سیاستمداران چه با هم رقابت کنند و چه «رفاقت»، جان مردم را میگیرند و مالشان را به یغما میبرند
جنگ، جنگ است. جنگ همواره علیه مردم است، در هر لوا و تحت هر نامی که باشد. در جنگ علیه مردم «خودی» یا علیه کشوری «ناخودی» همواره این مردم، منافع و مطالبات آنهاست که قربانی میشود. بعد از کشتار نظاممند و برنامهریزی شدهی مردم توسط جمهوری اسلامی در دیماه ۱۴۰۴، در شرایطی که جامعه در تدارک و سازماندهی شکوهمند خود برای پیگیری اعتراضات در جهت وصول مطالبات انباشته شده بود، حملات امریکا و اسرائیل با شعار و بهانهی «رژیم چنج» و «آزاد کردن» ایران آغاز شد. شعاری که طرح آن توسط مدافعان سلطنت و طرفداران رضا پهلوی نه تنها بهانهی دیگری برای سرکوب و کشتار مردم داد، بلکه به حملات وحشیانهی امریکا و اسرائیل و آغاز جنگ مشروعیت داد و نتیجهی این هر دو جنگ، شکاف و چندقطبی شدن نیروهای معترضِ علیه رژیم، در داخل و خارج، تصرف خیابان توسط نیروهای جمهوری اسلامی و عقب راندن معترضین بود. بنابراین همانگونه که برای ما زنان و سایر بخشهای جامعه که به شیوههای گوناگون در معرض خشونت و سرکوب حکومتی واپسگرا قرار داشتهایم روشن بود، در عمل ثابت شد که بمبهای سنگرشکن، موشک و پهباد هیچگاه نخواهند توانست پیامدی بهجز کشتار، آوارهگی، فقر، بیکاری، تورم و تاریکی و خفقان بیشتر به ارمغان بیاورند.
جنگ، جنگ است: جنگِ حکومت با توپ، تانک و مسلسل علیه مردم در نیزارهای ماهشهر و کشتار کودکان مدرسهی میناب با موشک و بمب تفاوتی ندارد. ترجیح یک وجه از این دو وجه خشونت بردیگری، با هر توجیه و بهانهای، جز دورشدن از مفهوم و درونمایهی جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیست. جنبشی که همچون بسیاری جنبشهای مترقی دیگر یکی از ارکان محوری شعارهایش زندگی، برابری، رفاه و رهایی تمامی اقشار و طبقات جامعه از هرگونه تبعیض و بیعدالتی بوده است. بنابراین ویرانی و نادیده گرفتن «زندگی»، چه جان انسان باشد و چه رفاه و آسایش انسانها، در تقابل و ضدیت واقعی با جنبش «زن، زندگی، آزادی» و سایر جنبشهای مترقی است.
جمهوری اسلامی ۴۷ سال است با مردمی میجنگند که «آزادی زندانی سیاسی» و «لغو اعدام»، یعنی پاسداشت جان انسانها، یکی شعارهای اصلیِ در بین مطالبات بیشمارش بوده است. شرایط جنگی، چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در جنگ کنونی، باعث شد عاملیت مردم در خیابان و حضور آنان و همچنین رسانههای اجتماعی، در فضای واقعی و مجازی به تاریکخانهی بیخبری فرستاده شود و شرایط را برای شدیدترین شکل خفقان، سانسور و سرکوب برای رژیم فراهم کنند. روزی نیست که فهرستهای بلندبالایی از دستگیرشدگان، محکومین به مرگ و مصادرهی اموال معترضین به بهانهی «جاسوسی» در اقصا نقاط کشور در رسانههای بهشدت کنترلشدهی داخلی نبینیم. تداوم سرکوب، بازداشت و اعدام معترضین در خاموشی اینترنت و در نبود هرگونه امکان دسترسی خانوادهها و وکلا به بازداشتشدگان بهطور وحشتناکی سرعت میگیرد…آری جنگ برای امران و عاملان سرکوب، کشتار و اعدام، «نعمت» است. «نعمتی» که با ایجاد شرایط حکومت نظامی، ایجاد رعب و وحشت و بیخبری مردم، دست دیکتاتورها را برای انواع و اقسام جنایات و توجیه تمامی کاستیها و محدودیتهاباز میگذارد.
