
نقش روسیه و ترکیه در فرصتطلبی ژئوپلیتیک در بحرانهای منطقهای
۱. زمینه بحران: تقاطع جنگ، تحریم و فشار بینالمللی
تحولات اخیر در روابط ایران با غرب، بهویژه در سایه افزایش تحرکات نظامی آمریکا و بحثهای جدی در پارلمان اروپا درباره تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران، نشاندهنده ورود بحران به مرحلهای کیفی و خطرناکتر است.
در چنین شرایطی، سفر همزمان علی لاریجانی به مسکو و عباس عراقچی به ترکیه، نشانهای از فعال شدن «دیپلماسی اضطراری» جمهوری اسلامی برای جلوگیری از ورود بحران به فاز نظامی مستقیم است.
این تحرکات را باید نه صرفاً بهعنوان تلاش برای میانجیگری، بلکه بهعنوان بخشی از یک بازی پیچیده ژئوپلیتیک تحلیل کرد؛ بازیای که در آن ایران، روسیه و ترکیه هر کدام اهداف متفاوت اما همپوشان دارند.
۲. چرا روسیه و ترکیه؟ منطق انتخاب میانجیها
انتخاب مسکو و آنکارا تصادفی نیست. هر دو کشور در سالهای اخیر نشان دادهاند که:
از بحرانها برای افزایش نفوذ منطقهای استفاده میکنند؛
روابط دوگانه با غرب و شرق دارند؛
در برابر ایران، نه متحد واقعیاند و نه دشمن کامل.
در واقع، روسیه و ترکیه را باید «قدرتهای خاکستری» دانست؛ بازیگرانی که از هر بحران، فرصتی برای معامله و امتیازگیری میسازند.
۳. روسیه: متحد تاکتیکی، رقیب راهبردی
۳.۱. منطق سیاست روسیه در قبال ایران
روسیه هرگز خواهان یک ایران قدرتمند و مستقل نبوده است، بلکه به دنبال ایرانی است که:
به اندازه کافی ضعیف باشد تا به روسیه وابسته بماند؛
به اندازه کافی قوی باشد تا غرب را درگیر کند.
در این چارچوب، بحران ایران با آمریکا و اروپا برای روسیه یک فرصت طلایی است.
۳.۲. فرصتطلبی روسیه در بحران ایران
روسیه از تنش ایران با غرب در چند سطح بهرهبرداری میکند:
چانهزنی با غرب
روسیه از پرونده ایران بهعنوان کارت مذاکره در جنگ اوکراین استفاده میکند.
وابستهسازی اقتصادی و نظامی ایران
تحریمهای غرب، ایران را به بازار روسیه و چین سوق داده است؛ این وابستگی، قدرت چانهزنی ایران را کاهش میدهد.
تثبیت نفوذ در خاورمیانه
ضعف ایران در سطح بینالمللی، دست روسیه را برای نقشآفرینی در سوریه، قفقاز و آسیای مرکزی بازتر میکند.
۳.۳. تناقض بزرگ
در حالی که ایران امیدوار است روسیه نقش میانجی را بازی کند، واقعیت این است که روسیه از ادامه بحران سود میبرد، نه از حل آن.
۴. ترکیه: بازیگر فرصتطلب چندوجهی
۴.1. سیاست خارجی ترکیه: میان شرق و غرب
ترکیه برخلاف روسیه، عضو ناتو است اما سیاست خارجی مستقلی دنبال میکند.
آنکارا تلاش میکند خود را بهعنوان:
میانجی قابل اعتماد،
قدرت منطقهای مستقل،
پل ارتباطی شرق و غرب
معرفی کند.
۴.2. منافع ترکیه در بحران ایران
بحران ایران برای ترکیه چند فرصت ایجاد میکند:
افزایش نقش ژئوپلیتیک ترکیه میتواند خود را جایگزین ایران در برخی معادلات منطقهای معرفی کند.
امتیازگیری اقتصادی تحریم ایران، مسیرهای تجاری را به سمت ترکیه هدایت میکند.
گسترش نفوذ در مناطق پیرامونی ایران از عراق و سوریه گرفته تا قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی.
فشار غیرمستقیم بر ایران در مسئله کردها ترکیه میداند که ضعف ایران در سطح بینالمللی، قدرت مانور تهران در مسائل قومی و مرزی را کاهش میدهد.
۴.3. میانجیگری یا معامله؟
برای ترکیه، میانجیگری بیشتر یک ابزار است تا هدف.
هدف اصلی آنکارا، تثبیت موقعیت خود بهعنوان قدرتی است که بدون آن هیچ معادلهای در منطقه حل نمیشود.
۵. ایران در تله ژئوپلیتیک
۵.۱. بحران مشروعیت و فشار خارجی
جمهوری اسلامی در موقعیتی قرار گرفته که:
در داخل با بحران مشروعیت مواجه است؛
در خارج تحت فشار شدید سیاسی و اقتصادی قرار دارد.
در چنین شرایطی، وابستگی به روسیه و ترکیه بهعنوان «میانجی»، در واقع نشانه ضعف ساختاری سیاست خارجی ایران است.
۵.۲. خطر بزرگ
اگر ایران بیش از حد به روسیه و ترکیه تکیه کند، ممکن است به:
ابزار چانهزنی این کشورها با غرب،
میدان رقابت قدرتهای منطقهای،
یا حتی قربانی معاملههای پشت پرده
تبدیل شود.
۶. الگوی تاریخی فرصتطلبی روسیه و ترکیه در بحرانها
نمونههای روسیه:
سوریه: تثبیت پایگاههای نظامی در سایه جنگ داخلی.
اوکراین: استفاده از بحران برای بازتعریف نظم امنیتی اروپا.
قفقاز: مدیریت منازعات برای حفظ نفوذ.
نمونههای ترکیه:
سوریه: گسترش نفوذ نظامی در شمال سوریه.
لیبی: ورود به جنگ داخلی برای کسب نفوذ سیاسی و اقتصادی.
قفقاز جنوبی: حمایت از آذربایجان برای تغییر موازنه قدرت.
نتیجه مشترک:
هر دو کشور نشان دادهاند که در بحرانها، نه به دنبال صلح پایدار، بلکه به دنبال تثبیت منافع خود هستند.
۷. جمعبندی راهبردی
سفر همزمان لاریجانی به مسکو و عراقچی به ترکیه را باید نشانهای از ورود بحران ایران به مرحلهای حساس دانست؛ مرحلهای که در آن دیپلماسی نه برای حل بحران، بلکه برای مدیریت آن به کار گرفته میشود.
روسیه و ترکیه در این میان نه ناجی ایراناند و نه دشمن مستقیم آن؛ بلکه بازیگرانیاند که بحران ایران را به فرصتی برای تقویت موقعیت خود در نظم در حال فروپاشی خاورمیانه تبدیل کردهاند.
اگر این روند ادامه یابد، ایران ممکن است در آینده نه تنها با غرب، بلکه با «متحدان فرصتطلب» خود نیز وارد مرحلهای از تعارض منافع شود؛ تعارضی که پیامدهای آن میتواند از جنگ نیابتی تا تغییر توازن قدرت در منطقه امتداد یابد.
