روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آحارانوت» در گزارشی مفصل از طرحی پرده برداشته که به گفته این روزنامه، هدف آن سرنگونی حکومت ایران در جریان جنگ اخیر بود؛ طرحی که با اتکا به عملیات هوایی، تحریک اعتراضات داخلی و ورود نیروهای کُرد از خاک عراق طراحی شده بود، اما در نهایت نه به خیزش عمومی انجامید و نه به فروپاشی ساختار قدرت در تهران.
روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آحارانوت» در گزارشی به قلم ناحوم بارنئا و رونن برگمن، از جزئیات طرحی برای «تغییر رژیم» در ایران پرده برداشته است؛ طرحی که به نوشته این روزنامه، در مرکز محاسبات جنگ اخیر قرار داشت، اما پس از چند روز، با ناکامی در ایجاد خیزش مردمی و توقف طرح ورود نیروهای کُرد از عراق، عملاً از محور اصلی تصمیمگیری کنار رفت. بر اساس این روایت، از روز پنجم جنگ، بنیامین نتانیاهو بیش از روایت موساد، به ارزیابی ارتش اسرائیل تکیه کرد و سرنگونی حکومت ایران از یک هدف عملیاتی به یک «گزینه مطلوب اما نامطمئن» تنزل یافت.
روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آحارانوت» در گزارشی مفصل، جزئیاتی از طرحی را منتشر کرده که هدف آن سرنگونی حکومت ایران در جریان جنگ اخیر توصیف شده است؛ طرحی که به گفته منابع اسرائیلی، در نهایت به نتیجه نرسید و در میان طراحان و حامیان آن در تلآویو، احساس ناکامی و «از دست رفتن فرصت» بر جای گذاشت.
این گزارش که به قلم دو روزنامهنگار شناختهشده اسرائیلی، ناحوم بارنئا و رونن برگمن، تهیه شده، میگوید پروژه «تغییر رژیم» در ایران در واقع بخشی از هدف بزرگتر اسرائیل برای دستیابی به آنچه «پیروزی مطلق» خوانده میشد، بود. اما سازوکار پیشبینیشده برای تحقق این هدف، پس از حدود چهل روز درگیری، نتوانست به فروپاشی ساختار قدرت در تهران منجر شود.
بر پایه این گزارش، ایده سرنگونی حکومت ایران سابقهای طولانیتر دارد و به دوره فعالیت مئیر داگان در موساد و دوران نخستوزیری ایهود اولمرت بازمیگردد. در آن مقطع، سناریویی مطرح شده بود که بر اساس آن، با حذف علی خامنهای، فردی از درون ساختار قدرت که بهطور مخفیانه جذب شده بود، جایگزین او شود. این طرح در همان زمان با مخالفتهایی در سطوح بالای جامعه اطلاعاتی اسرائیل کنار گذاشته شد، اما ظاهراً توجه بنیامین نتانیاهو را به خود جلب کرد؛ بهگونهای که پس از بازگشت او به قدرت در سال ۲۰۲۳، بار دیگر درباره امکان اجرای چنین برنامههایی پرسوجو شد.
گزارش یدیعوت آحارانوت توضیح میدهد که جذابیت این ایده برای چهرههایی چون داگان، نتانیاهو و رهبری کنونی موساد در آن بود که یک عملیات پیچیده و مخفیانه میتوانست، دستکم در تصور طراحان آن، همزمان چند تهدید اصلی علیه اسرائیل را از میان بردارد: برنامه هستهای ایران، توان موشکی، و شبکه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه. با این حال، در همان زمان نیز میان نهادهای اسرائیلی اختلاف نظر وجود داشت؛ موساد به این سناریو گرایش داشت، نتانیاهو از آن حمایت میکرد، اما نهاد اطلاعات نظامی اسرائیل، امان، با تردید بیشتری به آن نگاه میکرد.
بر اساس این روایت، اسرائیل برای سرنگونی یک نظام دو مسیر را در نظر گرفته بود: مسیر نخست، از بالا و از طریق شکاف در ساختار قدرت و اتکا به نخبگان و مقامهای ارشد؛ و مسیر دوم، از پایین و از راه تحریک اعتراضات مردمی و فعالسازی نیروهای اقلیت، از جمله گروههای کُرد، بلوچ و عرب. یدیعوت آحارانوت مینویسد که اسرائیل در عمل تلاش کرد هر دو مسیر را بهطور همزمان دنبال کند.
در این گزارش آمده است که با انتصاب دیوید بارنیا به ریاست موساد در سال ۲۰۲۱، حوزه «تأثیرگذاری بر افکار عمومی ایران» به یکی از محورهای اصلی تقابل با جمهوری اسلامی تبدیل شد. روزنامه اسرائیلی تأکید میکند که واژه «تأثیرگذاری» برای توصیف ابعاد واقعی این پروژه کافی نیست؛ چرا که به نوشته این گزارش، اسرائیل در برابر نظامی که آن را «مملو از زهر» توصیف کرده، شبکهای پیچیده و چندلایه ایجاد کرده بود؛ شبکهای که از حدود چهار سال پیش شکل گرفت و حدود دو سال و نیم پیش به آمادگی عملیاتی رسید.
طرح سرنگونی، به نوشته این روزنامه، در ابتدا برای ژوئن ۲۰۲۶ برنامهریزی شده بود. اما اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در ایران و واکنش خشونتآمیز جمهوری اسلامی، محاسبات تلآویو و واشنگتن را تغییر داد. به روایت گزارش، طراحان اسرائیلی مدعی بودند که تلاشهای پیشین اسرائیل در پسزمینه این اعتراضات نقش داشته است؛ هرچند اعتراضات نه به سقوط حکومت انجامید و نه توانست موازنه قدرت در تهران را بهطور فوری تغییر دهد.