ما نه تنها باور داریم که ساختار ضد بشری جمهوری اسلامی با حذف این یا آن مهره تغییر نخواهد کرد؛ بلکه باور داریم که نه در جنگ و نه در مذاکره و معامله در پشت درهای بسته، ذرهای از مطالبات مردم لحاظ نشده و نخواهد شد. دو طرف این جنگ فقط به فکر بقای خود، رژیمهای فاشیست و فاسدشان و منافع خود هستند. بنابراین تا زمانی که جبههای پررنگ و قدرتمند از سوی جنبشها در جامعه عرضاندام نکند، ما قربانی رقابت حکومتهای سرکوبگر و فاشیستی و سرمایهی جهانیبرای تغییر و ایجاد جغرافیای جدید جهان و بخصوص خاورمیانه خواهیم بود. ما معتقدیم سیاستمداران درگیر در این منازعات بدنهای ما را بسان نیروی کار مجانی و یا ارزان بازنمایی میکنند و در شرایط جنگی حتی این را هم زیرپا گذاشته و بهمثابه بدنهای تکهپارهشده زیر موشکها و بمبها از ما انسانزدایی میکنند. و این انسانزدایی نه فقط با ریختن بمب و موشک بر سر ما مردم بلکه با تحمیل شرایط غیرقابل تحمل زندگی روزمره، آوارهگی، فقر، بیکاری، تورم، گرانی و… هرچه وحشیانهتر و غیرقابلتحملتر میشود، شرایطی که به قطع و یقین در روزهای پساجنگ به مراتب غیرقابلتحملتر خواهد شد. همین امروز با میلیونها بیکار ناشی از زدن زیرساختها، کارخانهها، نیروگاهها و …قطعی اینترنت، تعدیلهای روزافزون تمامی مراکز تولیدی، خدماتی و…بیکاری گستردهی بیثباتکاران و… که بخش عمدهای از آنان را زنان تشکیل میدهند، مواجهیم. زنانی که همواره در صف اول علیه جنگ، خشونت و اعدام بودهاند. کسانی که بخش عمدهی حاملان و عاملان شعار «زن، زندگی،آزادی» را تشکیل میدهند. و امروز نیز در شرایط بحرانی کنونی آنچه را بیش از همه در خطر میبینند همانا «زندگی» است. زندگی و جان انسانها. انسانهایی که در خفقان و سکوت کنونی اسیر شده و یا به طنابدار سپرده میشوند. نیروهای معترضی که عناصر اصلی جنبشهای آتیخواهند بود و رژیم جنایتکار کنونی تلاش دارد با حذف همهی آنها راه را برای حکومت فاشیستی خود هموارتر کند. بنابراین در برهه و شرایط کنونی مطالبهی «آزادی بیقید و شرط همهی زندانیان سیاسی و توقف و لغو اعدام» را سرلوحهی شعارهای خود قرار میدهند.
ما معتقدیم در شرایط و برههی کنونی هیچ مسئولیتی فوریتر از اقدامی مشترک در جهت نجات جان هزاران زندانیای نیست که چه بسا در خطر کشتاری وسیع هستند. اقدامی مشترک از جانب تمامی جنبشهای مترقی که سالهاست میداندار مطالبات اقشار و طبقات گوناگون بودهاند، اعم از زنان، کارگران، بازنشستگان، دانشجویان، حامیان محیط زیست، کودکان، ملیتها، مخالفان اعدام، خانوادههای دادخواه و… . هیچ اقدامی فوریتر از نجات جان انسانی نیست که با آویختن طنابدار به گردنش و کشیدن چارپایه از زیر پایش از حق زندگی محروم میشود.
صدای بازداشتشدگان باشیم
علیه اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی صدای مشترک شویم
اول اردیبهشت ۱۴۰۵
- جمعی از زنان تهران و کرج
- جمعی از زنان فعال داخل کشور
