته‌شده‌ترین جان‌باختگان آبان ۹۸، آن هم از درون زندان، حق نداشته باشد از رضا پهلوی و اطرافیانش سؤال کند، پس در فردای ادعایی این جریان، چه کسی حق پرسش خواهد داشت؟ اگر امروز انتقاد یک زندانی دادخواه با چنین خشونت کلامی و موج تخریب پاسخ داده می‌شود، فردا مخالفان جدی‌تر با چه سرنوشتی روبه‌رو خواهند شد؟

این رفتارها برای بسیاری یادآور سنت سیاسی پهلوی است؛ سنتی که در آن شاه در جایگاهی فراتر از نقد قرار داشت و منتقد، حتی اگر شاعر، روزنامه‌نگار، روشنفکر یا زندانی سیاسی بود، با حذف، زندان، شکنجه و سرکوب روبه‌رو می‌شد. از فرخی یزدی تا زندانیان سیاسی دوران پهلوی، تاریخ نشان داده است که تقدیس قدرت و ممنوع کردن نقد، سرانجامی جز سرکوب ندارد. وقتی امروز برخی با شعارهایی مانند «زنده باد ساواک» از گذشته امنیتی و سرکوبگر دفاع می‌کنند، نگرانی از بازتولید همان فرهنگ سیاسی بی‌دلیل نیست.

رضا پهلوی و اطرافیانش اگر واقعاً خود را مدعی دموکراسی، گذار و آینده ایران می‌دانند، باید پیش از هر چیز نشان دهند که ظرفیت شنیدن انتقاد را دارند؛ آن هم نه فقط از مخالفان جمهوری‌خواه، چپ، ملی‌گرا یا فدرالیست، بلکه از کسانی که زمانی در صف حامیان خود آنان بوده‌اند. دموکراسی از جایی آغاز می‌شود که فرد بتواند از رهبر محبوب خود سؤال کند، بدون آن‌که به خیانت، نفوذ، بی‌اصالتی یا دشمنی متهم شود.

پیام منوچهر بختیاری از زندان هرمزگان، فقط یک پیام اعتراضی نبود؛ آزمونی بود برای جریان پادشاهی‌خواه. و واکنش بخشی از این جریان نشان داد که هنوز فاصله‌ای جدی میان ادعای آزادی‌خواهی و پذیرش عملی آزادی بیان وجود دارد. جامعه‌ای که قرار است از جمهوری اسلامی عبور کند، نمی‌تواند با همان ابزارهای حذف، تخریب، برچسب‌زنی و تقدیس قدرت، آینده‌ای دموکراتیک بسازد

این هم نوشته نخست وزیر اقای پهلوی در این رابطه :

.