بازنشر یک یادداشت در خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جرقه‌ی بحرانی را زد که پیش‌تر نشانه‌های آن در بدنه جریان اصول‌گرا دیده می‌شد. این خبرگزاری در پنجم اردیبهشت ۱۴۰۵، متنی را در بخش «اخبار سایر رسانه‌ها» با عنوان «قدرت‌سازی مردم در خیابان/ در پس مذاکره با آمریکا چه چیزی نهفته است؟» منتشر کرد؛ متنی که به‌طور ضمنی، «قدرت خیابانی» را به‌عنوان پشتوانه مذاکرات معرفی می‌کرد و در عین حال، برخی مطالبات مطرح‌شده درباره نتیجه مذاکره—از جمله لغو کامل تحریم‌ها و آتش‌بس در جبهه‌های منطقه‌ای—را با تعبیر «لوبیای سحرآمیز» به چالش می‌کشید.

همین عبارت کافی بود تا ماجرا از یک بازنشر ساده عبور کند. چرا که این مطالبات، در فضای سیاسی ایران، به‌عنوان خطوط مطلوب بخشی از حاکمیت برای پایان بحران‌ها شناخته می‌شوند. به بیان دیگر، متن بازنشرشده—even اگر موضع رسمی تسنیم نبوده باشد—در عمل وارد قلمرو خطوط قرمز گفتمانی شد.

ساعاتی بعد، وب‌سایت مشرق نیوز نیز این مطلب را بازنشر کرد، اما با بالا گرفتن واکنش‌ها، هر دو رسانه آن را حذف کردند. حذف سریع، خود به‌تنهایی نشانه‌ای از حساسیت بالای موضوع و وجود فشارهای درون‌جریانی بود.


رجانیوز در نقش منتقد؛ نزاع بر سر «مذاکره»

پس از این اتفاق، رجانیوز—رسانه‌ای نزدیک به جبهه پایداری—به‌سرعت وارد میدان شد و با انتشار مطالبی، تسنیم را متهم کرد که در حال «زمینه‌سازی رسانه‌ای» برای بازگشت به مذاکره با آمریکا است. این اتهام، در واقع بازتاب یک اختلاف عمیق‌تر است: شکاف میان طیفی که مذاکره را—even در چارچوب محدود—ابزاری قابل استفاده می‌داند، و طیفی که هرگونه عقب‌نشینی در این حوزه را عدول از اصول تلقی می‌کند.

پاسخ تسنیم نیز تند و معنادار بود. این خبرگزاری در یادداشتی با عنوان «نکاتی درباره یک دروغ سحرآمیز علیه تسنیم» تلاش کرد خود را از محتوای یادداشت مبرا کند و تأکید کرد که انتشار آن صرفاً در چارچوب بازنشر رسانه‌ها بوده است. با این حال، استفاده از تعبیراتی مانند «عملیات روانی» و اشاره به «یک گروه کوچک» نشان داد که تسنیم این حملات را نه یک نقد درون‌جریانی، بلکه بخشی از یک پروژه تخریبی می‌بیند.

تنش زمانی به اوج رسید که تسنیم در یادداشتی دیگر با عنوان «راه رجایی یا روش کشمیری؟» عملاً رجانیوز را به «ترور شخصیت» متهم کرد—اتهامی سنگین که در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی بار امنیتی و تاریخی مشخصی دارد.


فراتر از یک اختلاف رسانه‌ای

آنچه این ماجرا را مهم می‌کند، نه صرفاً محتوای یک یادداشت یا حتی جدال دو رسانه، بلکه نشانه‌هایی است که از تغییر آرایش نیروها در درون جریان اصول‌گرا بروز می‌دهد. به نظر می‌رسد:

  • اجماع پیشین بر سر سیاست خارجی در حال فرسایش است.
  • گفتمان «مقاومت مطلق» با چالش‌های عملی مواجه شده و برخی بازیگران به‌دنبال بازتعریف آن هستند.
  • رسانه‌ها دیگر صرفاً بازتاب‌دهنده نیستند، بلکه به بازیگران فعال در این شکاف تبدیل شده‌اند.

در این میان، نقش رسانه‌هایی مانند تسنیم و رجانیوز، از انتقال پیام فراتر رفته و به نوعی «نمایندگی سیاسی» برای طیف‌های مختلف درون حاکمیت تبدیل شده است.

ماجرای اخیر را نمی‌توان صرفاً به یک «بازنشر اشتباه» یا «سوءبرداشت» تقلیل داد. آنچه دیده می‌شود، بروز علنی شکافی است که مدت‌ها در لایه‌های زیرین جریان اصول‌گرایی در حال شکل‌گیری بوده است. اختلاف بر سر مذاکره با آمریکا، نحوه مواجهه با فشارهای خارجی و حتی تعریف «مقاومت»، اکنون به نقطه‌ای رسیده که دیگر نمی‌توان آن را پشت ادبیات کلی و وحدت‌طلبانه پنهان کرد.

اگر این روند ادامه یابد، احتمالاً در آینده شاهد شفاف‌تر شدن مرزهای این شکاف—و حتی بازآرایی جدی‌تر در اردوگاه اصول‌گرایان—خواهیم بود.