کوردانه: محمدرضا اسکندری: ترامپ در آخرین ساعات پیش از پایان مهلت آتشبس، توقف حملات آمریکا به ایران را تمدید کرد، اما محاصره دریایی علیه تجارت ایران را حفظ نگه داشت؛ تصمیمی که بهجای گشودن مسیر صلح، گره اصلی بحران را آشکارتر کرده است: نه واشنگتن از ابزار فشار اصلی خود عقب نشسته، نه تهران حاضر است زیر سایه تهدید و محاصره به گفتوگو تن بدهد. گزارشهای تازه رویترز نیز نشان میدهد پاکستان هنوز در حال میانجیگری است، اما روند دیپلماسی شکننده، متزلزل و آکنده از تردید باقی مانده است.
دونالد ترامپ روز ۲۲ آوریل ۲۰۲۶ اعلام کرد آتشبس با ایران را برای ادامه مذاکرات تمدید میکند، اما همزمان تصریح کرد که محاصره دریایی تجارت ایران از سوی نیروی دریایی آمریکا برقرار میماند؛ اقدامی که از نگاه تهران نه نشانه عقبنشینی، بلکه ادامه مستقیم جنگ با ابزار دیگر است. در چنین شرایطی، هرچند خطر ازسرگیری فوری حملات عقب رفته، اما بحران اصلی همچنان حلنشده باقی مانده است: آمریکا آتش را موقتاً خوابانده، اما فشار راهبردی را حفظ کرده و ایران نیز آشکارا میگوید زیر فشار، مذاکره نخواهد کرد.
در ظاهر، تصمیم تازه ترامپ میتواند بهعنوان عقبنشینی از لبه جنگ تعبیر شود؛ اما در واقع، آنچه رخ داده بیش از آنکه نشانه یک گشایش واقعی باشد، خریدن زمان برای ادامه چانهزنی در میانه یک بنبست نظامی و سیاسی است. رئیسجمهوری آمریکا از یکسو حملات را متوقف کرده، اما از سوی دیگر مهمترین اهرم فشار باقیمانده خود، یعنی محاصره دریایی تجارت ایران، را حفظ کرده است؛ اهرمی که تهران آن را عملاً ادامه جنگ و نقض روح آتشبس میداند.
واقعیت این است که نه ترامپ و نه سران جمهوری اسلامی همه واقعیت این جنگ را با مردم خود و با جهان در میان نمیگذارند. آنچه اکنون بیش از هر چیز دیده میشود، رسیدن هر دو طرف به نقطهای از فرسایش و بنبست است. ظاهراً ترامپ و تیم او گمان میکردند که شدت بمبارانها، حذف بخشی از فرماندهان و فشار فزاینده نظامی، رژیم ایران را سریعتر به آستانه فروپاشی سیاسی یا تسلیم در مذاکره خواهد رساند. اما ادامه مقاومت ساختار قدرت در تهران، معادله واشنگتن را پیچیدهتر کرده است؛ بهگونهای که آمریکا اکنون برای وادار کردن جمهوری اسلامی به عقبنشینی، یا باید به سمت یک جنگ زمینی پرهزینهتر برود، یا با حفظ آتشبس و تشدید محاصره اقتصادی و دریایی، همان هدف را با هزینهای کمتر دنبال کند. این برداشت، یک تحلیل است، اما با روندی که رویترز از تداوم محاصره همزمان با تمدید آتشبس توصیف کرده، همخوانی دارد.
در همین چارچوب، تمدید آتشبس را میتوان نه نشانه صلح، بلکه بخشی از یک تاکتیک فشار مرحلهای دانست: جلوگیری از هزینههای فوری یک جنگ گستردهتر، حفظ انسجام داخلی در واشنگتن، و همزمان نگهداشتن جمهوری اسلامی زیر فشار حداکثری. این امر میتواند برای ترامپ یک مزیت دوگانه داشته باشد: هم از ورود مستقیم به یک جنگ زمینی سنگین پرهیز کند، هم بخشی از مخالفان جنگ طولانی درون دولت و پایگاه سیاسیاش را آرام نگه دارد. با این حال، این راهبرد فقط زمانی کار میکند که تهران در نهایت هزینه محاصره را بیش از هزینه امتیازدهی ببیند؛ موضوعی که فعلاً روشن نیست.
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز با وجود لحن تند و تهدیدآمیز، نشانهای از برخورداری از یک راهحل روشن و پایدار نشان نمیدهد. عباس عراقچی محاصره را «اقدام جنگی» خوانده و مقامهای ایرانی نیز به رویترز گفتهاند که تنها در صورتی احتمال حضور در دور تازه مذاکرات وجود دارد که آمریکا از سیاست تهدید و فشار عقب بنشیند. این موضع نشان میدهد تهران میکوشد هم از پذیرش مذاکره از موضع ضعف پرهیز کند و هم فشار را بهعنوان ابزار تبلیغاتی برای حفظ انسجام داخلی به کار گیرد. اما پرسش اصلی اینجاست: جمهوری اسلامی تا چه زمانی میتواند آتشبس بدون رفع محاصره را تحمل کند، بیآنکه یا به میز مذاکره با هزینه سیاسی بالا بازگردد یا به سمت رویارویی تازه هل داده شود؟
نقش پاکستان در این میان مهمتر شده، اما هنوز تعیینکننده نیست. گزارشهای رویترز از تلاش اسلامآباد برای میانجیگری و استقبال شهباز شریف از تداوم این مسیر حکایت دارد، اما همزمان ابهام درباره سفر جیدی ونس و زمان دور بعدی مذاکرات، شکنندگی روند جاری را بیشتر آشکار کرده است. به بیان دیگر، کانال گفتوگو باز مانده، اما هنوز هیچ نشانه محکمی از نزدیک شدن دو طرف به توافق بر سر گره اصلی بحران دیده نمیشود.
بازارهای جهانی هم دقیقاً همین بیاعتمادی را بازتاب دادهاند. نفت برنت پس از خبر تمدید آتشبس برای مدتی از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد، اما بعد بخشی از رشد خود را از دست داد. این نوسان بهخوبی نشان میدهد که بازار نه به پایداری آتشبس اطمینان دارد و نه به موفقیت سریع مذاکرات.
در نتیجه، منطقه همچنان در وضعیتی معلق باقی مانده است: نه جنگ واقعاً پایان یافته، نه صلحی شکل گرفته، و نه مهمترین گره بحران، یعنی تقابل میان فشار نظامی-اقتصادی آمریکا و امتناع ایران از مذاکره زیر فشار، باز شده است. آتشبس تمدید شده، اما محاصره ادامه دارد؛ دیپلماسی زنده مانده، اما اعتماد وجود ندارد؛ و همین تناقض، چشمانداز روزهای آینده را همچنان مبهم و ناپایدار نگه میدارد.