با این حال، همین اعتراضات بر تصمیمگیری در سطح آمریکا نیز اثر گذاشت. دونالد ترامپ پس از آن با بیان اینکه «کمک در راه است»، پیامی سیاسی فرستاد که هم در تهران و هم در تلآویو با دقت دنبال شد. سپس فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، مأمور اعزام نیروهای بیشتر به منطقه خلیج فارس شد و همزمان نتانیاهو به ارتش اسرائیل و موساد دستور داد زمان اجرای عملیات را جلو بیندازند.
به نوشته یدیعوت آحارانوت، رئیس موساد در ۱۶ ژانویه به آمریکا رفت و جزئیات طرح، از جمله سناریوی سرنگونی حکومت ایران، را برای مقامهای نظامی و غیرنظامی آمریکا تشریح کرد. همزمان، فرماندهی مرکزی آمریکا از طریق ارتباط با ارتش اسرائیل در جریان برنامه قرار گرفت و رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل نیز به واشنگتن سفر کرد.
بخش دیگری از گزارش به دیدار ۱۱ فوریه بنیامین نتانیاهو با دونالد ترامپ در کاخ سفید اختصاص دارد. در این نشست، رئیس موساد از طریق ارتباطی رمزگذاریشده از اسرائیل شرکت کرد و جزئیات طرح برای رئیس جمهوری آمریکا ارائه شد. برداشت نتانیاهو از این دیدار، به نوشته گزارش، این بود که واشنگتن برای اجرای کامل طرح چراغ سبز داده است. اما یک روز بعد، در جلسهای جداگانه در اتاق وضعیت کاخ سفید و بدون حضور هیئت اسرائیلی، مقامهای ارشد دولت آمریکا با نگاه بسیار متفاوتی به طرح نگریستند.
بر اساس این گزارش، در دولت آمریکا بر سر طرح «تغییر رژیم» اجماع وجود نداشت. در جلسه ۱۲ فوریه، چهرههایی چون جیدی ونس، مارکو روبیو و رئیس سازمان سیا با بخشهایی از طرح مخالفت کردند. به روایت یدیعوت آحارانوت، روبیو این طرح را «مزخرف» و رئیس سیا آن را «نمایشی مضحک» خواندند؛ نشانهای از شکاف جدی در واشنگتن درباره امکان و پیامدهای سرنگونی حکومت ایران.
یکی از حساسترین بخشهای طرح، مرحله دوم عملیات پس از حدود صد ساعت حملات هوایی بود. طبق این سناریو، پس از حملات هدفمند اسرائیل علیه رهبر و مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، نیروهای کُرد از خاک عراق وارد مناطق کُردنشین ایران میشدند و سپس با همراهی نیروهای کُرد ایرانی به سمت مرکز کشور حرکت میکردند. طراحان این سناریو امیدوار بودند روندی مشابه تحولات سوریه در پایان سال ۲۰۲۴ شکل بگیرد.
اما حفظ محرمانگی چنین طرح گستردهای دشوار بود. به نوشته گزارش، حضور گروههای مختلف از جمله کُردها، بلوچها و عربهای احوازی، ریسک افشای عملیات را بالا برد. برخی منابع مدعی شدهاند که نهادهای اطلاعاتی ایران از این طرح آگاه شده و اطلاعات مربوط به آن را با ترکیه در میان گذاشتند. در ادامه، تماسهای منطقهای، بهویژه تماس رجب طیب اردوغان با دونالد ترامپ، در توقف طرح نقش مهمی ایفا کرد. بر اساس این روایت، ترامپ تنها چند ساعت پیش از عبور نیروهای کُرد از مرز، دستور توقف کامل عملیات را صادر کرد.
همزمان، فراخوانها برای حضور مردم در خیابانها نیز با استقبال گسترده روبهرو نشد. این شکست، ضربهای جدی به محاسبات موساد بود؛ نهادی که ظاهراً تصور میکرد حملات هوایی، فشار روانی و شبکههای نفوذ میتواند زمینه یک خیزش فراگیر را فراهم کند.
از روز پنجم جنگ، به نوشته یدیعوت آحارانوت، نقطه چرخش مهمی رخ داد: بنیامین نتانیاهو بهتدریج روایت ارتش اسرائیل را بر روایت موساد مقدم دانست. از این مرحله به بعد، سرنگونی حکومت ایران دیگر مأموریت مرکزی جنگ نبود، بلکه به هدفی مطلوب اما نامطمئن و غیرقطعی تبدیل شد.
ارزیابی میدانی نیز برخلاف انتظار طراحان پیش رفت. حملات هوایی نتوانست ساختار حکومت ایران را فروبپاشد. تهران نهتنها ثبات نسبی خود را حفظ کرد، بلکه با استفاده از اهرمهایی چون تهدید به بستن تنگه هرمز، موقعیت چانهزنی خود را نیز تقویت کرد.
در جمعبندی گزارش آمده است که طرح سرنگونی حکومت ایران با ناامیدی در اسرائیل پایان یافت. اهمیت آن در روند تصمیمگیری، پس از روزهای نخست جنگ، کاهش پیدا کرد و همزمان موجی از انتقادهای داخلی درباره اتکای بیش از حد به سناریوی تغییر رژیم شکل گرفت. این گزارش در نهایت تصویری از شکاف میان رؤیای موساد، محاسبات سیاسی نتانیاهو، تردید ارتش اسرائیل و احتیاط بخشی از دولت آمریکا ارائه میدهد؛ شکافی که نشان داد سرنگونی جمهوری اسلامی، برخلاف تصور اولیه طراحان، نه با حمله هوایی، نه با فشار اطلاعاتی و نه با تحریک نیروهای منطقهای، بهسادگی قابل مهندسی نیست.
